دانستنیها

هنر ایرانی

سرمه‌دوزی

سرمه دوزی دوخت انواع ملیله فلزی روی پارچه‌های نفیس محکم از جمله ترمه است به همین دلیل ترمه دوزی وملیله دوزی هم گفته می‌شود . سرمه(ملیله فلزی)از الیاف طلا و نقره که تابیده و فنری شده تهیه می‌شود و بعلت تلالو خاصی که دارد استفاده می‌شود سرمه دوزی بشکل ملیله دوزی که قطعات نقره و طلا به شکل مفتول تو خالی بوده از زمان هخامنشیان و ساسانیان رایج گشته ودر زمان صفویه به اوج خود رسیده است و اکنون با الیاف بدل طلا و نقره تهیه می‌شود وبهمین دلیل در سطح گسترده مورد استفاده عوام می‌باشد و در گذشته جهت لباس و پرچم و روکش مقابر و پرده خانه خدا به کار می‌رفته است . امروزه سرمه دوزی برای وسائلی مثل رومیزی ,روتختی , سجاده , جانماز ,جلد قرآن و روکش جعبه دستمال کاغذی و تابلو و دوخت کمند و نظائر آن بکار می‌رود . طرح های سرمه دوزی معمولاً انواع بته جقه است که در طرح پارچه ترمه نیز همین طرح به کار می‌رود طرح های دیگر؛ گل وبته ,گلهای شاه عباسی و غیره است و تقریباً مثل گلدوزی در طرح محدودیتی ندارد اما پیاده کردن طرح طبق شیوه و روشهای خاصی حاشیه و گوشه مطابق و مناسب وسایلی که تهیه می‌شود می‌باشد . مراکز سرمه دوزی در ایران شهر های اصفهان , یزد , کاشان و تهران است .

تذهیب

تذهیب را می‌توان مجموعه‌ای از نقش‌های بدیع و زیبا دانست که نقاشان و مذهبان برای هرچه زیباتر کردن کتاب‌های مذهبی، علمی، فرهنگی، تاریخی، دیوان اشعار، جُنگهای هنری و قطعه‌های زیبای خط به کار می‌برند.

تذهیب، همچون نقاشی، دارای مکتبها و دوره‌های خاصی است ؛ چنانکه می‌توان از مکاتب سلجوقی، بخارا، تیموری، صفوی و قاجار و شعب مختلف هر مکتب سخن گفت. برای مثال، در مکتب تیموری، شعبه‌های شیراز، تبریز، خراسان و... را می‌توان تمیز داد و در واقع، تفاوت در رنگ‌ها، روش قرار گرفتن نقش‌ها در یک صفحه تذهیب و تنظیم نقش‌ها در مکتب‌های مختلف، عامل این تفاوت است. برای نمونه، تذهیب در مکتب بخارا به آسانی از تذهیب در دیگر مکتب‌ها بازشناخته می‌شود. چون، در مکتب بخارا از رنگ‌های زنگار، شنگرف، سورنج و سیاه استفاده می‌شده‌است، در صورتی که در مکتبهای دیگر، رنگها به این ترتیب کاربرد نداشته‌است.

می‌توان گفت تذهیبهای دوره‌های مختلف، بیان کننده حالات و روحیات آن دوره‌ها هستند: تذهیب سده چهارم ه.ق ساده و بی پیرایه، سده‌های پنجم و ششم ه.ق متین و منسجم، سده هشتم ه.ق پرشکوه و نیرومند و سده‌های نهم و دهم ه.ق ظریف و تجملی هستند.

بررسی آثار تذهیب شده دردوره‌های گذشته، بر تأثیر فراوان هنر تذهیب ایران در دیگر کشورها – هند، ترکیه عثمانی و کشورهای عربی- حکایت دارد. هنرمندانی که در اوایل دورهٔ صفوی از ایران به هند مهاجرت کردند، بنیانگذار مکتب نقاشی ایران و هند شدند و آثاری بزرگ از خود بر جا گذاردند. آثار به جا مانده از مکتب مغولی هند که در نوع خود بی مانند است، بر این واقعیت حکایت دارد که این مکتب تداوم مکتب نقاشی ایران و هند است.

در ترکیه عثمانی، هنرمندان مذهّب زیاد جلوه نکردند و اگر این هنر در آن سرزمین رشدی کرد، به خاطر هنرمندان ایرانیی بود که با مهاجرت به ترکیه عثمانی، بنیانگذار مکتب هنری در آن دیار شدند. در کشورهای عربی نیز، به سبب بازگشت هنرمندان ایرانی از آن کشورها، هنر تذهیب اوجی نیافت.

در واقع، هنر تذهیب ایران در دنیا یگانه‌است. در اروپا، به نوعی از آذین و آرایش، تذهیب می‌گویند و تذهیب ایرانی را با آن مقایسه می‌کنند ؛ اما تذهیب اروپایی با تذهیب به شیوه ایرانی، به طور کلی، فرق دارد. آذینهای تذهیب اروپایی از ساقهٔ درختی مانند مو و برگهای رنگین تشکیل شده‌است و در کنار آنها، گاهی پرندگان، حیوانها، صورتهای مختلف انسان و مناظر طبیعی را می‌توان دید.

ترمه

ترمه یکی از صنایع دستی نساجی نفیس ایران است.

ترمه با طرح‌های بسیار متنوعی در نقاط مختلف ایران بافته می‌شود و ترمه اصفهان به زیبایی بسیار معروف است.

نقش‌های منحنی مانند بته جقه و گل‌های شاه عباسی در رنگ‌های مختلف در ترمه به کار می‌رود.

برای ترمه بافی از ابریشم و پشم مرغوب با الیاف بلند استفاده می‌کنند. نخ‌ها با رنگ‌های گیاهی و مواد مصنوعی طبیعی، و بیشتر به رنگ‌های عنابی، قرمز، سبز، نارنجی و مشکی رنگرزی می‌شوند. برخی از نقش‌های متنوع ترمه بافی عبارتند از بته جقه ، گل‌های شاه عباسی ، بته خرقه ، شاخ گوزنی ، امیری ، راه راه (محرمات) ، بته سروی و بته بادامی.

در گذشته نقش‌های ترمه را به روش انگشتی ایجاد می‌کردند ولی امروزه از دستگاه چهاروردی (که برای شعربافی و نساجی سنتی به کار می‌رفت) استفاده می‌شود. ترمه‌بافی از اوایل دوران صفویه در اصفهان رواج داشته ولی اکنون درحال منسوخ شدن است و تنها در کاشان ، یزد، کرمان و تهران (در اداره کل هنرهای سنتی سازمان میراث فرهنگی ، برای حفظ و احیای این هنر) کارگاه‌های ترمه‌بافی وجود دارند.

جاجیم

جاجیم‌بافی یکی از صنایع دستی ایرانی و رایج در بعضی استان‌ها از جمله کرمانشاه، کردستان، همدان و فارس است که از دیرباز بین خانواده‌های روستایی و عشایر رواج داشته‌است. جاجیم به عنوان زیرانداز استفاده می‌شود وهم‌چنین هنگام کوچ عشایر برای بسته‌بندی و جابه‌جایی اسباب و لوازم و گاهی به‌عنوان بالاپوش گرم مورد استفاده قرار می‌گیرد. حتی در بین برخی از خانواده‌های روستای جاجیم را به‌عنوان چشم‌روشنی و جهیزیه نوعروسان هدیه می‌دهند و به‌عنوان یادگاری ارزنده سال‌ها در خانوارها باقی می‌ماند.

مواد اولیه جاجیم پشم است و بافت آن شبیه گلیم است، با این تفاوت که جاجیم در چهار تخته بافته می‌شود و پس از بافتن به هم متصل و دوخته می‌شود. در منطقه اورامان و ثلاث باباجانی زنان جاجیم‌هایی را با نقوش متنوع و جنس مرغوب می‌بافند که در نوع خود کم‌نظیر است.

چاپ کلاقه‌ای

چاپ کَلاقه‌ای یا باتیک یکی از روشهای چاپ بر روی پارچه است که در کشورهایی مانند اندونزی، تایلند، سریلانکا و هند و ایران از قدیم کاربرد داشته‌اند.

این روش در ایران بیشتر در تبریز و اسکو رواج دارد و کَلاقه‌ای نامیده می‌شود. واژه باتیک ریشه اندونزیایی دارد.

در چاپ کلاقه‌ای، کلیه طرحها و رنگها را با استفاده از واکس و عملیات رنگرزی بر روی پارچه منتقل می‌کنند. برای این کار بیشتر از پارچه ابریشم استفاده می‌شود. تاروپود پارچه از واکس پوشیده می‌شود و هر دو روی پارچه یکسان نقش می‌شود.

رنگهای به کار رفته برای چاپ بیشتر از دسته رنگهای گیاهی مانند روناس، اسپرک، پوست انار و زردچوبه است.

یکی از ویژگی‌های چاپ کلاقه‌ای ایجاد رگه‌های رنگی است که در اثر شکستن واکس و نفوذ رنگ از میان این شکست‌ها به پارچه در حین عملیات رنگرزی برروی پارچه پدید می‌آید.

ابزار کار چاپ باتیک «تیان» نام دارد که وسیله‌ای فلزی شبیه به قیف نازک است. همچنین قلم‌مو ، مهر و کارگاه چوبی (برای مهار کردن پارچه) نیز استفاده می‌شود. روش‌های چاپ باتیک عبارتند از چاپ مستقیم، چاپ برداشت، چاپ با شابلون، نقاشی باتیک روی پارچه ابریشمی، تار عنکبوتی، قلم‌مویی، بدون رنگرزی و باندا (پیچشی). استاد گنجینه از استادان معروف این سبک در ایران است.

حکاکی

حکاکی یعنی به‌وسیله برجستگی وفرو رفتگی یک طرح ونقش را بروی کاشی و چوب بوجود بیاوریم به وسیله ابزار فلزی که می‌تواند مغار پیچ گوشتی یا چاقو نیز باشد.

خاتم‌کاری

صنعت خاتم‌سازی از هنرهای ظریفه‌ای است که سابقه و ریشه‌ای بسیار کهن دارد.این هنر نیز مانند سایر هنرها و صنایع دستی ایران،نمونه زیبا و پرارزشی از ذوق وهنر مردم سرزمین ایران است.

تاریخچهٔ خاتم‌کاری

درباره مخترع و مبتکر خاتم بین خاتم‌سازان و هنرمندان روایات گوناگونی وجود دارد ولی آنچه قابل ذکر است آن است که به درستی معلوم نیست اولین بار خاتم‌سازی را چه کسی ابداع کرده است.در دایرةالمعارف فارسی آمده است: «زمان آغاز این هنر دانسته نیست ،و آنچه درباره آن گفته می‌شود با افسانه همراه است. برخی از استادان خاتم‌ساز هنوز بر این عقیده‌اند که هنر خاتم‌سازی معجزه ابراهیم پیغمبر است»

صنعتگران مصری این روش را مانند بسیاری از هنرها و پیشه‌های دیگر از قبطی‌ها اقتباس کرده‌اند، چندین قطعه و لوحه که روی آنها با چوب و استخوان موزائیک‌کاری شده است در عین الصیره نزدیک قاهره دراوایل دوره اسلام به دست آمده و اغلب آنها درموزه صنایع اسلامی قاهره ویا موزه برلین وجود دارد که یکی ازعالی‌ترین نمونه‌های این صنعت درموزه متروپولیتن است.

قلمزنی

قلمزنی عبارت است از تزیین و کندن نقوش بر روی اشیای فلزی به ویژه مس، طلا، نقره، برنج و یا به عبارت دیگر ایجاد خطوط و نقوش به وسیله قلم با ضربه چکش و بر روی اجسام فلزی. قلمزنی یکی از رشته‌های هنرهای سنتی ایران است که در دسته بندی، در رده هنرهای صناعی و در گروه فلزکاری قرار دارد.

امروزه برای قلم‌زنی ابتدا داخل یا زیر ظرف یا سینی مورد نظر را که معمولا از جنس نقره یا طلا است از محلول قیر و گچ پر می‌کنند تا سروصدای قلم کمتر به گوش برسد و همچنین مانع از سوراخ شدن ظرف در حین کار شود. سپس نقش مورد نظر را روی ظرف رسم کرده و قلم مناسب را انتخاب کرده و روی سطح ظرف قرار می‌دهند و با چکش بر انتهای قلم می‌کوبند تا شیارها و نقش‌ها با تغییر شدت ضربه روی ظرف ایجاد شوند.
قلم‌های این هنر متنوع هستند و نام‌های خاص خود را دارند مانند قلم سایه و قلم نیم‌بر. پس از ایجاد نقش‌ها، قیر را جدا می‌کنند و روی شیارها گرده زغال می‌ریزند و روی ظرف را با روغن جلای سیاه می‌پوشانند. به این ترتیب نقش‌های قلم‌زده شده به شکل خط‌هایی تیره و مشخص دیده می‌شود.
نمونه‌ای از هنر قلم زنی استان مرکزی که یک بادیاب (بادیه، جام بزرگ پایه‌دار) مسی بود در ورودی سازمان مالکیت‌های معنوی WIPO در سوئیس قرار دارد.پیشینه قلمزنی به زمان سکاها یا سیت‌ها نسبت داده می‌شود که نژاد آریایی داشتند.

آثار قلمزنی اندکی از دوره مادها که در سده هفتم ق.م در شمال ایران روی کار آمدند به یادگار مانده‌است. اشیای به دست آمده از آذربایجان حاکی از آن است که از نفوذ سکاها به تدریج کاسته شده و سبک مادها در این زمان جای آن را گرفته‌است.

معرق‌کاری

مُعَرَّق‌کاری یا موزاییک سازی یکی از رشته‌های صنایع دستی است.

معرق سازی در ایران از سده ۶ هجری و دوره سلجوقیان با ساخت کاشی معرق پیشرفت کرد و در سده هشتم کامل‌تر و ظریف‌تر شد. در سده نهم و دهم هجری نیز رشد بسیار زیادی کرد. شهرهای اصلی معرق سازی در این دوره اصفهان ، یزد ، کاشان ، هرات ، سمرقند و آران و بیدگل بودند.

هنر موزاییک از دیرزمان شناخته شده بود و تا به امروز نیز کاربرد دارد. در بین النهرین و مصر باستان نوعی موزائیک در اندازه‌های کوچک و برای مصارف تزئینی و زینتی ساخته می‌شد ولی رومیان آن را چون یک قالب هنری همپایه‏ی دیوارنگاری به کار می‌بردند . صنعت موزاییک سازی توسط هنرمندان صدر مسیحیت ادامه یافت و در اوایل قرون وسطی به خصوص در قلمرو امپراتوران بیزانسی به اوج شکوفایی خود رسید ( مثلاً موزاییک‌های کلیسای سان وتیله در راونا ).

در بعضی از منابع به اشتباه گفته شده‏است که معرق چوب برگرفته از کاشی معرق است و معرق در ایران از هند وارد شده‌است. در حالیکه در سبک هندی چوب زمینه‏ی کار یک تکه‌است و به علاوه جنس چوب از فوفل است ..شیوه‌ای کار در سبک هندی به این شکل است که ابتدا طرح را بر روی چوب پیاده کرد و سپس شکل‏ها را بریده و بعد با تکه‏های مختلف چوب پر می‌کنند.

طبق آخرین کاوش‏هایی که در شهر سوخته واقع در زابل انجام گرفته‌است، شانه‎ای پیدا شده‌است که بر روی آن گلی با تکه‏های چوب کار شده‌است. این شانه متعلق به ۵۰۰۰ سال پیش است. پیدا شدن این شانه دلیلی بر بطلان دو نظریه فوق‏الذکر می‌باشد. علاوه بر این طرح گل روی شانه با طرح گلی که بر روی سفالینه‏ها کشف شده‏است یکی می‏باشد که نشان می‌دهد شانه‏ی یافت شده نمی‏تواند از جایی وارد ایران شده باشد.(بر اساس کاوش‏های استاد مهران امیر اینانلو).

ملیله‌کاری

ملیله‌کاری شاخه‌ای از هنر فلزکاری است که با مفتول‌های نازک نقره انجام می‌پذیرد.

ملیله‌کاری یکی از صنایع دستی اصلی زنجان است. در این شهر کالاهای نقره مانند سینی، قندان، گیره استکان، گل‌سینه و... با روش ملیله‌کاری ساخته می‌شود.

نقره به کار رفته در این هنر عیار ۱۰۰ دارد. شمش‌های نقره را با چکش یا دستگاه نورد به شکل مفتول‌های چهارپهلو باریک می‌کنند و ابتدا نقش‌های کوچک را می‌سازند سپس آنها را در کنار هم در یک قالب قرار داده و با نقره‌ای با عیار پایین‌تر لحیم می‌کنند.

نقش‌های معمول ملیله‌کاری، بته جقه، ریزه جقه، برگ فرنگ، برگ، غنچه، پیچ، جفت پیچ، پیچک، سه چشمه و... نام دارند.

منبت‌کاری

منبت یکی از هنرها و صنایع دستی است. در این هنر نقش‌ها به صورت نقش برجسته روی زمینه کار قرار می‌گیرند.

منبت کاری بیشتر به صورت کنده کاری روی چوب اجرا می‌شود.

البته در برخی دیگر از رشته‌های هنری چوبی مثل خراطی، و ابزار زنی و معرق‌کاری نیز نوعی کنده کاری اجرا می‌شود بنابراین نمی‌توان به آنها عنوان منبت کاری اطلاق نمود زیرا منبتکاری نوعی کنده کاری غیر همگن برای رسیدن به نقش برجسته مطابق طرحهای مورد نظر است.

نمد

چهار نوع فوتر (نمد)
کلبه نمدی قزاقی
یک عروسک از جنس فوتر

نَمَد نوعی بافته سنتی زیراندازی است که با پشم تولید می‌شود. در فرانسه به آن فوتر می‌گویند.

برای تهیه نمد (نمدمالی) عمل بافتن انجام نمی‌شود بلکه با ایجاد فشار و رطوبت و حرارت، موجب درهم‌رفتن الیاف پشمی می‌شوند. دو خاصیت جعدیابی و پوسته‌ای شدن ِ پشم امکان تولید نمد را فراهم می‌کنند.

پشمی که برای تولید نمد به کار می‌رود پشم بهاره گوسفند با الیاف بلند است. از صابون و زرده تخم‌مرغ نیز می‌توان برای بهتر شدن کیفیت کار استفاده کرد. مقدار پشمی که برای هرمترمربع نمد لازم است با مقدار پشم لازم برای تولید قالی برابر است اما چون زمان تولید نمد بسیار کوتاه‌تر است (حدود یک روز) قیمت آن پایین است.

نمدمالی در استان‌های مازندران، خراسان، سمنان، چهارمحال و بختیاری و … رواج دارد.

روش تولید نمد

ابتدا نقش موردنظر را با پشم‌های رنگی روی یک پارچه کرباس طراحی می‌کنند. سپس پشم حلاجی شده را روی تمام سطح پارچه قرار می‌دهند و پارچه کرباس را می‌پیچند. با ریختن آب جوش بر آن و فشردن مداوم کار، نمد تولید می‌شود. نمد مالی کاری طاقت‌فرسا محسوب می‌شود.

برای مالیدن نمد در نقاط مختلف ایران روش های مختلف وجود دارد استفاده از کتیرا در برخی نقاط رایج است.

 

نویسنده : سعدی : ٦:٥۸ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱٧ آبان ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

هنرهای سنتی و صنایع دستی

سوزن دوزی - مبداء ممقان دوزی

سوزن دوزی در بخش ممقان در 50 کیلو متری غرب تبریز از دیر باز رواج داشته است. در سالهای اخیر با توجه به در آمد اندکی که از این صنعت عاید سوزن دوز می شد، به تدریج علاقه به این هنر کاهش یافت.

ولی با مساعی سازمان صنایع دستی ،صنعت سوزن دوزی دوباره رونق پیدا کرده است . ماده اولیه سوزن دوزی که سابقا ابریشم طبیعی بود ، امروزه ابریشم مصنوعی است .

رودوزی

 اصطلاح رودوزی یا رو کاری٫ به هنری گفته میشود که طی آن نقوش مختلف بر روی پارچه های بدون نقش از طریق دوختن یا کشیدن قسمتی از نخهای تار و پود پارچه بوجود می آید.

رودوزیهای سنتی ایرانی ٫آن دسته از هنرهای سنتی و صنایع دستی کشورمان میباشد که بر اساس آن ٫ طرحها ونقوش سنتی با استفاده از انواع سوزن وقلاب و نظایر آن و ضمن بهره گیری از انواع نخهای رنگین یا فلزی بر روی پارچه دوخته می شود و گاه نیز طرحها ونقوش با کشیدن بخشی از نخهای تار یا پود و یا تار وپود همراه با عملیات تکمیلی دیگر بر روی پارچه پدید  می آید. 



 


نویسنده : سعدی : ٤:۱۱ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱٢ آبان ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

صنعت توریسم

 

گردشگری سازمان یافته امروز بخشی بسیار مهم درنظام اقتصادی تمامی کشورهای دنیا محسوب می شود به طوریکه اقتصاد برخی از کشورها شدیدا وابسته به فعل و انفعالات صنعت توریسم است.




توریسم و گردشگری مقوله جدید و تازه نیستند که به خواهیم آن راموضوع جدید بدانیم لذا در جهان با توجه به موضوع گردشگری روز ۵ مهر ( ۲۷ سپتامبر ) را به نام روز جهانی گردشگری نامگذاری کرده اند و به این مناسبت در ایران نیز به غیر روز جهانی گردشگری هفته نیز به این مناسبت به نام هفته گردشگری نامگذاری شده است ( شش لغایت دوازده مهر) که در این هفته متولیان امور گردشگری با شرح عملکرد سالانه خود پرداخته و یا با شرح فعالیت که قرار است در سال بعد انجام شود اطلاع رسانی می کنند.

کشور ایران یکی از قطبهای مهم گردشگری در جهان به شمار می‌رود که با برخورداری از سابقه دیرین تمدن و فرهنگ، طبیعت و شرایط اقلیمی گوناگون و عوامل دیگر از این دست، توانایی قرار گیری در جایگاه مناسب نقاط پر جاذبه گردشگری در سطح آسیا و بین‌المللی را داراست.

بهره‌گیری از فناوری اطلاعات و ارتباطات، از سال۱۹۸۰ صنعت گردشگری را درجهان به کلی متحول ساخته­ و باعث شده که این صنعت به عنوان یک صنعت بین‌المللی و بزرگ‌ترین تولیدکننده مشاغل روی کره زمین در مقابل بسیاری از صنایع دیگر عرض‌اندام نماید.


سرزمین ایران با قدمت چند هزار ساله و دارا بودن آثار تاریخی بی‌شمار یکی از ۱۰ کشور نخست دنیا در زمینه وجود آثار تاریخی و باستانی است. ایران با داشتن تمدن چندهزار ساله و آب و هوا و مناظر طبیعی و باستانی و فرهنگ و رسوم غنی، ممتاز و بی‌نظیر است.




قصد سفر که می‌کنیم، ذهنمان پر می‌شود از تصور خیال‌انگیز جاده و دشت و کوه و دریا و غذاهای محلی، لباس‌های بته جغه‌ای؛ هنوز بوی تند ادویه‌های بازار، ریه‌های سفرت را پر نکرده است که باید برگردی!


یزد؛ دومین شهر تاریخی دنیا






تاریخچه

کلمات توریست و توریسم اولین بار به صورت رسمی در سال 1937 توسط اتحادیه ملل استفاده شدند ولی صنعت توریسم بسیار قدیمی تر از آن است. این کلمه زمانی استفاده می شد که فردی به مدت 24 ساعت از شهر خود به خارج از کشور مسافرت می نمود. این کلمه همچنین شامل مسافرت های داخل کشور می شود و حتی می توان معنی آن را به سفرهای روزانه نیز بسط داد.

جرج سوم پادشاه بریتانیای کبیر به عنوان اولین توریست شناخته می شود ، که هرگاه بیمار می شد تعطیلات اش را در سواحل شهر ویموث می گذراند.

توریسم نیز ، مانند دیگر فعالیتهای اقتصادی زمانی پدید می آید که عناصر ضروری در کنار هم قرار گیرند و آن را پدید بیاورند. در اینجا سه عنصر وجود دارد:


در واقع سلامت جسمانی نیز شرط است. و همچنین تمایل به سفر کردن به علاوه در بعضی کشورها محدودیت هایی در سفر کردن وجود داشته و یا دارد . به خصوص در سفر به خارج از کشور.

کلمه تور درقرن هجدهم به وسیله همگان پذیرفته شد .هنگامی که گرند تور اروپا بخشی از تربیت اشرافزاده تحصیل کرده و ثروتمند انگلیسی یا مردان با فرهنگ شد. تورهای بزرگ را به ویژه جوانانی که قصد تکمیل تحصیلاتشان را داشتند برگزار می شد. آنها به سرتاسر اروپا مسافرت کردند، بخصوص به مکان های فرهنگی و شهرهای زیبایی مثل رم ، توسکانی و آلپ .

اکثر هنرمندان شناخته شده انگلیسی قرن هجدهم در تور بزرگ شرکت کردند. همچنین معاصرین بزرگ اروپایی این هنرمندان همانند کلود لورین . معماری ، هنر و ادبیات کلاسیک همیشه تماشاچیانی را به رم ، ناپل ، فلورانس جذب کرده.

جنبش رمانتیک (مکتب رمانتیسم) (که شعرای انگلیسی ویلیام بلیک و لرد بایرون بیش از دیگران، الهام بخش آن بودند) ، مردم را به شهرهای حومه که به سبک گوتیک ساخته شده بودند، رشته کوه های آلپ ، رودخانه های خروشان تا تنگه های کوهستانی و غیره کشاند.

اشراف زادگان انگلیسی بیش از دیگران راغب به انجام تور بزرگ بودند و از هر فرصتی برای جمع آوری گنجینه های هنری از سراسر اورپا استفاده می کردند تا آنها را به مجموعه های خود اضافه کنند. تعداد گنجینه های هنری که بدین ترتیب از اروپا به انگلیس منتقل شدند غیر قابل مقایسه با سایر نقاط اروپا است و همین دلیلی است بر ثروتمند شدن مجموعه داران عمومی و خصوصی فعلی . با این وجود در آن زمان هر چند توریسم بیشتر در طبقات بالای اجتماع و مردم تحصیل کرده دیده می شد، با این وجود در اصل حرکتی فرهنگی محسوب می شد. توریست های اولیه با وجود اینکه در تو بزرگ شرکت می کردند، بیشتر مسافر بودند تا توریست.

توریسم به معنی کنونی آن تا قرن نوزدهم پیشرفتی نداشت. بیشتر سفرهای تفریحی بود که امروز شاخه وسیعی از صنعت توریسم را تشکیل می دهد.

در واقع سفر تفریحی به دلایل اجتماعی ساخته و پرداخته انگلیسی ها بود. انگلستان اولین کشور اروپایی بود که صنعتی شد. و جامعه صنعتی اولین جامعه ای بود که زمانی برای تفریح را به جمعیت در حال افزایشش عرضه کرد . نه فقط به طبقه کارگر بلکه به دارندگان دستگاه های تولیدی ، حکومت معدودی از اغنیاء و ثروتمندان، کارخانه دارها ، بازرگانان و طبقه متوسط جدید.

سفر تفریحی به عنوان شاخه ای از توریسم فرهنگی و بخشی از توریسم مرتبط با تندرستی گسترش یافت. بعضی از مسافران انگلیسی پس از مسافرت به مناطق گرم جنوب اروپا تصمیم گرفتند یا در طی فصول سرد و یا برای تمام عمر در آنجا بمانند. ولی این تنها یک پیشرفت کوچک بود.

تا قرن نوزدهم توریسم تفریحی به راستی توسعه نیافت. تا هنگامی که مردم کم کم شروع به گذراندن زمستان در آب و هوای گرم تر کردند. یا از مکان هایی مانند چشمه های آب معدنی بازدید کردند که برای سلامتی مفید هستند.مردم برای درمان بیماریهایی از نقرس گرفته تا ناراحتی های کبدی و برونشیت به این چشمه ها می رفتند.

ریشه انگلیسی این صنعت نوین در نام بسیاری از این مکان ها دیده می شود. نیس یکی از اولین و خوش ساخت ترین مناطق برای گذراندن تعطیلات است که در ریوا در فرانسه واقع شده ، گردشگاه وسیعی در امتداد خط ساحلی که تا به امروز به عنوان تفرج گاه فرشتگان شناخته شده و یا در مناطق تاریخی در قاره اروپا ، هتل های کاخ مانند خوش ساخت با این اسامی شناخته می شوند. هتل بریستون ، هتل کارلتون یا هتل مجستیک که نشانی از تسلط و نفوذ مشتریان انگلیسی است به نواحی که در سالهای اولیه ساخته شده اند. حتی ورزشهای زمستانی در واقع به عنوان ورزش تفریحی و نه روشی برای جا به جابب توسط طبقات خوش گذرات انگلیسی ابداع شدند.

این توریست های انگلیسی بودند که ورزشهای زمستانی را در روستای زرمات « والاس در سوئیس ) ابداع کردند.

تا قبل از اینکه اولین توریست ها وارد دهکده زرمات شوند، روستائیان دیدگاهشان نسبت به زمستان زمانی بود که بهترین کار ماندن در خانه و ساختن ساعت های دیوار کوب یا اشیاء مکانیکی دیگر بود! .

وزرش سازمان دهی شده بیش از راه یافتن به کشورهای دیگر در انگلستان به تکامل دست یافته بود. واژگان ورزشی شاهد این امر است : راگبی ، فوتبال و بوکس همه ورزشهای انگلیسی هستند. و حتی تنیس را در واقع یک ورزش فرانسوی است توسط یک انگلیسی تدوین شد و به صورت رسمی به اجراء در آمد. و اولین مسابقه قهرمانی تنیس را نیز انگلیسی ها در قرن 19 در ویمبلدون برگذار کردند. ورزش های زمستانی پاسخی طبیعی به طبقه خواستار تفریح بود که به دنبال سرگرمی برای سردترین فصل سال بودند.

عکس زیر نمایی از برج جهان نما قبل از تغییرات است که باید سه طبقه بالایی آن حذف گردد

نویسنده : سعدی : ٤:٠٦ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱٢ آبان ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

سوخت چرم شالوده ۱۰ هنر سنتی

استفاده وسیع از چرم بین اقوام مختلف به دلیل سهل‌الوصول بودن آن در کنار امور دامداری و با توجه به قابلیت‌های ویژه، استحکام و دوام آن همواره معمول بوده است و کاربرد وسیع آن را می‌توان در ساخت انواع تجهیزات نظامی نظیر پوشاک جنگی، پای‌افزارها، زین و یراق آلات مرکب، سپر و کمربند و نیز ظروف آب، طومارها، جلد کتب نفیس، روکش صندلیها و جعبه‌های مختلف و ... در اغلب مقاطع تاریخی مشاهده کرد.
بدیهی است کاربرد وسیع چرم یکی از اصلی‌ترین علل بهره‌گیری از آن در خلق آثار هنری در دستان هنرمندان از جمله نقاشان، صحافان، خطاطان و تولیدکنندگان صنایع دستی بوده و هست. از جمله هنرهایی که چرم کاربرد وسیع و موفقی در آن داشته می‌توان به هنر جلدسازی کتب اشاره کرد که گفته می‌شود در دستان هنرمندان خوش‌ذوق ایرانی به اوج شکوفایی خود رسیده است.‌
● هنر سوخت چرم
در هنر سوخت چرم برخلاف هنر مینیاتور و نقاشی ایرانی که کاربرد رنگهای شفاف و زنده در آن بسیار متداول است، رنگهای مورد استفاده عمدتاً رنگهایی غیرشفاف و پخته و به عبارت دیگر <سوخته> هستند که این امر از مبانی و اصول اصلی هنر سوخت چرم است. دلیل دیگر برای کاربرد این نام ایجاد نقوش برجسته با فشردن ابزار و مهرهای گداخته از پشت چرم است که عمدتاً در هنر جلدسازی کاربرد داشته است.
● مراحل کار
هنر سوخت چرم تنها یک تکنیک و روش منحصر به فرد حرفه‌ای نیست بلکه هنرمند باید با شمار قابل توجهی از هنرها و حرفه‌ها آشنایی کامل داشته باشد. مراحلی که این هنر طی می‌کند عبارتند از: طراحی: طرحهای مورد استفاده در هنر سوخت چرم عمدتاً مشتمل بر مینیاتورهائی است که یا از آثار نقاشان برجسته و متقدم و یا نقاشان متاخر اقتباس می‌شود و یا شخص هنرمند خالق آن است.
غالباً طراحی سوخت چرم مشتمل بر تصویری اصلی است که در متن کار قرارمی‌گیرد و حواشی آن توسط تشعیر و تذهیب زینت داده می‌شود.استفاه از طلا به صورت <زرورق و زرحل> بویژه در تذهیب تابلوهای سوخت چرم مرسوم است که روی آن ضمن قلم‌گیری با طرحهای زیبایی مزین می‌شود.تهیه متن و زمینه کار: زمینه کار در هنر سوخت چرم سطحی است که از چسباندن حداقل ۳۰ صفحه کاغذ مجزا بر روی یکدیگر و در نهایت به صورت مقوائی ضخیم به دست می‌آید.
● تهیه پوست‌های مورد نیاز:
پوستهای مورد استفاده در هنر سوخت چرم تنوع قابل توجهی دارند و هر یک به شیوه‌ای ویژه و یا از نوع خاص از پوست تهیه می‌شوند که عبارتند از رخ پوست، پوست تیماج و پوست میشن.آماده‌سازی پوست ▪ برای کار:
پوست‌های تهیه شده برای هنر سوخت چرم باید در عملیات مختلفی آماده شود که شامل رنگ‌آمیزی، پرزگیری و صاف کردن است.
انتقال طرح:
برای انتقال طرح بر روی پوست بویژه در قطعاتی که در تابلو زیاد تکرار می‌شوند از روش مرسوم به <گرده> استفاده می‌شود. در این روش طرح بر روی کاغذ پوستی منتقل و با سوزن خطوط اصلی آن سوراخ سوراخ می‌شود.
▪ برش:
کار برش چرم از کارهای بسیار دقیق است که نیاز به دقت بالایی دارد بویژه در ارتباط با معرق چرم و نیز طرحهای مشبک ظریف اینکار به مراتب دشوارتر است.
▪ ‌نصب قطعات:
در این مرحله قطعات رنگ‌آمیزی و بریده شده متن طرح به ترتیب و با رعایت تقدم و تاخر نقوش به روی زمینه کار می‌چسبند و اینکار باید با مهارت و دقت و با نظارت هنرمند صورت گیرد.
▪ قلم‌گیری و اجرای جزئیات طرح:
پس از نصب قطعات رنگ‌آمیزی و صاف شده و برش خورده طرح بر روی زمینه کار، نقوش پیش‌زمینه با قلم‌موهای بسیار ظریف که عمدتاً توسط هنرمند و با استفاده از موی‌گربه تهیه می‌شود قلم‌گیری می‌شود.
▪ تذهیب و تشعیر:
تذهیب مشتمل بر نقوش هندسی و پاره‌ای از نقوش اسلیمی، خطائی، سرترنج و غیره است که در حواشی کار بویژه حواشی آثار خط به چشم می‌خورد. تشعیر نیز مشتمل بر نقوش حیوانات و پرندگان، ابر، آب و غیره است که در مجاورت آثار مختلف مینیاتور و خطاطی‌های نفیس بسیار دیده می‌شود و در سوخت چرم این دو هنر کاربرد فراوانی دارد و با طی این مراحل یک اثر سوخت چرم تهیه می‌شود.احمد ادیب معاون صنایع دستی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان اصفهان در باره هنرمندان این رشته می‌گوید: هنر سوخت چرم در اصفهان در حال حاضر تنها توسط دو استاد <علی خوشنویس‌زاده و خانم زینت‌السادات امامی> ک این هنر را از پدران خود آموخته‌اند، ارائه می‌شود.‌وی می‌افزاید: معاونت صنایع دستی سازمان پس از مستندسازی هنر سوخت اقدام به برگزاری دوره مقدماتی هنر سوخت چرم کرد که در این دوره حدود ۳۰ نفر نام‌نویسی کردند و تنها ۳ نفر این دوره را به طور کامل گذراندند.
به گفته وی سحر سمندریان، هاجر مهیاری و عاطفه بساک بختیاری ۳ هنرمندی هستند که با فراگرفتن هنر سوخت چرم قرار است این هنر را زنده نگه دارند.استاد علی خوشنویس‌زاده که نیم قرن است در زمینه هنر سوخت چرم فعالیت دارد نیز می‌گوید: برای هنر سوخت چرم هنرمند باید ۱۰ رشته از هنرهای سنتی را بداند تا موفق شود.‌
وی با اشاره به این که تنها وی هنر طلاکوبی را در هنر سوخت معرق چرم انجام می‌دهد، می‌افزاید: این کار بر روی جلد قرآن صورت می‌گیرد.به گفته استاد خوشنویس هنر سوخت از دوره تیموریان و از هرات و سمرقند شکل گرفت و سپس به دربار صفویه در ایران راه یافت.
استاد حاج میرزا آقاامامی، حاج میرمحمد معلم، خوشنویس‌زاده، استاد آقاتقی کرباسی و استاد ختائی، از جمله استادان و هنرمندانی بوده‌اند که هنر سوخت چرم فعالیت می‌کردند و شاگردانی نیز در این رشته تربیت کرده‌اند.
امید است این هنرهای اصیل همچنان در فهرست آثار هنری ایران باقی بماند. و شاهد رونق میراث فرهنگی غنی این مرز و بوم باشیم.





گزارش: لیلا میرشیری‌
با سپاس از معاونت صنایع دستی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان اصفهان و جهاندخت یحیی‌نژاد کارشناس امور هنری‌ که در تهیه این گزارش همکاری داشتند.


روزنامه اطلاعات








نویسنده : سعدی : ۱۱:٤٤ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٩ اسفند ۱۳۸٦
Comments نظرات () لینک دائم

چوغا هنر دست زنان، تن پوشی برای مردان

در استان گلستان هم اکنون دو گونه رشته های صنایع دستی که به آن بومی و غیربومی گفته می شود رواج دارد،هر چند برخی از آنها منسوخ شده و در حال فراموشی اند که چوغا یکی از این رشته هاست.
اقوام مختلف استان گلستان که هر یک فرهنگ، آداب و رسوم و صنایع دستی خاص خود را دارند، ابداع کننده و ادامه دهنده حیات بسیاری ازصنایع دستی منطقه و کشور هستند.
این در حالی است که بافت قالی، قالیچه و پشتی ترکمن، ابریشم بافی، نواربافی، ساخت دوتار ترکمن، پلاس بافی، جاجیمچه، زیورآلات، سوزن دوزی ترکمن و بلوچ، نمدمالی، قلمزنی و قلاب بافی بخش کوچکی از این زیبایی های دست ساز است.
بافت چوغا بیشتر توسط زنان عشایر انجام می شود. چوغا به عنوان بالا پوش بختیاری ها و از مشخصه های آن هاست. چوغا بالا پوش راست و بدون آستینی است که قد آن تا سر زانوست و جلوی آن سر تا سر باز است این تنها قطعه لباسی است که همگی در ایل می پوشند و توسط زنان روی دستگاه افقی بافته می شود.
● پیشینه تاریخی چوغا
انوشیروان گرایلی معاون صنایع دستی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان گلستان در این خصوص می گوید: پیشینه تاریخی چوغا به دلیل شباهت ساختمانی آن به جاجیم، همانند آن دارای قدمتی بسیار بوده و تاریخچه آن برمی گردد به زمانی که پشم ریسی، تولید نخ و بافت آغاز شد.
این چوغا از پشم سفید طبیعی و دارای خطوط عمودی آبی تیره و یا مشکی است که قبلا با نیا رنگ شده است. تکنیکی که برای بافت آن به کار می رود همان بافت ساده(ساده باف) بختیاری هاست ، ابتدا قطعه را به طول ۵۰/۲ متر در ۵۰ متر می بافند. این قطعه که تمام شد آن را از وسط در جهت عرض می برند و تبدیل به دو قطعه به عرض ۵۰ و طول ۲۵/۱ متر می کنند. این دو قطعه در جهت طولشان به هم دوخته شده که مستطیلی به عرض یک متر و طول ۲۵/۱ متر به دست می آید.
در قسمت طول بالای این مستطیل، در حدود ۲۵ سانتی متر کنار بریده آن دو شکاف عمودی به طول ۲۰ سانتی متر برای گذراندن بازوها به وجود می آورند. به نحوی که دو قسمت تا شده روی پارچه برمی گردد و جلو چوغا را تشکیل می دهد سپس روی شانه ها را می دوزند و لبه های بریده شده را تو می گذارند.
دو بند کوتاه که در انتهای هر کدام از آنها منگوله ای قرار دارد به زیر بغل ها دوخته می شوند.
● مواد اولیه
▪ پشم و نخ پنبه ای
● چله کشی
معاون صنایع دستی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان گلستان خاطر نشان کرد: دار چوغابافی نیز همانند دار قالی، و رندی و. . . به شیوه سنتی است. این دار به صورت افقی و روی زمین قرار می گیرد. شیوه چله کشی و کوجی پیجی آن نیز مانند بافته های داری دیگر است.
وی افزود: ابزار مورد استفاده برای چوغابافی نیز شبیه به بافته های دیگر است شامل شانه (کرکیت)، قلاب کناره کش که بیشتر چوغابافان از آن استفاده می کنند دو عدد میله آهنی که دو سر آن ها به شکل قلاب است. از این میله ها (برای بالا و پایین کشیدن چوب پشت )استفاده می کنند به طوری که هر میله در یک طرف پشت قرار می گیرد.
● تکنیک بافت
روش مورد استفاده برای بافت چوغا همان بافت ساده باف یا گلیم باف است که در هر بار بالا بردن چوب ها، یک پود از بین چله ها می گذرد و عمل شانه زنی انجام می شود و پود دیگری از دهانه پله عبور کرده و توسط کرکیت کوبیده می شود. در چوغابافی عمل کناره پیچی با اضافه پود و چرخش آن به دور یک نخ از نخستین تار چله انجام می شود. این مقام مسوول گفت: پود گذاری در بافت چوغا هم به دو صورت ممتد و هم نیمه ممتد به کار می رود. در مواقعی که نقش راه راه های چوغا در عرض چله یک دست مشکی است پود گذاری ممتد است ولی وقتی که طرح چوغا در عرض نصف سفید و نصف سیاه است تا نصفه سیاه از پود مشکی و نصفه دیگر از پود سفید استفاده می شود و بعد توسط کرکیت شانه زنی انجام می شود. این شیوه نقش اندازی در چوغا تا حدودی مشابه بافت گلیم است.
● مراحل بافت
معاون صنایع دستی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان گلستان افزود: تولیدکنندگان این نوع پارچه را زنان روستایی تشکیل می دهند که با استفاده از دستگاه های بسیار ساده بافندگی (دار افقی) با حداکثر عرض ۵۰ سانتی متر، به بافت می پردازند. قبل از شروع بافت پشم ها را شسته و شانه می زنند و با چرخ به نخ تبدیل می کنند. هنگام نخ ریسی به این نکته باید توجه داشت که چله (تانه) قدری نازکتر از پود (بافه) ریسیده شود.
نخ چله را دو لا کرده با چرخ می تابند. برای چله کشی میخهای چوبی (تنو) را در زمین نصب کرده ، متناسب با متراژ چله کشی تعداد آن نیز تعیین می گردد. بعنوان نمونه برای ۳۰ متر چله از ۳ عدد میخ و برای ۱۰۰ متر از ۵ عدد استفاده می شود.
میخ ها را روبروی هم با فاصله ای معین نصب کرده تا چله ها را از بین آنان عبور دهند. پس از اتمام این مرحله هر یک متر چله را ، با نخی می بندند تا شل یا سفت (تنگ لس) نگشته آنگاه سر چله را یکی در میان بصورت ضربدر گذارده تا از هم باز نشود.
تک تک تارها را از گورد و از بین دندانه های شانه عبور می دهند که این امر توسط دو تن از زنان صورت می پذیرد. به این عمل تاف شان می گویند و به معنای عبور تافه (چله) از شانه است.
مراحل بافت همچون جاجیم ، با عبور ماکو از بین تارها آغاز می شود که با فشار پدال چله ها از هم باز شده و پود از آن بین عبور کرده ، آنگاه با شانه بر آن می کوبند. این عمل همچنان تکرار می شود تا بافت بطور کامل صورت گیرد. عرض پارچه چوغا در کت و شلوار با هم متفاوت است. عرض پارچه بافته شده جهت دوخت کت باید ۵۰ سانتیمتر و برای شلوار ۴۰ سانتیمتر باشد




روزنامه جوان


نویسنده : سعدی : ۱۱:٤۳ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٩ اسفند ۱۳۸٦
Comments نظرات () لینک دائم

نقش عشق بر تار و پود قالی کرمان

از دیرباز در فراسوی مرزهای کشورمان، هرگاه سخن از هنر ایرانی به میان آمده است، نام قالی ایران بر لب‌ها نقش بسته است.
در بسیاری از اقلیم‌های دور و نزدیک، طی قرن‌های متمادی، قالی‌های ظریف با نقش‌های ساحرانه، شناسنامه ایران بود. این بدان معنی نیست که دیگر هنرهای ما مانند معماری، خطاطی و کاشی‌سازی، شال‌بافی و … از ارزش جهانی برخوردار نیست و در محافل هنری دنیا مقامی ندارد.
لیکن بدان سبب که قالی ایران از قدیم جنبه اقتصادی داشته و توسط تجار ایرانی و خارجی به بازارهای دنیا عرضه شده است، شناسایی مردمی که قالی ایران را از نزدیک دیده و از آن به عنوان تزئین منازل و کاخ‌های خود استفاده کرده‌اند، بالطبع نسبت به سایر هنرها بیشتر و ملموس‌تر است.
قالی ایران، چون فراخنای این سرزمین پر از تنوع و تمایز است اما در ساختمان بافته‌های مراکز قالی‌بافی ایران با تمام بعد مسافت، وجوه مشترکی از نظر مصالح و فن وجود دارد.
این وجه مشترک، پیوندی نهانی و نامریی بین جلوه‌های متفاوت هنر قالی‌بافی ایران به وجود می‌آورد و به قالی‌های ایران با هر نقش و نگار و در هر شیوه‌ای که خلق شده‌اند، هویت می‌بخشد اما ویژگی‌هایی را در فرآورده‌های مناطق گوناگون باید در نظر داشت، همین ویژگی‌هاست که دست خبره‌ها و آشنایان به فن قالی‌بافی را در شناخت محصول این هنر بازگذاشته است و همین خصوصیات به اصطلاح شناسنامه قالی است که در رج‌رج آن و خط‌خط نقش‌هایش منعکس می‌گردد. واضح است که جامعه‌شناسی قالی‌بافی در آشنایی با شناسنامه آن نقش بسیار موثر دارد.
نتیجه کلام این که شرایط اقلیمی و نیز بنیادهای فرهنگی و قومی هر منطقه در تمامی هنرهای آن از جمله هنر قالی‌بافی تأثیر بسزایی دارد و آثار آن را به وضوح در آفریده‌های دست مردم مناطق مختلف می‌توان دید و از یکدیگر جدا کرد.
مثلا در هر خط فرشی که در فلان منطقه کوهستانی بر دار قالی و در لابه‌لای تار و پود آن جان گرفته است صلابت و خشونت کوهستان را آشکارا می‌توان دید و بالعکس لطافت را در آن دیگری که در شهر گل‌ها بافته شده است لمس کرد و از شیوه و مصالحی که در بافت قالی به کار رفته محل بافت آن را معین نمود. یادآور می‌شویم که امروزه نباید از نقش ارتباطات در همه موارد غافل بود.
سهولت طی مسافات دور و مهاجرت مردم از نقطه‌ای به نقطه دیگر به این هنر نیز امکان پویایی می‌دهد، لیکن وقتی استاد تبریزی در کرمان قالی می‌بافد اگر نقشه و مصالح هم کرمانی باشد، بافت، کار دست استاد تبریزی است و منکر این امر نمی‌توان شد.
در حال حاضر بخشی از ظریف‌ترین و زیباترین قالی ایران و جهان در کرمان بافته می‌شود، البته این به‌نظر گروهی نوعی اغراق به شمار می‌آید، چه آنان فرش‌های بافت مشهد و فرش‌های اعلای کاشان و تبریز را ملاک عمل قرار می‌دهند و ادعای منحصربه‌فرد بودن قالی کرمان را رد می‌کنند ولی بسیارند هنوز خبرگانی که به کرمان به‌عنوان مرکز نفیس‌ترین فرش‌ها می‌نگرند.
● ویژگی‌های فرش کرمان
پشم یا خامه برای بافت فرش کرمان اصولا نرم و نتابیده تدارک می‌شود، خامه نتابیده خامه‌ای است که پس از چیده‌شدن از پشت گوسفند و گذراندن مراحل رنگرزی بدون اینکه آن را بتابند و به‌صورت رشته درآورند، مورد استفاده قرار می‌گیرد. حسن خامه نتابیده در این است که نرم و ظریف است و بافته شده آن خوش‌نماست. در صنعت قالی‌بافی کرمان معمولاً دو نوع پشم به‌کار می‌رود:
۱) پشم را مستقیماً از پشت گوسفند می‌چینند و مورد استفاده قرار می‌دهند. این نوع پشم را پشم زنده می‌گویند. پشم زنده معمولاً دوگونه است: بهاره و پاییزه.
۲) پس از ذبح گوسفند پشم آن را هنگام دباغی پوستش، به‌وسیله آهک جدا می‌کنند. نوع اخیر را اصطلاحاً پشم مرده می‌نامند.
پشم مرده معمولا زبر و زمخت و انعطاف‌ناپذیر است و به سبب تأثیر مواد آهکی در مقابل رنگ هم مقاومت می‌کند، در نتیجه دیرتر و کمتر رنگ می‌گیرد.
تار و پود
تار و پود فرش کرمان نیز مانند سایر فرش‌ها از پنبه است، چه پنبه در برابر کشش‌دار قالی مقاوم‌تر از پشم است و باعث نمی‌شود که تارها منعطف و در نتیجه شل شوند. پود قالی کرمان هم از پنبه است.
● دستگاه قالی‌بافی
در کرمان از دستگاه گردان استفاده می‌شود. در این دستگاه تیرهای بالایی و پایینی به وسیله یک اهرم در جای خود می‌گردند، «تیرهای دستگاه از تنه تراشیده و صاف شده چنار است. یک میله چوبی و گاه آهنی از لای هر یک از دو سر چله‌ها می‌گذرد و به‌وسیله تسمه یا به طریق دیگر به تیر بالا یا پایین استوار می‌گردد.
آنگاه تیر را می‌گردانند تا چله‌ها محکم کشیده شود به تدریج که کار بافتن قالی پیش می‌رود، آن را دور تیر پایین می‌پیچند. امتیاز این دستگاه در این است که قالی را به هر طولی که خواسته باشند می‌توان بافت و حال آنکه در دستگاه تبریزی حداکثر درازی قالی ناچار از دو برابر فاصله تیرها کمتر است.
از آن گذشته، در این دستگاه با چرخاندن تیرها به وسیله اهرم کشش تارها یکنواخت‌تر صورت می‌گیرد تا با گره. در نتیجه لبه یا لواره قالی راست‌تر از کار درمی‌آید. از ضمائم هر دستگاه تیر یا میله‌ای است به‌نام هاف که تارها یک در میان به آن مربوط است.
«هاف» یک جفت است و حرکت آنها به‌وسیله آلتی به نام کمان، به طور مکانیکی، مانند دستگاه پارچه‌بافی، انجام می‌گیرد و وقت کمتری صرف آن می‌شود. در کرمان برخلاف تمام نقاط قالی‌بافی، ‌قالی سه‌پوده بافته می‌شود، در حالی که در نقاط دیگر معمولاً دو پود یا یک پود به‌کار می‌رود.»
در کنار دار قالی ابزاری هم مخصوص این فن وجود دارد، چاقوی بافندگی که گونه‌ای از چاقوی معمولی است و برای بریدن سرنخ به کار می‌رود.
دیگر افزار شانه‌مانندی است به نام «دفتین» که پس از بافته‌شدن هر رج و گذراندن پود با آن بر لابه‌لای تارها می‌کوبند تا پود به‌خوبی جای بگیرد.
دفتین از تیغه‌های آهنی به پهنای دوسانت تشکیل می‌شود که یک سر آنها به‌هم چسبیده و مانند دسته شده است و سر دیگر آنها مانند شانه‌باز است و برای کوبیدن پود به کار می‌رود. در کرمان پس از آنکه با دفتین پودها را زدند، با کبه کند تیغه‌ای که از طرف تیز آن نخ‌ها را می‌برند بر پودها می‌کوبند تا خوب جای بگیرند. مقراض پرداخت‌کردن قالی نیز از ابزار بافندگی است که البته اشکال متفاوت دارد و برای چیدن سر ریشه‌ها و پرداخت قالی به‌کار می‌رود. در کرمان قالی را پس از پیاده‌کردن از دستگاه پرداخت می‌دهند و این نیز یکی از ویژگی‌های فرش کرمان است.





بهمن خانمحمد آذری


روزنامه تهران امروز






قالی


نویسنده : سعدی : ۱۱:۳٩ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٩ اسفند ۱۳۸٦
Comments نظرات () لینک دائم

گنج پنهان در کنج خانه ها

نگاهی به صنایع دستی مردم هرمزگان







هنرهای دستی به عنوان میراث گرانبهای فرهنگی کشور دارای فعالیتی ارزشمند از دیدگاه هویت ملی محسوب می شوند و همچنین از بعد اقتصادی نیز نقش مهم و موثری در کسب درآمد و افزایش تولید ملی ایفا می کنند.
درسال های گذشته نیز تولید این هنر دست بخش عمده ای از نیازهای روزمره خانواده ها را در روستاها و بعضا درشهرها برطرف می کرد اما امروزه این هنر رفته رفته درمعرض فراموشی ونابودی قرارگرفته که توجه همه جانبه و بی طرفانه مسئولان و دست اندرکاران این امر را می طلبد. استان هرمزگان بویژه شهرستان میناب به دلیل شرایط خاص آب و هوایی دارای صنایع دستی متنوعی است که قدمت برخی از آنان تا دو هزار سال هم می رسد.
هنرهای سنتی وصنایع دستی دراین منطقه همواره در کنج حریم های خانگی و در دستان زنان ودختران بومی متبلور شده که بیشترین تنوع وفعالیت در این حوزه به ظرافت های دوخت و نقش های روی پارچه و حریر اختصاص دارد. امروزه برخی از این هنرها رونق گذشته خود را از دست داده وهیچ هنر جدیدی جایگزین آن نشده است، بنابراین روزی می رسد که باید این هنر را در موزه ها و ویترین خانه ها جست و جو کرد.
عده ای ازفعالان صنایع دستی استان هرمزگان درخصوص برخی از مشکلات خود خواستار توجه وحمایت از صنعتگران، توسعه کارگاه های تولیدات صنایع دستی، افزایش انگیزه هنری هنرمندان، تشکیل تعاونی و همچنین ایجاد بازارچه های دائمی در این استان و شهرستان ها شدند.
معاون صنایع دستی سازمان میراث فرهنگی،گردشگری وصنایع دستی استان هرمزگان دراین زمینه به ایرنا گفت: صنایع دستی این استان به لحاظ تنوع و همچنین دردسترس بودن مواداولیه ازجایگاه مناسبی برای رونق بخشی به اقتصاد، اشتغال وافزایش تولید ناخالص ملی برخوردار می باشد. نادر کمالی افزود: ۹۸درصد از هنرمندان صنایع دستی در هرمزگان را زنان تشکیل می دهند که آنان نقش مهمی درتوسعه، احیا و تقویت این هنردستی دارند.
وی بیان داشت: صنایع دستی که میراث و یادگار گذشتگان مااست با سختی حفظ شده و رونق آن بدون کمک های دولت در خرید، فروش و بازاریابی امکان پذیر نمی باشد. معاون صنایع دستی استان هرمزگان اظهارداشت: بازارصنایع دستی این استان بدلیل ضعف مالی صنعتگران وعدم حمایت همه جانبه بخش خصوصی،حضوری مستمر در نمایشگاه ها ندارندولازم است ازطریق معرفی به صورت عکس و توضیحات کتبی اقداماتی دراین زمینه صورت پذیرد.
به گفته وی، صنعتگران هرمزگان در بخش حمایتی با مشکلات زیادی از جمله عدم همکاری بانک های عامل مواجهند که ۱۶هزارمتقاضی دریافت تسهیلات در هرمزگان وجود دارد که از این تعداد شش هزار نفر در شهرستان بندرعباس و مابقی در شهرستان های دیگر این استان می باشد. کمالی ادامه داد: درسال ۸۴باهشت میلیارد و ۳۰۰میلیون ریال اعتبار ۱۶۱ طرح به بانک های عامل معرفی شد و درسال ۸۵نیز با اعتبار ۵۰میلیارد ریال نیز یک هزار و ۱۸۱طرح به بانک ها معرفی شدند.
معاون صنایع دستی استان هرمزگان با اشاره به اینکه صنایع دستی هرمزگان باکمبوداعتبارمواجه است بیان داشت: درسالجاری هیچ اعتباری نسبت به پرداخت تسهیلات به صنعتگران ابلاغ نشده است. وی گفت: بازاریابی هنرهای سنتی با درک حساسیت ارزش افزوده آن و فراهم کردن شرایط تولید این صنایع وظایفی است که متولیان سازمان صنایع دستی باید به آن توجه جدی داشته باشند.
کمالی ادامه داد: در سالجاری حدود ۷۰۰نفر دربخش صنایع دستی این استان آموزش دیدند که باتمهیدات صورت گرفته درسال آینده تعداد بیشتری را تحت آموزش قرار خواهیم داد. یکی دیگر ازکارشناسان صنایع دستی هرمزگان نیزگفت: این بخش بامشکل اعتبار مواجه است که درصورت کافی بودن اعتبار می توان برای صادرات، تولید، گسترش وآموزش درسطح وسیع برنامه ریزی صحیحی را انجام داد. حسن ولی زاده افزود:هرمزگان بدلیل موقعیت ویژه ازلحاظ آب وهوایی و راه ها دارای تنوع است اما سهم تولید این محصول با غنای دیرینه اش در بخش صادرات بسیار ناچیز است. وی اضافه کرد:واردات بی رویه صنایع دستی یکی ازمعضلات بازاهای داخلی کشور می باشد که این واردات ارزان قیمت وبی کیفیت بازارهای کشور وبه تبع آن این استان را اشباع کرده است.
این کارشناس گفت: صنایع دستی این استان در طول دوره های مختلف شکل سنتی خود را همچنان حفظ کرده که لازم است با ایجاد تغییرات در ساختار، جاذبه های دیرین خود را حفظ و با ترکیب کارها وهنرهای تلفیقی زمینه احیای هنر این منطقه فراهم شود.
ولی زاده گفت: استفاده از طرح ها ونقشه های به کار رفته در صنایع دستی باید جدید و به روز باشد که این نیازمند آموزش توسط استادکاران فن دراین زمینه می باشد. وی بیان داشت: یکی از اعتقادات و باورهای نادرست در رابطه باصنایع دستی هرمزگان این است که با یک نگاه چالش انداز که ناشی از عدم شناخت و دانش کافی در حوزه هنردستی این استان است که باید فقط به صنایع بومی منطقه پرداخت که با ادامه این رویه صنایع دستی استان همچنان در رکود و عدم بازاریابی می ماند.
این کارشناس، تغییر در روش و آموزش، بازاریابی برای صنعتگران، تشویق و حمایت از کارآفرینان این حوزه هنری از طریق هنروران خوش ذوق وطبع، تشکیل تعاونی ها برای حمایت از تولیدات صنعتگران وایجاد بازارچه های دائمی را از جمله عوامل لازم برای توسعه وگسترش صنایع دستی این استان برشمرد. وی گفت: صنایع دستی پشتوانه غنی داشته واین سازمان باید بانگرش دررسالت خود تغییراتی دهد تا مانند گذشته این هنر دوباره وارد زندگی روزمره مردم شده و دیدگاه آنان نسبت به این هنر بهبود یابد تا صنعتگران این حوزه هنری بتوانند برای جوانان اشتغالزایی درسطح وسیعی داشته باشند. وی بیان کرد: علاقه جوانان به سایر رشته های غیربومی احساس می شود که لازم است علاوه بر آموزش و حمایت از تولیدات صنایع محلی، هنرهای پرکاربرد نیز آموزش داده شود.
این کارشناس گفت:اگر سازمان ها ودستگاه های مربوط باتشکیل اتحادیه های منسجم صنایع دستی محصولات را از صنعتگران خریداری کنندو در بازارهای داخلی به فروش برسانند این امر باعث تشویق افراد بیشتری به فعالیت در این بخش می شود. وی با اشاره به اینکه محصولات صنایع دستی از بسته بندی اصولی برخوردارنیست گفت: بسته بندی مطابق با استاندارد باعث جلب مشتری وجلوگیری ازهرگونه آسیب به محصولات صنایع دستی در هنگام حمل و صادرات می شود.
به گفته کارشناسان از ۲۵۷رشته صنایع دستی این استان تنها ۲۷مورد مانده که ازاین تعداد فقط ۱۳رشته شامل رودوزی های سنتی( گلابتون دوزی،خوس دوزی، زری دوزی)، انواع قالی، گلیم، جاجیم، گبه،حصیربافی،صنایع دریایی، ماکت سازی لنج،برقع سازی، نساجی سنتی، چادرشب بافی می باشد. همچنین برخی صنایع دستی منسوخ شده استان شامل سنگ تراشی(حجاری)، منبت کاری،گچ بری، آهنگری سنتی و عبابافی می باشد




روزنامه ابتکار






| صنایع‌دستی










نویسنده : سعدی : ۱۱:۳۸ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٩ اسفند ۱۳۸٦
Comments نظرات () لینک دائم

شهر قلمکارهای پرآوازه

اصفهان که نام بلندآوازه‌ای در هنر و معماری ایران دارد، از گذشته به واسطه هنرهای صناعی زیبا و متنوع و استادان و هنرمندان باذوق و خلا‌ق شهره بوده است.
به نظر می‌رسد در میان شهرهایی که تا به امروز به‌عنوان پایتخت کشورمان انتخاب شده است، شهر اصفهان که قابلیت‌ها و ظرفیت بالا‌یی را به هنگام پایتختی (بین سالهای ۱۰۰۰ تا ۱۱۳۵ق) داشته، شایسته‌ترین بوده است; چراکه نقطه عطفی در زمینه به کمال رساندن و درخشش تمامی‌عرصه‌های هنر، معماری و بسترسازی برای پرورش استادان و هنرمندان بوده، به‌طوری که پس از گذشت چند سده هنوز هم می‌تواند مناسب‌ترین معیارها و قواره‌های هنری را برای مقایسه هنرهای صناعی، معماری، ادبیات، خوشنویس، نگارگری و حتی مدیریت فرهنگی، هنری، جامعه‌شناسی هنر و زیباشناسی آن ارائه دهد.
● پارچه‌های قلمکار; بیشترین رقم صادرات صنایع‌دستی پس از فرش
احمد ادیب معاون صنایع‌دستی و هنرهای سنتی استان اصفهان در این باره می‌گوید: کشورهای آسیای جنوب‌شرقی از این پارچه‌ها استقبال چشمگیری دارند.وی با بیان اینکه قلمکار نقاشی بیشتر برای پرده‌ها، خیمه‌ها، سقف پوش‌ها و دیوارپوش‌ها استفاده می‌شود، یادآور می‌شود: قلمکار نقاشی در قدیم به‌عنوان خیمه‌گاه و در مراسم‌های لشگرکشی و ارتش با استفاده از موتیف‌ها و نقش‌های سنتی استفاده می‌شد و اکنون نیز بیشتر در مراسم‌های عزاداری و اعیاد از آنها بهره می‌برند.ادیب در ادامه می‌گوید: در قلمکار قالبی، نقش مورد نظر را بر روی چوب گلا‌بی قالب‌زده و با استفاده از رنگ‌های مختلف گیاهی و گاهی شیمیایی طرح‌های منتوع را اجرا می‌کنند.
معاون صنایع‌دستی و هنرهای سنتی اصفهان از منطقه دلیجان و شهر اصفهان به عنوان اصلی‌ترین مناطق فعالیت قلمکاران نام می‌برد.وی می‌افزاید: روش‌های قدیمی قلمکارسازی که در مراحل مختلف در کنار زاینده‌رود پارچه‌ها را شسته و رنگ‌های آن را ثابت می‌کنند، از جاذبه‌های استان به‌شمار می‌رفت که اکنون بسیار کمرنگ شده و فقط در بعضی نقاط می‌توان آن را مشاهده کرد.
ادیب در توضیح اینکه چرا قلمکار‌های بی‌کیفیت در بازار به فراوانی یافت می‌شود، گفت: یکی از مشکلا‌ت اصلی در بسیاری از تولیدات صنایع‌دستی استان پایین بودن کیفیت مواد اولیه است که چنانچه بر نحوه تولید و کیفیت بخشی آن نظارت مستقیم انجام شود، اثر مطلوبی بر خرید بیشتر خواهد گذاشت.وی از مرحوم استاد حسن پورسنایی، مرحوم استاد عطریان و استاد گیاهی به‌عنوان هنرمندان مطرح در رشته قلمکارسازی یاد کرد.
● قلمکاری قدمتی چند صد ساله در سرزمین ایران دارد
قلمکارسازی از پیشه‌های کهن و قدیمی ایران است که قرن‌ها در اوج شهرت بوده است. این هنر به همراه نقاشی روی پارچه از دوره مغول‌ها در ایران مرسوم شد و به همین دلیل است که در این دوره به دلیل حمایت و پشتیبانی خوانین مغولی پارچه‌های منقوش و چینی در بازارهای ایران فروش فوق‌العاده‌ای پیدا کرده بود. ایرانیان نیز برای رقابت با چینی‌ها دست به ابتکاراتی زدند که از آن جمله ابداع نقاشی به روی پارچه یا به اصطلا‌ح پارچه‌های قلمکار است. در دوره صفویه این هنر گسترش یافت. در حقیقت می‌توان گفت دوره پررونق این صنعت از زمان صفویه شروع و به اواسط عصر قاجاریه ختم گردید. در زمان صفویه بیشتر لباس‌های مردانه و زنانه از پارچه‌های قلمکار تهیه می‌شد و این پارچه‌ها در آن زمان شهرت فراوان داشت. یک نوع قلمکار با طرح و نقش خاص خود به نام «دلگه» جهت لباس مردانه و زنانه تهیه می‌شد.
از دیگر انواع قدیمی قلمکار می‌توان خمرهای «زریا اکلیلی»، «جیگرنات قرمز» و «جیگرنات بنفش» را نام برد. تلا‌ش‌های پیگیر صنعتگران قلمکارساز و استقبالی که از آن می‌شد موجب ازدیاد تقاضا برای این‌گونه پارچه‌های نقش دار شد و چون عرضه محدود بود، صنعتگران را به چاره‌اندیشی و پیدا کردن راه حل برای عرضه بیشتر با همان کیفیت هنری واداشت. در این مورد تنها راه چاره را ایجاد نقوش مورد نظر بر روی قالب و انتقال قالب‌های مذکور روی پارچه دانستند. هنرمندان در آغاز تنها از یک یا چند قالب استفاده می‌کردند و بقیه را با دست می‌کشیدند ولی پس از چندی با طراحی روی کاغذ و انتقال این طرح‌ها روی قالب و حکاکی و قالب‌تراشی، استادکاران فن توانستند به طور کلی محصولا‌ت قلمکار را به وسیله قالب‌زنی تولید کنند.
● مراکز تولید
شهر اصفهان که در زمان صفویه مرکز و پایتخت ایران بود، یکی از مراکز عمده تجمع هنرآفرینان و صنعتگران شد و هنرمندان از گوشه و کنار ایران به این شهر روی آوردند و سعی در تولید و عرضه محصولا‌ت مختلف از جمله قلمکار با عالی‌ترین کیفیت هنری کردند. در حال حاضر شهر اصفهان مرکز تولید قلمکار ایران است و در شهرهای دامغان و سمنان هم نوعی قلمکار خاص منطقه تهیه می‌شود. محصولا‌تی که امروزه از پارچه قلمکار تهیه می‌شود عبارتند از: لباس، سجاده، سفره، رولحافی، پرده، مجمعه پوش، بقچه، سوزنی، حمام، قطیفه، کتیبه، کلا‌ه، قبا، شلیته، روکش‌صندلی، رومیزی، روتختی، دستمال، زیر لباسی، سربخاری، کیف، دامن، کفش زنانه و برای مصارف دکوراسیون.
● قالب‌ها و قالب تراشان
قالب تراشی یکی از هنرهای ظریف و بسیار مهم و قدیمی اصفهان است که از استادان این فن به جز عده معدودی باقی نمانده‌اند. استاد کاران قدیمی بهترین چوب را برای تراش قالب چوب‌های گلا‌بی و زالزالک تشخیص داده‌اند که معمولا‌ چوب زالزالک را برای قالب‌های ریز استفاده می‌کردند که این روش تا اکنون نیز هم چنان ادامه دارد. هر چه نقش‌ها در یک قالب درشت‌تر باشند کار تراش آسانتر و هر چه نقوش ریزتر باشند به همان نسبت کار تراش مشکل‌تر می‌شود. برای اینکه یک قالب کامل شود از ابتدا یعنی جور کردن چوب تا زمانی که قالب آماده نقش‌زنی می‌شود صورت می‌گیرد.
● رنگ‌های مصرفی قلمکار
رنگ در هنر قلمکاری نقش اصلی را باز می‌کند و اگر در این مرحله کار درست انجام نشود، هنر تولید شده نیز ارزشی نخواهد داشت. در ساختن قلمکار بیشتر از دو رنگ مشکی و قرمز استفاده می‌شود که برای ساختن رنگ مشکی از موادی مانند: کتیرا، اکسید، آهن، زاج سیاه و روغن کرچک و برای ساختن رنگ قرمز از موادی مانند گل سرخ، روغن کنجد، زاج سفید و کتیرا استفاده می‌شود. گاهی هم برحسب مورد رنگ‌های ترکیبی مانند آبی یا نیلی، سبز زرد و قهوه‌ای به کار می‌برند.
● چگونگی تولید
مواد مصرفی قلمکار سازان بسیار متنوع است ولی آنچه که قابل توجه است عبارتست از:
▪ پارچه‌های متقال،
▪ کدری و چلوار،
▪ کتیرا،
▪ پوست انار،
▪ رنگ گیاهی زاج سفید،
▪ نیل،
▪ روغن‌گلیسیرین
▪ آلیزارین.
مراحل تولید قلمکار به اختصار عبارتست از:
▪ آبخور کردن پارچه،
▪ دندانه کردن پارچه انجام عمل قالب زنی که با دو رنگ قرمز و مشکی آغاز و بعد از اتمام کار و تثبیت رنگ‌ها، در مرحله ‌سفیدگری، زمینه برخی از پارچه‌های تولیدی سفید می‌شود و چنانچه نیازی به استفاده از رنگ‌های دیگر باشد دوباره پارچه به کارگاه برگردانده شده و نقوش لا‌زم بر روی آن انتقال می‌یابد.
● کاربردهای قلمکار
قلمکار کاربردهای دیگری نظیر پارچه‌های سفره، دستمال، سجاده، پرده، رومیزی، روتختی، رویه کوسن و ...دارد.خاطرنشان می‌شود; سازمان علمی فرهنگی ملل متحد (یونسکو) به تازگی به منظور ارج نهادن به این هنر ایرانی و تقدیر از تعالی آن در نزد هنرمندان، مهر اصالت آن را در اصفهان به یکی از هنرمندان این فن اعطا کرد.





مریم رحیمی


روزنامه حیات نو


نویسنده : سعدی : ۱۱:۳٤ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٩ اسفند ۱۳۸٦
Comments نظرات () لینک دائم

سهم‌ ایران‌ در تمدن‌ بشری

بناهایی‌ که‌ به‌ دست‌ انسان‌ ساخته‌ می‌شود، جلوه‌هایی‌ از نگرش‌ او به‌ جهان‌ هستی‌ است‌ که‌ مبین‌ قوّة‌ فکری‌ و ساختار فرهنگی‌ ـ اجتماعی‌ افراد آن‌ جامعه‌ است‌. این‌ برداشت‌ که‌ معماری‌ می‌تواند دیدگاهی‌ طبیعی‌ یا مافوق‌ طبیعی‌ داشته‌ باشد در هر حال‌ خارج‌ از تأثیر محیط‌ اطراف‌ و اقلیم‌ جغرافیایی‌ انسان‌ نیست‌، لذا در بررسی‌ معماری‌ یک‌ بنا، ابتدا باید جهان‌ و جهان‌ بینی‌ سازنده‌ آن‌ بنا را مورد کنکاش‌ قرار داد تا بتوان‌ افکار و عقاید او را در حجمی‌ از آرایش‌ فضا مشاهده‌ کرد .
معماری‌ سنتی‌ ایران‌ ،تجلی‌ نمادین‌ جهانی‌ ابدی‌ و ازلی‌ است‌ که‌ این‌ جهان‌ را محلی‌ گذرا و واسطه‌ای‌ برای‌ رسیدن‌ به‌ مرتبه‌ای‌ والاتر به‌ منظور وصول‌ به‌ آرامش‌ درونی‌ می‌داند ؛ معماری‌ ایران‌ که‌ به‌ صورت‌های‌ گوناگون‌ در بناهای‌ مختلف‌ متجلی‌ گشته‌، جایگاه‌ خاصی‌ را داراست‌ که‌ در آن‌ ،عقاید و رسوم‌ و آیین‌ها در شرایط‌ جغرافیایی‌ و اقلیمی‌ نمود بارزی‌ دارد و حاصل‌ دسترنج‌ هنرمندانی‌ است‌ که‌ برای‌ اعتلای‌ این‌ هنر با تکیه‌ بر ایمان‌ خویش‌ ،از جانِ خود مایه‌ گذاشته‌ و در این‌ راه‌ از هیچ‌ کوششی‌ دریغ‌ نورزیده‌اند. همراه‌ با اساتید معماری‌، استادان‌ صنایع‌ دستی‌ نیز با همان‌ تفکر فوق‌ اما تجلی‌ یافته‌ در هنرِ خاص‌ خویش‌، تکامل‌ بخش‌ و اثرگذار بر معماری‌ سنتی‌ ایرانی‌ بوده‌اند .
تزیین‌ و آرایش‌ ساختمان‌ که‌ جزء لاینفک‌ معماری‌ محسوب‌ می‌شود در آجرکاری‌، کاشی‌ کاری‌، گچبری‌ و آینه‌ کاری‌ در کنار قالی‌ بافی‌، گلیم‌ بافی‌، قلمکاری‌ ، سفالگری‌، منّبت‌ کاری‌، کنده‌ کاری‌ چوب‌، گره‌ چینی‌ و همچنین‌ سایر دست‌ آوردهای‌ صنایع‌ دستی‌ نمود یافته‌ و پیوندی‌ یگانه‌ ایجاد نموده‌ که‌ فضای‌ معماری‌ ایران‌ را آکنده‌ از زیبایی‌ معنوی‌ می‌سازد و این‌ خود زیبایی‌ ظاهری‌ را نیز به‌ همراه‌ دارد
معماری‌ با سایر هنرهای‌ ایرانی‌ ،تارهای‌ به‌ هم‌ تنیدة‌ یکپارچه‌ای‌ است‌ که‌ از یکدیگر تأثیر پذیرفته‌اند ؛ به‌ ویژه‌ صنایع‌ دستی‌ که‌ علاوه‌ بر تزیینی‌ بودن‌ و جنبه‌های‌ زیبایی‌ شناسانه‌، نقش‌ کاربردی‌ در زندگی‌ روزمره‌ افراد جامعه‌ دارد. صنایع‌ دستی‌ به‌ دلیل‌ عدم‌ نیاز به‌ سرمایه‌گذاری‌ بسیار و وجود مواد اولیة‌ محلی‌ برای‌ تولید و وجود زمینه‌های‌ توسعه‌ در مناطق‌ مختلف‌ و ایجاد ارزش‌ افزودة‌ بالا، بخش‌ عظیمی‌ از نیروی‌ انسانی‌ و اقتصادی‌ ایران‌ را به‌ خود مشغول‌ کرده‌ است‌ و این‌ امر در معماری‌ سنتی‌ نقش‌ ِبارزی‌ دارد. صنایع‌ دستی‌ و معماری‌ همواره‌ مکمل‌ یکدیگر بوده‌اند و دارای‌ ویژگی‌های‌ مشترک‌ می‌باشند .
بناهای‌ ایرانی‌ مانند مسجد، مناره‌، خانه‌، باغ‌، پل‌، قلعه‌، آب‌ انبارها و... هر کدام‌ به‌ نوعِ خاصی‌ از صنایع‌ دستی‌ نیاز دارد که‌ برخی‌ از انواع‌ آن‌ کاشی‌ کاری‌، مشبّک‌ کاری‌، نقاشی‌ دیواری‌، منّبت‌ کاری‌ و غیره‌ است‌. تنوع‌ اقلیم‌ آب‌ و هوایی‌ در ایران‌ موجب‌ گوناگونی‌ بسیار در معماری‌ و تزیین‌ آن‌ گردیده‌ است‌ و در نتیجه‌ انواع‌ و اقسام‌ صنایع‌ دستی‌ در تزیین‌ معماری‌، نقشِ عمده‌ای‌ دارند .
صنایع‌ دستی‌ در رشته‌های‌ گوناگون‌ همچون‌: قالی‌بافی‌ ،گلیم‌بافی‌، سفالگری‌ ،آبگینه‌ سازیِ محصولاتِ فلزی‌ ، سنگ‌تراشی‌، چوب‌ تراشی‌ ، حصیربافی‌ ، کاشی‌ کاری‌ تا رودوزی‌ها ارتباط‌ مستقیم‌ با معماری‌ دارد به‌ طوری‌ که‌ ساخت‌ شکل‌ آنها بستگی‌ به‌ فضای‌ معماری‌ سنتی‌ ایرانی‌ دارد و همین‌ طور بعضی‌ از اجزاء و فضاهای‌ معماری‌، متناسب‌ با کالاهای‌ صنایع‌ دستی‌ ساخته‌ می‌شود . معماری‌ سنتی‌ ایران‌ در ایجاد صورت‌های‌ مختلف‌ صنایع‌ دستی‌ نیز نقشِ عمده‌ای‌ را به‌ عهده‌ داشته‌ است‌ ؛ به‌ طور مثال‌ بافنده‌، اندازه‌ قالی‌ را براساس‌ وسعت‌ اتاق‌ها می‌بافد و سفالگر براساس‌ جایگاه‌ سفال‌ در فضای‌ ساختمان‌ شکل‌ و حجم‌ مورد نظر را می‌سازد . هماهنگی‌ صنایع‌ دستی‌ با معماری‌ نه‌ تنها از نظر فرم‌ و رنگ‌ بلکه‌ از نظر محتوایی‌ نیز هم‌ خوانی‌ دارد و هنرمند سعی‌ نموده‌، ارتباط‌ خویش‌ با طبیعت‌ و دیدگاه‌ معنوی‌ خویش‌ نسبت‌ به‌ هستی‌ را متجلی‌ سازد .
صنایع‌ دستی‌ به‌ علت‌ تنوع‌ و وسعت‌ در رشته‌های‌ گوناگون‌، کاربردهای‌ زیادی‌ در تزیین‌ معماری‌ دارد که‌ شامل‌ چهار بخش‌ می‌شود :
۱) تزیین‌ نمای‌ بیرونی‌ ؛
۲) تزیین‌ فضاهای‌ ورودی‌ ؛
۳) تزیین‌ درونِ بنا ؛
۴) تزیین‌ فضای‌ اتصالِ درون‌ و بیرون‌ بنا .
تزیینات‌ بیرونی‌ ساختمان‌ باید به‌ نحوی‌ باشد که‌ در برابر تغییرات‌ آب‌ و هوا و نور خورشید مقاوم‌ باشد و کیفیت‌ خود را از دست‌ ندهد. این‌ تزیینات‌ بیش‌تر شامل‌ کاشی‌ کاری‌ به‌ صورت‌ معرّق‌ یا هفت‌ رنگ‌ می‌باشد که‌ علاوه‌ بر تزیین‌ بنا با نقوش‌ و رنگ‌های‌ گوناگون‌، عایقی‌ در برابر برف‌ و باران‌ و گرما و سرما است‌. کاشی‌ کاری‌ در معماری‌ ایران‌ در واقع‌ شناسنامه‌ بنا می‌باشد و تاریخ‌ مشخص‌ و سیرِ تحولی‌ منظمی‌ را دارا است‌.
با آغاز دوره‌ اسلامی‌، کاشی‌ کاری‌ در اماکنِ مذهبی‌ تجلی‌ خاصی‌ می‌یابد، محراب‌ و گنبدِ مسجد شیخ‌ لطف‌ ـ الله‌ و گنبدِ مزار شاه‌ نعمت‌ اللّه‌ ولی‌ در ماهانِ کرمان‌، مسجد کبود تبریز و گنبد مسجد چهار باغ‌ اصفهان‌، نمونه‌ بارز این‌ هنر می‌باشد .
کاشی‌ کاری‌، مهمترین‌ ویژگی‌ تزیین‌ معماری‌ سنتی‌ ایران‌ است‌ که‌ ادامة‌ همان‌ آجرکاری‌ است‌.
نکته‌ حائز اهمیت‌ در کاشی‌ کاری‌ ایران‌ رنگ‌ لعاب‌ است‌، رنگ‌ کاشی‌های‌ ایرانی‌ اکثراً فیروزه‌ای‌ و لاجوردی‌ بوده‌ و رنگ‌های‌ سفید و سبز و طلایی‌ نیز در درجه‌ دوم‌ می‌باشد و این‌ رنگ‌ها در بین‌ هنرهای‌ سنتی‌ ایران‌ مشترک‌ می‌باشند .
فضاهای‌ ورودی‌ بنا در معماری‌ ایرانی‌ و خصوصاً بناهای‌ مسکونی‌ و مذهبی‌ بخشِ مهمی‌ را به‌ خود اختصاص‌ داده‌ است‌ که‌ با پوششی‌ به‌ صورت‌ سایه‌بان‌ با طاق‌ کمانی‌ همراه‌ بوده‌ است‌ .تزیین‌ این‌ قسمت‌ از بنا عموماً کاشی‌ کاری‌ است‌، در ضمن‌ نمونه‌های‌ آینه‌کاری‌ و مشبک‌ کاری‌ آجری‌ نیز وجود دارد .
آینه‌ کاری‌ از هنرهای‌ ظریفی‌ است‌ که‌ در نماسازی‌ داخلی‌ بناها، در بالای‌ ازاره‌ها ، زیردورها ، طاق‌ها، رواق‌ها ، شبستان‌ها، سرسراها و موارد دیگر به‌ کار می‌رود .
مقرنس‌ کاری‌ و گچ‌ بری‌ نیز از تزیینات‌ معماری‌ محسوب‌ می‌گردد. مقرنس‌ کاری‌ که‌ تداوم‌ آجر چینی‌ است‌ توازنی‌ را القا می‌نماید که‌ گویی‌ وظیفه‌ انتقال‌ سقف‌ یا گنبد بر پایه‌ها را داراست‌ و همانند نسبت‌ آسمان‌ به‌ زمین‌ است‌ .
تزیینات‌ داخلی‌ یک‌ بنا نسبت‌ به‌ نوع‌ آن‌ تفاوت‌های‌ گوناگونی‌ دارد و این‌ تفاوت‌ در دوره‌های‌ گوناگون‌، تنوع‌ بیش‌تری‌ به‌ خود می‌گیرد ولی‌ در همة‌ آنها وجوه‌ مشترکی‌ نیز وجود دارد و از آن‌ جمله‌ ایجاد فضایی‌ است‌ که‌ انسان‌های‌ استفاده‌ کننده‌ از آن‌ بنا، آمالشان‌ در آن‌ تحقق‌ می‌یابد و آرامش‌ می‌یابند. در تزیین‌ داخلی‌ یک‌ بنا از تنوع‌ هنر صنایع‌ دستی‌ استفاده‌ بیش‌تری‌ می‌توان‌ نمود. قالی‌ علاوه‌ بر زیرانداز بودن‌ یکی‌ از اجزای‌ مهم‌ در تزیین‌ فضای‌ داخلی‌ بناهای‌ ایرانی‌ می‌باشد. زیرا کف‌ بنا را که‌ انسان‌ها بر آن‌ می‌نشینند و می‌خوابند، می‌پوشاند و گاه‌ نیز به‌ عنوان‌ تزیینی‌ زیبا بر دیوار کوبیده‌ می‌شود و گاهی‌ نیز از قالی‌های‌ دو طرفه‌ به‌ عنوان‌ سطحی‌ جدا کننده‌ بین‌ دو فضا استفاده‌ می‌شود. نزدیکی‌ طرح‌ و نقشِ قالی‌ با نقوشِ کاشی‌، نزدیکی‌ و انسجامِ هنرهای‌ ایرانی‌ را بیان‌ می‌دارد .
زیر اندازهای‌ دیگری‌ چون‌ گلیم‌ ،جاجیم‌ و منسوجات‌ سنتی‌ و پرده‌های‌ قلمکار با کاربردهای‌ گوناگون‌ و وسایل‌ تزیین‌ شده‌ با خاتم‌ و منّبت‌ و معرق‌ چوب‌، انواع‌ رودوزی‌ها و اشیای‌ فلزی‌ ، همه‌ و همه‌ ،آرایش‌ دهنده‌ محل‌ زندگی‌ ایرانی‌ می‌باشند. صنایع‌ دستی‌ در معماری‌ ایران‌ تنها نقشِ مزّین‌ کنندة‌ فضا را ندارند بلکه‌ هر کدام‌ در جایگاه‌ خود کاربردهای‌ گوناگونی‌ دارد .
تزیین‌ بین‌ فضای‌ داخلی‌ و خارجی‌ شامل‌ درها و پنجره‌هاست‌. «درِ» بناها که‌ در گذشته‌ از چوب‌ ساخته‌ می‌شد مأوایِ سرپنجه‌ هنرمندانِ منّبت‌ کار و فلز کار بود. «در»های‌ کنده‌ کاری‌ شده‌ و منبت‌ کاری‌ همراه‌ با کلون‌های‌ بسیار زیبای‌ فلزی‌ ،جایگاه‌ و اهمیت‌ بنا را روشن‌ می‌ساخت‌. نقوشِ ایجاد شده‌ بر روی‌ درها هم‌ چون‌ نقوشِ نمادین‌، در هنرها جلوه‌گاهِ تفکر و فرهنگِ ایرانی‌ است‌. نقش‌ «خورشید» که‌ مهم‌ترین‌ نقشِ موجود بر روی‌ درها می‌باشد، علامتی‌ برای‌ روشنی‌، برکت‌ و سلامتی‌ برای‌ صاحبخانه‌ است‌ .
پنجره‌ نیز که‌ اشاعه‌ دهنده‌ نور و روشنی‌ به‌ فضای‌ داخلی‌ می‌باشد اکثراً با چوب‌، گره‌ چینی‌ می‌شود .و گاه‌ با شیشه‌های‌ رنگین‌ ،رنگین‌ کمانی‌ از نور را در فضای‌ داخلی‌ ایجاد می‌نماید .
نویسنده : سعدی : ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٩ اسفند ۱۳۸٦
Comments نظرات () لینک دائم

ارزش‌‌های از دست رفته هنر اصیل

اثار گوناگونی‌ که‌ با نوعی‌ خلاقیت‌ و ابتکار به‌ منصه‌ ظهور رسیده‌ و به‌ عنوان‌ سوغاتی‌ از یک‌ ملت‌ با تاریخ‌ متمدن‌ و کهن‌ به‌ ارمغان‌ برده‌ می‌شود، مشتی‌ خاک‌ از زمین‌ بی‌جان‌ برگرفته‌ می‌شود و با ذوق‌ ایرانی‌ عجین‌ گشته‌ و به‌ جامی‌ سفالین‌ تبدیل‌ شده‌ یا تار و پودهای‌ رنگارنگ‌ قالی‌ که‌ از نور چشم‌ هنرمندی‌ لایق‌ نقش‌ بسته‌، همگی‌ نشانگر روح‌ زنده‌ و هنرمند ایرانی‌ است‌.







صنایع‌ دستی‌ به‌ عنوان‌ نمادی‌ از فرهنگ‌، آداب‌ و رسوم‌ و هنر دست‌ بشر از گذشته‌ تا به‌ امروز با ذوق‌ و علاقه‌ هنرمندان‌ خلق‌ و در سراسر دنیا عرضه‌ می‌گردد. در این‌ میان‌ هنرهای‌ صناعی‌ ایرانی‌ نیز که‌ جلوه‌یی‌ از هنر و ذوق‌ کهن‌ ایرانی‌ را به‌ نمایش‌ می‌گذارد بر جهانیان‌ پوشیده‌ نیست‌. آثار گوناگونی‌ که‌ با نوعی‌ خلاقیت‌ و ابتکار به‌ منصه‌ ظهور رسیده‌ و به‌ عنوان‌ سوغاتی‌ از یک‌ ملت‌ با تاریخ‌ متمدن‌ و کهن‌ به‌ ارمغان‌ برده‌ می‌شود، مشتی‌ خاک‌ از زمین‌ بی‌جان‌ برگرفته‌ می‌شود و با ذوق‌ ایرانی‌ عجین‌ گشته‌ و به‌ جامی‌ سفالین‌ تبدیل‌ شده‌ یا تار و پودهای‌ رنگارنگ‌ قالی‌ که‌ از نور چشم‌ هنرمندی‌ لایق‌ نقش‌ بسته‌، همگی‌ نشانگر روح‌ زنده‌ و هنرمند ایرانی‌ است‌.
به‌ همین‌ منظور سیدعبدالمجید شریف‌زاده‌ رییس‌ بخش‌ هنرهای‌ سنتی‌ سازمان‌ میراث‌ فرهنگی‌ و گردشگری‌ و کارشناس‌ و عضو هیات‌ علمی‌ پژوهشگاه‌ سازمان‌ درباره‌ وضعیت‌ صنایع‌ دستی‌ ایران‌ می‌ گوید:
از آنجایی‌ که‌ صنایع‌ دستی‌ هر ملت‌ به‌ عنوان‌ سفیران‌ فرهنگی‌ آن‌ ملت‌ به‌ ارایه‌ فرهنگ‌ و آداب‌ و رسوم‌ می‌پردازند احتیاج‌ به‌ توجه‌ و صرف‌ هزینه‌ برای‌ آن‌ از ضروریات‌ است‌. اما متاسفانه‌ در حال‌ حاضر این‌ هنر در ایران‌، که‌ روزی‌ جزو مهمترین‌ کشورهای‌ تولیدکننده‌ محسوب‌ می‌شود به‌ فراموشی‌ سپرده‌ شده‌ است‌ و صنایعی‌ مانند نساجی‌ و هنر سفال‌ و فرش‌های‌ رنگارنگ‌ ایران‌ زمین‌ که‌ از قدیم‌الایام‌ به‌ عنوان‌ بهترین‌ سوغات‌ و پیشکش‌ در خاطره‌ها نقش‌ بسته‌ بود جای‌ خود را به‌ اشیای‌ وارداتی‌ و بی‌کیفیت‌ داده‌ است‌.
وی‌ در ادامه‌ می‌افزاید: صنایع‌ دستی‌ ایران‌ در طول‌ سال‌های‌ اخیر به‌ دلیل‌ مشکلات‌ خاصی‌ که‌ پیش‌ رو داشت‌ نتوانست‌ از پیشرفت‌ قابل‌ توجهی‌ بهره‌ ببرد. به‌ این‌ ترتیب‌ که‌ صنایع‌ دستی‌ با قرار گرفتن‌ در زیرمجموعه‌ سازمان‌ صنایع‌ که‌ هیچ‌گونه‌ ارتباط‌ محتوایی‌ با آن‌ نداشت‌ نتوانست‌ خواسته‌ها و نیازهای‌ خود را مرتفع‌ سازد و از طرفی‌ هم‌ عدم‌ شناخت‌ مسئولان‌ سازمان‌ نسبت‌ به‌ کم‌ و کیف‌ این‌ هنر قدیمی‌ و عدم‌ برنامه‌ریزی‌های‌ صحیح‌ و دقیق‌ باعث‌ شد تا صنایع‌ دستی‌ جایگاه‌ واقعی‌ و کهن‌ خود را از دست‌ بدهد. بطور کلی‌ مدیرانی‌ که‌ هیچ‌گونه‌ آشنایی‌ با صنایع‌ دستی‌ نداشتند اهمیت‌ مسائل‌ فرهنگی‌ و هنری‌ را در درجات‌ پایین‌تر قرار دادند و با تصور سهل‌ و ممتنع‌ بودن‌ موضوع‌ به‌ شناخت‌ دقیق‌ و تخصصی‌ این‌ حوزه‌ نپرداختند و برخلاف‌ تمام‌ آموزش‌های‌ حرفه‌یی‌ و تئوری‌ هیچ‌ تلاشی‌ برای‌ تخصصی‌کردن‌ فعالیت‌ها صورت‌ نگرفت‌.
شریف‌زاده‌ در ادامه‌ این‌ بحث‌ می‌گوید: یکی‌ از اقدامات‌ موثر مسئولان‌ انتقال‌ جایگاه‌ صنایع‌ دستی‌ از وزارت‌ صنایع‌ به‌ سازمان‌ میراث‌ فرهنگی‌ و گردشگری‌ بوده‌ است‌. از آنجایی‌ که‌ صنایع‌ دستی‌ در این‌ دو سازمان‌ جدید با هم‌ بسیار نزدیکتر از سازمان‌ قبلی‌ است‌ هماهنگی‌ و انسجام‌ بیشتری‌ می‌تواند بین‌ آنها شکل‌ بگیرد البته‌ به‌ شرطی‌ که‌ از برنامه‌ریزی‌ها و مدیریت‌های‌ دقیق‌ و کاملا علمی‌ بهره‌ و در ضمن‌ از نظرات‌ کارشناسی‌ و حرفه‌یی‌ استفاده‌ لازم‌ را ببرد.
وی‌ می‌افزاید: در این‌ میان‌ برای‌ پیشرفت‌ این‌ صنعت‌ نیاز به‌ حمایت‌ و برنامه‌ریزی‌ دولت‌ کاملا محسوس‌ و قابل‌ ذکر است‌. اگر دولت‌ شرایط‌ و امکانات‌ لازم‌ را مهیا سازد و مشکلات‌ تولیدکنندگان‌ و بازاریابان‌ را تا حد امکان‌ مرتفع‌ گرداند فضای‌ کاری‌، کاملا گسترده‌تر و پیشرفته‌تر خواهد شد. به‌ عنوان‌ مثال‌ دولت‌ باید در حمایت‌، هدایت‌ و برنامه‌ریزی‌ صحیح‌ و همچنین‌ گسترش‌ بازاریابی‌ صنایع‌ دستی‌ فعالیت‌ و نسبت‌ به‌ چگونگی‌ تولید و کیفیت‌ کالاها نظارت‌ به‌ عمل‌ آورد و تولیدکنندگان‌ را بدون‌ بازار تولید و مواد اولیه‌ یا خریدار رها نکند.
در حال‌ حاضر متاسفانه‌ بسیاری‌ از ارزش‌هایی‌ که‌ در این‌ صنعت‌ وجود داشته‌ به‌ علت‌ همین‌ کوتاهی‌ و برنامه‌ریزی‌های‌ نامناسب‌ و دخالت‌های‌ بی‌مورد از میان‌ رفته‌ و در عوض‌ کالاهای‌ با کیفیت‌ نازل‌ به‌ بازار عرضه‌ شده‌ است‌.
این‌ کارشناس‌ همچنین‌ تصریح‌ می‌کند اگر هنرمند رها شود و حمایت‌ لازم‌ در تهیه‌ مواد اولیه‌، بیمه‌، فضای‌ کار، بازاریابی‌ و... برای‌ او پیش‌بینی‌ نشود و از طرفی‌ اجناس‌ خارجی‌ رقیب‌ جدی‌ او در بازار عرضه‌ و تقاضا، شود کم‌کم‌ صنایع‌ دستی‌ روبه‌نابودی‌ خواهد رفت‌ چون‌ دیگر نه‌ حمایت‌ می‌شود و نه‌ کاربرد گذشته‌ خود را دارد. یعنی‌ دیگر کسی‌ صنایع‌ دستی‌ را بخاطر استفاده‌ ابزاری‌ آن‌ تهیه‌ نمی‌کند و صرفا جنبه‌ تزیینی‌ دارد.
به‌ عنوان‌ مثال‌ جاجیم‌ که‌ در گذشته‌ به‌ جای‌ زیرانداز استفاده‌ می‌شد در حال‌ حاضر برای‌ تزیین‌ آلبوم‌ و کیف‌ و غیره‌ به‌ کار می‌رود، برای‌ دیگر صنایع‌ نیز همین‌ شیوه‌ پیش‌ گرفته‌ شود و ارایه‌ طرح‌های‌ جدید و امروزی‌ در راستای‌ اهداف‌ نو قرار گیرد.
وی‌ می‌ گوید: که‌ اگر متفکران‌ و تولیدکنندگان‌ این‌ صنعت‌ ارتباط‌ هماهنگی‌ با هم‌ داشته‌ باشند و وظایف‌ هرکدام‌ از افراد طراح‌ و تولیدکننده‌ تعیین‌ و مشخص شود محصولاتی‌ کاملا با کیفیت‌ و زیبا و با ارزش‌ در اختیار مشتری‌ قرار خواهد گرفت‌. در این‌ میان‌ گردشگران‌ خارجی‌ نیز که‌ به‌ دنبال‌ یک‌ سوغات‌ و یادبود از کشوری‌ که‌ به‌ آن‌ سفر کرده‌اند، هستند می‌توانند از صنایع‌ دستی‌ ایران‌ خریداری‌ کنند و تبلیغی‌ برای‌ جلب‌ نظر دیگر گردشگران‌ باشند.
شریف‌زاده‌ می‌افزاید: باید فضای‌ کاری‌ برای‌ اهداف‌ مختلف‌ (گردشگران‌، مشتریان‌ داخلی‌، دکوراسیون‌، استفاده‌ ابزاری‌، صادرات‌ و...) تعریف‌ شود و برای‌ هرکدام‌ یک‌ شیوه‌ خاص‌ پیاده‌ شود. بطور کلی‌ اگر دولت‌ برای‌ پیشرفت‌ این‌ صنعت‌ حتی‌ یک‌هزارم‌ هزینه‌ صنایع‌ سنگین‌ و ماشینی‌ را در نظر گیرد این‌ صنعت‌ می‌تواند بخوبی‌ میراث‌، هنر و فرهنگ‌ ایرانی‌ را به‌ جهانیان‌ نشان‌ داده‌ و باعث‌ افتخار ملی‌ ودرآمد سرشار شود.





فاطمه‌ آقاقلی‌زاده


روزنامه اعتماد












نویسنده : سعدی : ۱۱:٢۸ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٩ اسفند ۱۳۸٦
Comments نظرات () لینک دائم

تاریخچه کوزه گری و سفالینه سازی در ایران

وزه گری زود قدم به عرصهٔ عالم گذارد . در مغرب ایران ، در تپه گوران لرستان ، کاسه ها با دیوارهٔ ضخیم و با همان خاک کوزه گری زبر و خاکستری رنگ به کار رفته در تندیسکها ، زودتر از میانه هزارهٔ هفتـم ق م ساخته شد .
سـفالینـه های کوره ندیده (پختـه نشده) ، که می بایست در واقع پیشقـدم سفالینـهٔ کوره دیـده بوده باشنـد ، به خاصیت اندک پختگی شان در آتشی کم حـرارت (خامپخت شدن) نسبتاً سالم بر جا مانده و در گنج دره تپه (گنج تپه ، همدان) در درون لایه ای متعلق به زمانی محتملاً پیش از ۸۰۰۰ سال ق م مکشوف شده اند .فاصله زمان آن دوران تا پایان هزارهٔ چهارم مشخص است به پیدایی و تکاملیابی ظرافتکاریهای فنی .
نخستین سفالینه های تزیین یافته آنها هستند که در آتش پوشال حرارت دیده ، و پوشیده از گلابه ای سرخ رنگ ، و یا منقوش به نگاره های هندسی با بخشهایی از رنگ سرخ محو شده اند . در اواخر عصر مس و سنگ ، سفالگری به صورت هنری تکامل یافته و ممتاز در آمد ، و حاصل آن سفالینه هایی بود محکم ، حرارت دیده به طور کامل بر روی سنگریزه یا ماسه ، و به رنگهای زمینهٔ خامه ای ، نخودی ، و صورتی ، با نقوش پرتفضیل به رنگهای سرخ ، قهوه ای تیره و سیاه بر رویشان . در ممتازترین نوع این تزیینات ، شکلهای جانوری نقشپرداخته با نگاره های هندسی ترکیب می یافته ، و به طرزی درون بخشبندیها و حاشیه های سطح سفالینه جایگزین می شدند که چنانکه باید ایجاد تعادل کرده و هیئت سفالینه را مؤکد و منسجم می ساختند .
وفور پاره سفالینه ها با نقش و جنس اعلا که ممکن است در هر یک از قرارگاهای کوچک عصر مس و سنـگ مکشـوف گردد باید با چشم دیده شود تا به باور آید . در کاوشـگاههای بزرگی چون تپـهٔ سیلک (کاشان) یا تپه حصار (دامغان) که مساحت چندین جریب را فرا می گیرد ، حجم آن واقعاً ابعاد شگفت انگیز رؤیایی باستانشناختی می یابد .
بخوبی آشکار است که انواع کاسه و کوزه و سبوی مرغوب در محقرترین مساکن ، و زمانی بعدتر اشیاء نفیس همچون ظروف فلزی و سلاحهای زینتکاری شده به طور مشخص در تصاحب دولتمندان ، وجود می داشته است . مراکز منطقه ای ، هر یک با شیوهٔ متمایز خود ، متعدد بوده اند ، لیکن عالیتـرین سفـالینـه ها از شوش به دست آمده ، که می بایست در همان ربع دوم هزارهٔ چهارم مرکز بزرگ سیاسی و تجاری بوده باشد .
نگاره ها چوپانی و روستایی اند که نظر به سوی دشت خوزستان و کوههای ورای آن معطوف می داشته اند . پرندگان آبی درازگردن که تا زانو در شوره آب نهری باریک ایستاده ، و پرندگانی هم در حال پرواز ، نقش حاشیه ای ظریف بر جام سفالین بلند بالایی را به وجود می آورند ؛ و نیز سگهای تازی با قلاده و تسمه، و بزهای کوهی با شاخهای بیرون رسته تا حد دو نیمدایرهٔ تمام یا دو حلزونی فراخ و هیبت انگیز ، موضع گرفته روی تخته سنگ بر آهنگ مقابله با هر که گام پیش گذارد .
در دیگر نقاط غربی ایران نیز عصر مس و سنگ تا ۳۰۰۰ ق م یا دیرتر دوام می یابد . در سیلک واقع بروادی کاشان شکلهای جانوری بیشتر توپر و طبیعی نما می شوند ؛ و در کاوشگاههای باکون و نخودی و مانند آن در جلگهٔ مرودشت نقش روی ظروف سفالین بیشتر مستوی و توهمی اند . نهایتاً شکل جانور یا گیاهی که الهام انگیز نگارهٔ بنیادین بوده کلاً در انتزاعی هندسی گم می شود .
به عنوان مثالهایی روشنگر بزی که به یک جفت شاخ درشت جثه می گردد ؛ یا مردان مارمولک نما ، همانند شکلی که در بازی کودکان از چند لا تا زدن کاغذ و سپس برش دادن بر آن به وجود می آید ، دستهای یکدیگر را بالا گرفته و در حال رقص دسته جمعی حاشیه ای به گرد سفالینه ای تشکیل می دهند ؛ و در جای دیگر گرازهایی شبیه به سگان پا کوتاه و کشیده اندام در حال چرخش برای به دندان گرفتن دم خود ، درون کاسه ای را منقوش ساختند .
در سفالینه های تپه حصار شکل پلنگ (نامی که عموماً به سگهای شکاری آن محل داده می شود) به صورت اختلاط مغشوشی از لکه ها و نوارها در آمده است .پس از اوج کمـال در سفالینه های (شوش) ، متعلق به حدود ۳۵۰۰ ق م ، سنت سفـالگری منقوش در خوزستـان رو به افـول گذارد و جای خود را به تولیـد انبـوه سفالینه با چرخ کوزه گری داد .
چنین می نماید که آن زمان پیشه وران به کار صناعات نوظهوری چون فلزگری ، سنگتراشی و مهرکنی ، که اعتبار کلی یافته بودند ، می پرداختند . در ربع دوم هزارهٔ سوم (یا شوش) دورهٔ احیایی زودگذری پدیدار گشت که طی آن سبوهای بزرگ هفترنگ تولید می شد ، که باید گفت مرتبط بودند ـ اما نه هم هویت ـ با سفالینه های ساخته شدهٔ همان زمان در سلسله پادشاهی اول بین النهرین .
یک نمونهٔ ممتاز که از گورستان خارج قرارگاه جلیان (یا چلیان) در فارس بدست آمده ، نخستین نقش از بازنمایی (چهار عنصر فرد) را که تاکنـون مکشـوف شده در بخشبندیهای زیر شانهٔ سبو نشان می دهد ، یا چهار نمودگار آن عناصر که عبارتنـد از : گوزن ، مرغان شکارکردنی ، ماهی‌ ، و آتش . سفالینه های هفترنگ عالی همچنین از کاوشگاههایی چون هفت ایوان و دینـکاه تـپـه (دینخینه) در نزدیکی دریاچهٔ ارومیه از لایه هایی با قدمت حدود ۲۰۰۰ ق م به دست آمده است .
جز آنچه گذشت کوزه گری منقوش تولید شده به مقدار کلان با چرخ سفالگری ، اما فاقد آن الهامات و ابتکارات هنرمندانه که در سفالینه های عصر مس و سنگ مشهود است ، در اغلب نقاط نواحی آن ناحیه طی هزاره های سوم و دوم ق م مستمراً به حیات خود ادامه داد . همان زمان رو به سوی شمال شرقی ایران در تپه حصار دامغان ، و مراکزی در جلگهٔ گرگان چون شاه تپه و تورنگ تپه و یاریم تپه ، شیـوه ای نوین تکوین یافت ؛ اما اینکه آیا به طور خودزا در محل بود یا نتیجهٔ تهاجم هایی از نقاط دیگر، هنوز مورد اختلاف نظر است .
شیوه های نقش اندازی روی سفالینه متدرجاً جای خود را به نوعی سفالینهٔ خاکستری و نازک با بافتی فشرده داد که در پـایـان هزارهٔ سوم یا آغاز هزارهٔ دوم ق م به صورت گونـه ای از تکامل یافته ترین سفالینهٔ ساخته شده در هر زمان و مـکان در آمد . این گونه از سفالینه که به نازکی نان بستنی و با نـگاره های متنوعی از شکلهای راستگوشـهٔ موزون ـ و ظاهـراً الهام گرفتـه از نمونه های فلزی رایج ساختـه می شـد ، دارای سطحی کاملاً صیقل خورده و مزیـن به نگاره های در هم تابیدهٔ جلادار بود .
سفالینهٔ ساده به رنگهای قرمز و خاکستری و نخودی نیز معرف سفالگری کوچ کنندگان ایرانی به داخل این سرزمین هستند ، که نیز مسیر پیشروی آنان به سوی غرب را معین می سازند . در حسنلو ، یا تپهٔ شهری بزرگی واقع بر کنارهٔ جنوبی دریاچهٔ ارومیه ، سفالینه های یاد شده جانشین سفالینه های رنگی محلی گردیدند (حدود ۱۳۵۰ ق م) ، یعنی در ابتدای لایهٔ ۵ (آغاز عصر آهن لایهٔ ۱) ، و در مرحلهٔ بعدی یعنی لایهٔ ۴ (مطابق با عصر آهن لایهٔ ۲ حدود ۱۰۰۰ تا ۸۰۰ ق م) به اوج کمال خود رسیدند .
شکل آفرینی تزیینی ، رگه اندازی ، شیاراندازی و نقر ، دسته و قرصک و پایانه به شکل سر جانوران ، و انواع ظروف کاربردی سفالین رواج عمومی داشته است ؛ و در این میان هیئتی از همه تماشایی تر آوندی آیینی است با لولهٔ افقی بیرون نشسته شبیه به منقار و کیسهٔ زیر گلـویی مـرغـی مـاهـیخـوار (حواصیل) ، که خود نشانه شاخص یا انگی است از کارگاههای سفالگری تمدنهای عصر آهن ۲ در نواحی غربی ایران . آونـد و سبوسه ریخت جانوران و آدمیان نیز فراوان تولید می شد ، و خصوصاً در ناحیه املش (جنوب غربی خزر) که بسیاری سفالینه های آدمسان نیز به هیئت عجایب مخلوقات ساخته می شده اند .
و اما سفالینه های جانورسان کوهاندار همچون گاوان نر یا گوزنها ، گرچه شدیداً نقشپردازی یافته اند ، دارای نیرومندی جسمانی و تحرک و وقاری هستند همتای بهترین نقوش به کار رفته در سفالگری عصر مس و سنگ .
از آن جمله گوزنی است از مارلیک تپه ، با گردن کشیده و سری اندک چرخیده به پهلو ، گوشهایی تیز ایستاده ، و حالتی تجسم یافته در لحظهٔ پیش از فرار . هنگامی که این شکلهای آراسته با سنتهای سفالگری زاد بومی لرستان یا سیلک تلفیق یافتند ، دورهٔ احیای هنری در سدهٔ هشتم ق م و با همان جلوهٔ رنسانس اروپا در سدهٔ پانزدهم ب م ، به عرصهٔ ظهور رسید که باید گفت آخرین تجلی آن سنت در فرهنگی دیرین سال بود ، پیش از آنکه سفالینه های تولید شده به مقدار انبوه در امپراتوری هخامنشی ، جای آن را بگیرد .




پایگاه تجاری و اطلاع‌رسانی صنایع دست




نویسنده : سعدی : ۱۱:٢٧ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٩ اسفند ۱۳۸٦
Comments نظرات () لینک دائم

تاریخچه فلزکاری در ایران

مردم تمدن‌های نخستین درهً رودخانه‌های بزرگ مصر، بابل، هند و سیردریا با تمام پیشرفتهایی که داشته‌اند نتوانستند اولین فلزکاران جهان باشند.







شواهد و مدارک باستانشناسی این نکته را تائید می‌کند که شمال و مرکز ایران جزو قدیمی‌ترین مراکز صنایع فلزکاری جهان بوده است. آشکار است که بشر تنها در سرزمینی می‌توانست به سودمندی فلز پی ببرد که در آن فلزات و کانیهای آنها وجود داشته باشد. ایران از لحاظ طبیعی دارای ذخایر بزرگی از کانیها است. مردم تمدن‌های نخستین درهً رودخانه‌های بزرگ مصر، بابل، هند و سیردریا با تمام پیشرفتهایی که داشته‌اند نتوانستند اولین فلزکاران جهان باشند. حفاریهای اخیر نشان داده است که فعالیتهای فلزکاری در تمدنهای کشورهای پیش گفته شده نسبتا دیر شروع شده است.
● پیشینه
رشته کوههایی که از توروس در ترکیه تا کرانه‌های جنوبی دریای مازندران کشیده می‌شود سرشار از انواع کانی‌ها و سوخت بود و دانش فلزکاری از آنجا به مراکز دیگر در آسیا، افریقا و اروپا گسترش یافت. در شمال ایران یک رشته معادن مس از قفقاز تا پامیر کشیده شده است. ابن حوقل، جغرافی دان عرب از معادن مس کان صبی زاوه، سبزوار و فخر داود نزدیک مشهد و بخارا در فرارود صحبت می‌کند. معادن مس کاشان، انارک، اصفهان و بخارا برای خلفای اسلامی مقارن قرن نهم مسیحی بسیار با اهمیت بود، زیرا از این معادن هر ساله بیش از ۱۰۰۰۰ دینار خراج حاصل می‌‌گردید.
می‌توانیم چنین تصور کنیم که صنعتگران قدیم برای به دست آوردن مس انواع سنگهای فلزی را آزمایش کرده‌اند و بدین ترتیب تصادفاً آلیاژهای مس را تولید کرده اند. در نیمهً دوم هزارهً سوم پیش از مسیح استعمال فلز رو به افزایش گذاشت. از گورستان شوش، تپه حصار، تپه گیان و تپه گئوی ابزار مفرغی و زینت آلات مفرغی و نقره‌ای زیاد به دست می‌آید. گذار از عصر سنگ به مس بسیار تدریجی بود ولی در ایران عصر مفرغ در ۲۰۰۰ سال پیش از مسیح بخوبی پیشرفت کرده بود. بطوری که از روایات آشوریان برمی‌آید ایران در هزارهً اول پیش از مسیح محل تهیه فلزات مختلف بود. کاربرد روزافزون آهن در هزارهً اول در بنیاد اقتصادی جامعه اثر بسیاری داشت.
● لرستان
اگر درباره مفرغهای لرستان، که در نواحی کوهستانهای باختری ایران است، مختصری گفتگو نشود، شرحی که ما در بالا دربارهً مفرغ و آهن ایران داده ایم، کامل نخواهد شد. تقریبا از سال ۱۹۳۰ به بعد تعداد زیادی اشیاء فلزی زیبا در بازار عتیقه فروشان جهان ارائه می‌‌شد که توسط خاک برداران غیر مجاز قاچاق گورستانهای قدیمی پیدا شده بود، این عده توجه کرده بودند که مقبره‌هایی که دور و بر آنها به دقت با سنگ مفروش شده دارای زیور آلات و هدایایی است که با مردگان روزگاران کهن، که تا کنون تمدن آنها ناشناخته مانده است، دفن شده اند. طرح و هنرهای دستی که روی این اشیاء بکار رفته چنان زیبان و دل انگیز و عالیست که کارشناسان را به شگفتی آورده است.
پاره‌ای از این اشیا دارای حروف آشوری است که تاریخ و ساختشان را کاملاً مشخص می‌کند. چند تا از آنها متعلق به سدهً دوازدهم و دهم پیش از مسیح است، اما بیشتر به سده‌های هشتم و هفتم پیش از مسیح تعلق دارند. در فرهنگ مادی جهان باستان به ندرت می‌توان قطعاتی مانند مفرغهای لرستان دارای طرح و ترکیبی چنین پیچیده و پیشرفته یافت. نفوذ زیاد تمدن آشوریها، هیتیتها، حورانیها و حتی سکاها را می‌توان در این اشیا دید؛ ولی شکل و چهرهً بسیاری از طرحهای تپه سیلک نیز در آنها به خوبی نمایان است.با این حال آنچه همه باستان شناسان و متخصصان آثار باستانی بدان اذعان دارند استقلال و یگانگی هنر فلزکاری لرستان باستان در قیاس با تمدن‌های همزمان یا همجوار کاسیها است. هنرمندان و صنعتگران لرستان در مفرغ ریزی استادی تام یافته و همچنین فن آهن کاری را هم آغاز کرده بودند. گویا بسیاری از اشیاء مفرغی به شیوهً ریخته گری دقیق با قالبگیری مومی ریخته شده است. این اشیا از لحاظ نمایاندن جزئیات کار، شکل و زیبایی چنان هستند که تنها با شیوهً ریخته گری بالا می‌توان آنها را تهیه کرد.
● مادها
از مادها که در سدهً هفتم پیش از مسیح در شمال ایران به پادشاهی رسیده‌اند کارهای فلزی خیلی کمی به یادگار مانده ست، گر چه پاره‌ای از اشیاء فلزی که اخیرا از آذربایجان بدست آمده، ظاهراً بازگو کنندهً این معناست که نفوذ سکاها به تدریج کاسته شده و سبک مادها در این دوره جایگزین آن شده است. هنگامی که بین سالهای ۵۵۹ و ۵۳۰ پیش از مسیح، کوروش کبیر سلطنت ماد و پارس را یکی کرد، نخستین شاهنشاهی بزرگ را بوجود آورد. این شاهنشاهی در زمان داریوش اول به اوج خود رسید. در آن هنگام مرحلهً نوی از هنرهای صنعتی پدید آمد و مواد خام از همهً گوشه‌های کشور می‌‌رسید و نیز صنعتگران سایر کشورها به سوی کاخهای شوش و تخت جمشید سرازیز شدند. این پیشرفت تازه در لوحهً یادبودی که بعنوان " فرمان بنیاد شوش " تهیه شده است به خوبی دیده می‌شود، این لوحه در مورد فلزات حاکی است که: زر از ساردیس و بلخ آورده شده و در اینجا ساخته شده است ... و سیم و مس از مصر ... زرگرانی که روی طلا کار می‌‌کردند مادها و مصریها بودند.
●‌ پارت‌ها و ساسانیان
پس از سقوط شاهنشاهی هخامنشی در حلمه اسکندر، جانشینان اسکندر مقدونی، سلوکیها، از اتحادی که در جهان متمدن آن روز تحت سلطهً تمدن یونان بوجود آمده بود، ثروتمند شدند. آنها راه‌های تجاری میان هند و چین و مدیترانه را در اختیار گرفتند. ایران آهن و مس و قلع و سرب را از معادن دولتی صادر می‌‌کرد و فولاد هند که از طریق ایران فرستاده می‌‌شد، برای بازرگانان ایرانی متضمن سود هنگفتی بود. در مدت پادشاهی پارتها (۲۵۰ پیش از مسیح تا ۲۲۴ پیش از مسیح) روم در تجارت فلزات عامل اقتصادی مهمی به شمار می‌‌رفت که تمام تولید ایران را به اضافه کالاهای عبوری از هند به خود اختصاص می‌‌داد. سکه‌های نقره پارتها باید مقادیر بسیار زیادی ضرب شده باشد. هنگامی که نویسنده پیش از جنگ جهانی دوم در ایران می‌‌زیست، سکه‌های چهار درهمی پارتی در مناطق دورافتاده به عنوان پول بکار برده می‌‌شد؛ آن هم فقط از لحاظ مقدار نقره‌ای بود که در آن وجود داشت. دودمان ساسانی پس از پارتها روی کار آمدند (۲۲۴ - ۶۵۶ میلادی) تمدن و هنر و صنایع دستی هخامنشی را زنده کردند. فراورده‌های فلزی ساسانیان در روزهای تیره و تار عصر تاریک اروپا به ویژه از طریق بیزانس به آن قاره وارد شد و به گونه‌ای که روش فنی ما را تحت نفوذ قرار داد. آنچه را که ما امروز هنر اسلامی می‌‌نامیم در اصل بر پایهً سنت و مهارت و استادی صنعتگران ساسانی است.
● دوره اسلامی
در آغاز سدهً نهم میلادی اکثر ایرانیان مسلمان شده بودند. اسلام نیروی الهام بخش جدیدی شد. نفوذ ایرانیان در صنعت و هنر با عناصر بیزانسی در بغداد به هم آمیخت و در سراسر قلمرو اسلام گسترش یافت؛ و از یک طرف از خاورمیانه تا اسپانیا و از سوی دیگر در آسیا تا مرزهای چین و هند کشیده شد. در عوض هنر ایرانی از سبکها و روشهای کشورهایی که در آن نفوذ کرده بود توانگر و برخوردار گردید و حامیان درجه اول صنایع و هنر، فرمانروایان و شاهان بودند.







نویسنده : سعدی : ۱۱:۱۸ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٩ اسفند ۱۳۸٦
Comments نظرات () لینک دائم

هنر و موسیقی غنی ایرانی

موسیقی در ایران مقام بسیار والایی دارد . در موسیقی ایرانی به هیچ وجه هجویات - لودگی - فساد و هرزگی را نمی توان یافت . به همین روی این موسیقی پس از پنج هزار سال مانده است و امروز روزبه روز گسترش می یابد . بزرگان ایرانی همگی بر این عرفان و موسیقی ارزشمند ایرانی تاکید بسیار کرده اند . هنر و موسیقی ایرانی دارای جایگاهی جهانی می باشد که بدون شک پتانسیل بسیار بالایی در صحنه گیتی در خود نهان دارد . امروزه میتوان بسیار بیشتر از آنچه دیده می شود  از آن بهره برد . این امر نیز پیرامون معماری کهن و ارزشمند ایرانی نیز صادق است . برخی از شگفتی های معماری کهن ایران را میتوان چنین اشاره کرد : ایوان مدائن 1800 ساله در جنوب بغداد در عراق - معبد چندین طبقه 3200 ساله زیگورات چغازنبیل خوزستان -  کاخهای جهانی پارسه ( تخت جمشید ) در پارس - آذرگشنسب 3000 ساله آذربایجان - دژ 1500 ساله بابک خرمدین کلیبر - قلعه 1600 ساله فلک الافلاک خرم آباد - معبد 2200 ساله آناهیتا در کرمانشاهان - آرامگاه ورجاوند 2500 ساله کوروش بزرگ در پاسارگاد و صدها اثر معماری زیبای جهانی که متواند ایران را به یکی از قطب های توریستی دنیا تبدیل کند و دیگر نیازی به استفاده از منابع ملی نفت و گاز و طلا نداشته باشیم . از سویی دیگر موسیقی عرفانی و کهن ایران زمین همیشه صحنه ساز بزرگترین و خاطره انگیز ترین لحضات عرفانی و خداباوری برای شنودگان بوده است . رقص های جهانی سماع مولانا جلال الدین محمد بلخی نمونه بارز این امر است . نوای دلنشین پاواروتی ایران ( به قول آمریکایی ها ) استاد شهرام ناظری که بیشترا از اشعار مولانا و حافظ و خیام و سعدی برای کارهای شگفتش استفاده میکند و یا استاد شجریان و . . . نشان از این روحیه سلوک معنوی آمیخته به موسیقی دلنشین دارد . این اساتید و دهها نمونه دیگر که مجال نام بردنشان نیست حاصل 5000 سال قدمت موسیقی ایران زمین هستند . از سنگ نگاره بدست آمده در چغامیش خوزستان که نشان از نخستین گروه ارکست جهانی است تا موسیقی های حماسی ( 559 - 330 پیش از میلاد ) زمان هخامنشی و سپس باربد و نکیسا ( 590 تا 628 پس از میلاد ) که برای 365 روز مردم ایران یک موسیقی ساخته بودند تا همگان بهره ببرند و شاد باشند همگی نشان از یک پشتوانه عظیم فرهنگی است که باید آن را زنده کرد و جهانی نمود . بارزترین موسیقی های عرفانی و غیر عرفانی ایران که مقام جهانی دارند را میتوان سه تار - تا - تنبور - بربط - نی - چنگ - سنتور - کمانچه - رباب - قیچک و . . . نام برد . موسیقی چنان جایگاه بزرگی در فرهنگ ایرانی دارد که حافظ و مولانا چنین وصیت می کنند که پس از مرگ بر سر مزارشان به جز شادی و چنگ و موسیقی نواخته نشود :

حافظ شیرازی عارف و اندیشمند جهانی

من از آنکه گردم به مستی هلاک                   به آیین مستان بریدم به خاک

به آب خرابات غسلم دهید                  پس آنگاه بر دوش مستم نهید

به تابوتی از چوب تاکم کنید                    به راه خرابات خاکم کنید

مریزید بر گور من جز شراب                  میارید در ماتمم جز رباب

مبادا عزیزان که در مرگ من                   بنالد بجز مطرب و چنگ زن

تو خود حافظا سر ز مستی متاب                   که سلطان نخواهد خراج از خراب

 

مولانا جلال الدین محمد بلخی پدر عرفان و اندیشه جهان

اگر بر گور من آیی زیارت                                   تو را خر پشته ام رقصان نماید

میا بی دف بر گور من برادر                                 که در بزم خدا غمگین نشاید

عطار نیشابوری عارف برجسته

گردد از جان مرد موسیقی شناس                     لحن موسیقی خلقت را سپاس

حافظ شیرازی

مطرب کجاست تا همه محصول زهد و علم                   در کار چنگ و بربط و آواز و نی کنم

مباش بی می و مطرب که زیر طاق سپهر                بدین ترانه غم از دل به در توانی کرد 

خدا را محتسب ما را به فریاد دف و نی بخش                           که ساز شرع از این افسانه , بی قانون نخواهد شد

فردوسی بزرگ

می و بربط نای برساختند                        دل از بودنی ها بپرداختند

بنه پیشم و بزم را ساز کن                      به چنگ ار چنگ و می آغاز کن

اوحدی مراغه ای

مطرب چو بر سماع تو کردیم گوش را                     راهی بزن که ره بزند عقل و هوش را 

سعدی بزگوار

وقت طرب خوش یافتم آن دلبر تناز را                                  ساقی بیار آن جام می , مطرب بزن آن ساز را  

ساقی بده آن شراب گلرنگ                            مطرب بزن آن نوای بر چنگ

امیر خسرو دهلوی

بیا مطرب ساز کن پرده را                                  بسوز این دلش عشق پرورده را  

خواجوی کرمانی

وگر به چنگ نمی آیدت خوش آوازی                   بکنج میکده ساز رباب باید کرد

سوختیم ای مطرب بربط نواز چنگ زن                 ساز را بر ساز کن و امشب دمی با ما بساز

 

ارزش والای هنر از دیدگاه فردوسی بزرگ

هنر نزد ایرانیان است و بس                       ندادند شیر ژیان را به کس

 همه یکدل انند و یزدان شناس                به نیکی ندارند از بد هراس

 هنر بهتر از گوهر نامدار               هنرمند باید تن شهریار

هنر پرور و راد و بخشنده گنج            از این تخمه هرگز نبد کس به رنج

هنر ایرانی از دیدگاه پرفسور آندره گدار معمار فرانسوی

به طور یقین میتوان گفت که پس از انحطاط و انهدام هنر یونان باستان در سراسر جهان برای شگفتن گلهای استعداد مردمان هیچ جایگاهی امن تر و ایمن تر امپراتوری ایران ساسانی نبود . چنین شد که هنر و نفوذ ایران عالمگیر شد .

 

سعدی بزرگوار

بسی پای دار ای درخت هنر          که هم میوه داری و هم سایه ور

 

تالبوت رایس پیرامون هنر و معماری ایرانیان می نویسد

چینی ها با وجود پیشرفت های بزرگ هنری خود شیفته هنر ایرانی بودند . یکی از بزرگترین دانشمندان جهانگرد چینی قرن هفتم میلادی به نام هوان تسنگ نوشته است : ایرانیان از کارهای هنری هرچه می سازند کشورهای همسایه برای آن ارزش بسیار قائلند . همچنین از دیدگاه تاریخ هنر میراث ایرانیان بر دنیای بیزانس دارای اهمیت فوق العاده است و حتی میتوان پرسید که اگر تاثیر معماری و هنر ایران نبود آیا معماری روم شرقی آیا چنین پیشرفت میکرد ؟

معماری ارزشمند ایرانیان از دید چرزیگوفسکی  

تمام اختصاصات اساسی ساختمانهای گنبدی و سقفهای ضربی و حتی ساختمانهای صلیب شکل که عصاره واقعی معماری بیزانس است از ایران سرچشمه گرفته است و ایرانیان آنرا بنا نهادند و سپس اروپا آنرا توسعه داد .

 

زنده یاد پروین اعتصامی

با دانش است فخر نه با ثروت و عقار (مقام)         تنها هنر است تفاوت انسان و چهارپا

 

هنر جهانی هخامنشیان از دیدگاه دانشنامه بریتانیکا

تمام عواملی را که فرض می شود هخامنشیان از ملل دیگر خاورمیانه اقتباس کردند در یک سازمان ترکیب شده و با شکلی زیبا بزرگترین معماری خاورمیانه را خلق نموده است . این هنر یک هنر ملی نیست بلکه یک هنر جهانی است که با ظهور هخامنشیان ایجاد میگردد .

نویسنده : سعدی : ۳:۱٢ ‎ق.ظ ; شنبه ٤ اسفند ۱۳۸٦
Comments نظرات () لینک دائم

صنعت در ایران

منابع انرژی در ایران

ایران با دسترسی به منابع عظیم انرژی­های فسیلی در جهان از اهمیت بسیاری برخورداراست. کشور ما با داشتن 12 درسد از کل گاز طبیعی کشف شده جهان درمقام دوم و در سطح منطقه­ی خاورمیانه در مقام اول قرار دارد. از نظر منابع نفتی درسطح جهان مقام ششم و در خاورمیانه در مقام چهارم پس از عربستان، عراق و امارات واقع شده است.

زغال سنگ : منابع اصلی زغال سنگ ایران در البرز شرقی، البرز مرکزی، البرز غربی، خراسان و کرمان واقع شده است. ایران از نظر منابع زغال سنگ در خاورمیانه دارای مقام اول است.

زغال سنگ درکارخانه­ی ذوب آهن به صورت زغال کک (زغال صنعتی) مصرف دارد. این ماده صنعتی سالانه 1/5 میلیون تن در ایران استخراج می‌شود.

گاز طبیعی : منابع گاز طبیعی به دو صورت در مخازن زیرزمینی یافت می‌شود:
یکی به به صورت همراه با مخازن نفتی و دیگری به صورت ذخایر مستقل. گاز طبیعی از بهترین سوخت­های فسیلی محسوب می‌شود، زیرا خاکستر برجای نمی‌گذارد و محیط را آلوده نمی‌کند؛ به علاوه، نسبت به دیگر منابع انرژی ارزان­تر است.
ایران با حدود 15 تریلیون مترمکعب ذخایرکشف شده، دومین کشور دارنده­ی گاز طبیعی در جهان محسوب می‌شود و تقریبا هرساله نیز ذخایر جدیدتری از این منبع انرژی در ایران کشف می‌شود. گاز طبیعی را پس از تصفیه در پالایشگاه از طریق لوله به مراکز مصرف انتقال می‌دهند.

به طور کلی منابع گاز طبیعی شهرها و روستاهای ایران از چهارناحیه تأمین می‌شود :

1ـ ناحیه­ی آغاجاری و پالایشگاه بید بلند در خوزستان
2ـ ناحیه­ی کنگان و پالایشگاه کنگان در بوشهر
3ـ جزیره­ی قشم و سرخون در هرمزگان
4ـ ناحیه­ی خانگیران و گنبدلی و پالایشگاه سرخس در خراسان

نفت : جهان امروز روزانه حدود 65 میلیون بشکه نفت مصرف می‌کند که حدود 30 درسد آن در منطقه­ی خاورمیانه تولید می‌شود. ایران پس از عربستان مهم‌ترین تولیدکننده­ی نفت در منطقه­ی خاورمیانه محسوب می‌گردد. در سال 1371 سهمیه­ی تولید نفت برای ایران از سوی اوپک 3/5 میلیون بشکه تعیین شده است که دومین کشور مهم تولیدکننده در میان کشورهای اوپک محسوب می‌شود.

منابع نفتی که تاکنون در ایران مورد بهره‌برداری قرار گرفته عمدتا در دوناحیه واقع شده است:
ناحیه­ی اول در جنوب ایران و در منطقه ابرسن (زاگرس) در خوزستان و فلات قاره در کف خلیج فارس
ناحیه­ی دوم در غرب استان کرمانشاه و در ناحیه­ی مرزی نفت‌شهر

انرژی الکتریکی : در ایران تولید برق به دو طریق صورت می‌گیرد :
تولید برق از طریق سوخت­های فسیلی (برق حرارتی) و تولید برق از طریق سدها (برق آبی).
به دلیل وجود انرژی فسیلی فراوان در ایران و ارزانی آن و همچنین فقدان رودخانه‌های پرآب، قسمت عمده­ی برق تولیدی ایران برق حرارتی است.
سوخت نیروگاه­های ایران را به ترتیب گاز طبیعی، نفت کوره و گازوئیل تشکیل می‌دهد.
سیستم انتقال برق در ایران به طریق کابل­های هوایی انجام می‌گیرد. ولتاژ برق در ایران برای مصرف خانگی 220 ولت و برای مصرف صنعتی 380 ولت است.

_________________
azdeh39
نویسنده : سعدی : ٦:٤٠ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸٦
Comments نظرات () لینک دائم

موسیقی اصیل ایرانی

کیوان ساکت در سال 1340 در شهر مشهد و در خانواده ای متولد شد که پدر و مادر هر دو نه تنها دارای تحصیلات عالیه بودند بلکه به هنر نیز بسیار علاقه مند بودند. مادر او در جوانی آکاردئون می نواخت و نیز به نقاشی علاقه مند بود و همین علاقه به نقاشی باعث گردید که کیوان ساکت را در سنین کودکی به دست آموزش اساتید مطرح آن زمان مانند استاد صادق پور در زمینه طراحی با مداد کنته، استاد پیراسته در زمینه رنگ روغن و ... سپردند، که آثار زیادی از آن دوره بجاست.

پدر وی به ادبیات اران بسیار مسلط بوده و پدربزرگ پدری هر دو دارای طبع شعر بوده، از این رو نام ساکت را که تخلص آنها بوده، برای نام فامیل اختیار می کنند. مادر بزرگ پدری وی با آنکه زنی بود که از تحصیلات مدرسه ای بی بهره بود ولی اغلب اشعار مولوی، حافظ، سعدی و خیام را از حفظ داشت و گاهی اوقات که سر ذوق بود پاسخ حاضرین را با شعر می داد و خظ شکسته را خوش می نوشت.

کیوان در چنین شرایطی متولد شد. و از همان آغاز، مهر مادری با تشویق به کارهای هنری همراه بود. پیش از رفتن به دبستان با اولین سازی که آشنا شد زنبورک و ملودیکا بود که در تمام جشن های مدرسه همواره جزو گروه مدرسه بود.

پدر، ویولون کوچکی برایش تهیه کرد ولی فقدان معلم دلسوز، باعث شد که نتواند این ساز را ادامه دهد.

وی در سال 54 در کارگاه موسیقی کودک و نوجوان که از سوی صدا و سیمای وقت آن زمان به ریاست آقای مرتضی دلشب تاسیس گردید در کلاس تار که مدرس آن، دایی وی منوچهر زمانیان بود ثبت نام کرد. پیش از آن، ذوق خود را در رشته های ورزشی مانند دوچرخه سواری و شنا و نیز رشته های فنی مانند نجاری آزموده و سالها بدانها مشغول بود.







آشنایی با تار و موسیقی جدی تاثیری عمیق بر وی نهاد. پس از مدت کوتاهی دایی وی به خاطر ادامه تحصیلات، ناچار مشهد را ترک کرد و معلمی کارگاه موسیقی برای مدت کوتاهی به آقای حمید متبسم که همشهری و دوست دایی وی بود سپرده شد. کیوان ساکت به طور مستقیم از محضر هیچ هنرمند و نوازنده ای برخوردار نبوده است. ولی به تنهایی ضمن تلاش و کوشش مستمر در طی سالها، آنچه را که در موسیقی ایرانی شنیده بود به دانسته های خود افزود.

در سال 65 در مشهد گروه صبا را تشکیل داد که همگی از شاگردان جوان وی بودند و با این گروه در مشهد و نیشابور اجراهای متعددی داشت. در سال 1369 به دعوت هنرمند گرامی پرویز مشکاتیان به گروه عارف پیوست و در کنسرت ها و سفرهای زیادی با وی همراه بود، حاصل این همکاری آثاری ارزشمند نظیر: افشاری مرکب، مقام صبر، وطن من و افق مهر بود.

در اینجا بود که با هنرمندان مختلف نظیر کامکارها، کیانی نژاد، حسن ناهید، افشارنیا، بهزاد فروهری، افتخاری، فرهنگ فر و بسطامی آشنا شد و حاصل آشنایی وی با ایرج بسطامی آثاری از قبیل: فسانه، بی کاروان کولی و تعداد زیادی اجرا با گروه وزیری بود. در این مدت ساکت کتابهای: شیوه نوین آموختن تار و سه تار در 5 جلد، 18 قطعه، ده تمرین، 8 آهنگ معروف جهان، حرکت دایمی، چرخ نیلوفری، با موج تا کرانه و در سایه سار بید را منتشر کرد. همچنین 11 اثر به صورت CD و کاست به نام های: جامه دران، سبکبال، دیدار شرق و غرب، ای وطن، آشنایی با آواز دشتی، فسانه، بی کاروان کولی، قاصدک، شرق اندوه، شبی با خورشید و آن سوی آب و گل را اجرا کرد که در دسترس علاقه مندان است.

در سال 1383 موفق به اخذ مدرک درجه یک هنری در رشته آهنگ سازی و نوازندگی شد. در سال 1384 از سوی استاد حسن کسایی موفق به دریافت لوح تقدیر گردید.

همچنین 5 سال در رادیو فرهنگ و برنامه نیستان ردیف موسیقی ایرانی را تجزیه و تحلیل نموده و درس می داد. در سال 1377 ده برنامه به سبک گلهای رنگارنگ با نام نغمه های جاویدان ساخت که بارها از رادیو پخش شده است. اکنون وی در حال ضبط آثاری جدید و نیز تالیف کتاب های جدیدی در زمینه موسیقی می باشد.

ساکت تاکنون با همراهی فرزندانش کیارش و سیاوش ساکت، کنسرتهای بسیاری در اغلب شهرهای ایران به روی صحنه برده که با استقبال بسیاری روبرو بوده است.

همچنین اجراهای متعددی در اغلب کشورهای جهان هم با گروه عارف و هم با گروه وزیری داشته است.

_________________
azdeh39
نویسنده : سعدی : ۳:٢٠ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٩ دی ۱۳۸٦
Comments نظرات () لینک دائم

ندای موسیقی اصیل ایرانی در اروپا

آفتاب : گروه موسیقی ایرانی به آهنگسازی و سرپرستی پژمان طاهری و خوانندگی علیرضا قربانی تور اروپای غربی خود را آغاز کردنند.




این گروه در کشورهای اتریش، سوئیس و اسلوونی و در هفت شهر قطعاتی از موسیقی اصیل ایرانی را برای علاقه مندان خواهند نواخت.

پژمان طاهری که آهنگسازی قطعاتی از برنامه این گروه را انجام داده است در مقطع دکترای دانشگاه موسیقی وین در حال تحصیل است. علیرضا قربانی هم که خواننده ارکستر ملی ایران است به همراه عود نوشین پاسدار، نی اسحاق چگینی، کمانچه سامان صمیمی و تنبک رشید کاکاوند تصانیف این برنامه ها را می خواند.در این کنسرت اشعاری از محمدرضا شفیعی کدکنی، اخوان ثالث، ملک الشعرای بهار، حافظ و... استفاده خواهد شد. اجراهای گروه موسیقی ایرانی تا ۲۰ فروردین ماه ادامه خواهد داشت.علیرضا قربانی که خواننده این گروه است روزهای پایانی سال نیز در جشنواره موسیقی جهانی مارسی قطعاتی از موسیقی ایرانی را با همراهی ساز نی و تنبک اجرا کرد

_________________
azdeh39
نویسنده : سعدی : ۳:۱٩ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٩ دی ۱۳۸٦
Comments نظرات () لینک دائم

نوروز موسیقی ایرانی در دوردنیا

شجریان درلس آنجلس /
درروزهای ابتدایی نوروز همانند سالهای گذشته اجرای کنسرت محمدرضا شجریان به همراه گروهش در دانشگاه لس آنجلس با استقبال علاقه مندان به موسیقی اصیل ایرانی روبرو شد.این خواننده که از اواسط اسفندماه و در ادامه تور موسیقی اروپایی خود به آمریکا سفرکرده است به لس آنجلس رفت و در دانشگاه این شهر قطعاتی را خواند. همایون شجریان که تنبک می نوازد در چند قطعه پدر را در خواندن یاری کرد. کیهان کلهر با کمانچه و حسین علیزاده با تار همراهان شجریان بودند.
این کنسرت به دعوت بخش هنرهای اجرایی این دانشگاه برگزار شد. نشریه بوستن گلوب درباره اجرای اساتید ایرانی در این کنسرت نوشت: آنان سمبل پل ارتباطی میان سنت های قدیمی و جدید هستند که ثابت کرده موسیقی اصیل ایرانی نه تنها زنده است، بلکه در حال تحول دائمی است.یکی از برگزار کنندگان کنسرت های زنده در دانشگاه لس آنجلس در این باره گفته است : کنسرت استادان ایرانی سال گذشته به قدری موفق بود که وقتی سازمان برگزار کننده این کنسرت های سراسری با ما تماس گرفت، با خوشحالی از پیشنهاد آنها استقبال کردیم.
شجریان چند اجرای دیگر تا دهم فروردین ماه در آمریکای شمالی برگزارکرد وقراراست اواسط فروردین ماه به ایران باز گردد.
/سراج در مسکو/
گروه موسیقی سنتی ایرانی "بیدل" به رهبری "سید حسام‌الدین سراج" جمعه شب یازدهم فروردین و به مناسبت روز جمهوری اسلامی در محل استودیو شبکه رادیویی "فرهنگ روسیه، کنسرت موسیقی اجرا کرد.دراین کنسرت دو ساعته که به صورت مستقیم برای شنوندگان آن پخش شد.بیش ار دویست نفر از علاقمندان موسیقی سنتی ایران از روسیه و دیگر جمهوریهای شوروی سابق در محل اجرای کنسرت حضور داشتند.در این برنامه که با استقبال خوبی از سوی روسها مواجه شده بود ، قطعاتی از جمله اشعار وحشی بافقی، حافظ و مولانا جلاالدین، به صورت آواز و همراه با موسیقی اجرا شد. به گزارش ایسنا قطعاتی نیز بصورت تکنوازی یا گروهی اجرا شد که بشدت مورد توجه و استقبال حضار و شنوندگان قرار گرفت. محمود فرهمند، کورش بابایی، شهرام میرجلالی، مسعود حبیبی و رامین کاکاوند ، با نواختن تنبک ، کمانچه،بربت، دف و سه تار و خوانندگی "سراج" اعضای گروه "بیدل" را تشکیل می‌دهند.
"در این سفر قراراست سه برنامه اجرا ‌شود که یکی از آنها در محل رادیو فرهنگ، بودو دو برنامه دیگر در سالن "چایکوفسکی" و نیز موزه "پیروزی" انجام خواهد شد دو برنامه نخست برای روسها و اتباع کشورهای دیگر ساکن مسکو و برنامه سوم نیز روزامروز سیزده فروردین برای ایرانیان مقیم پایتخت روسیه است.
/سالارعقیلی درپاریس/
گروه نوازندگان جوان راز و نیاز به سرپرستی سالار عقیلی درروزهای پایانی سال در پاریس با اجرای کنسرتی به استقبال سال نو رفتند.سالار عقیلی، که تحصیلات موسیقی خود را در کنسرواتوار تهران به پایان رسانده است، از تجربیات اساتیدی چون محمدرضا شجریان، شهرام ناظری و بنان بهره برده است. وی در این کنسرت از اشعار شعرای کلاسیک ایران مانند حافظ و سعدی و همچنین قطعاتی با استفاده از اشعار شعرای معاصر نظیر فریدون مشیری و مهدی اخوان ثالث اجرا کرد.
/علیرضا قربانی درغرب/
گروه موسیقی ایرانی به آهنگسازی و سرپرستی پژمان طاهری و خوانندگی علیرضا قربانی تور اروپای غربی خود را آغاز کردند.این گروه در کشورهای اتریش، سوئیس و اسلوونی و در هفت شهر قطعاتی از موسیقی اصیل ایرانی را برای علاقه مندان خواهند نواخت.
پژمان طاهری که آهنگسازی قطعاتی از برنامه این گروه را انجام داده است در مقطع دکترای دانشگاه موسیقی وین در حال تحصیل است. علیرضا قربانی هم که خواننده ارکستر ملی ایران است به همراه عود نوشین پاسدار، نی اسحاق چگینی، کمانچه سامان صمیمی و تنبک رشید کاکاوند تصانیف این برنامه ها را می خواند.در این کنسرت اشعاری از محمدرضا شفیعی کدکنی، اخوان ثالث، ملک الشعرای بهار، حافظ و... استفاده خواهد شد. اجراهای گروه موسیقی ایرانی تا اواخر فروردین ماه ادامه خواهد داشت.علیرضا قربانی که خواننده این گروه است روزهای پایانی سال نیز در جشنواره موسیقی جهانی مارسی قطعاتی از موسیقی ایرانی را با همراهی ساز نی و تنبک اجرا کرد.





رسانه خبرى هنر و موسیقى
_________________
azdeh39
نویسنده : سعدی : ۳:۱٩ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٩ دی ۱۳۸٦
Comments نظرات () لینک دائم

سلاطین اواز ایران

لب خوانی به جای مجید محسنی، ناصر ملک مطیعی، منوچهر وثوق، رضا بیک ایمانوردی و چند نفر دیگر، به تدریج نام ایرج را بر سر زبان ها انداخت لیکن تا سال 1341 که ایشان به جای شادروان فردین در فیلم آقای قرن بیستم ترانه خوانی نمود. هنوز انطباق عجیب و استثنایی صدای ایرج بر چهره ی معصوم و جوانمرد فردین کشف نشده بود. ایرج همگام با آوازخوانی در رادیو و اجرای برنامه های وزینی چون گل های تازه، گل های جاویدان، یک شاخه گل سرخ، برگ سبز، و سایر برنامه های موسیقی اصیل ایرانی، از روی آوری به خوانندگی در سینما نیز ابایی نداشت و در برابر درخواست های مکرر سیل بی شمار تهیه کنندگان فیلم های ایرانی که هم او و هم فردین را می خواستند، تسلیم شد و در چندین فیلم به جای فردین لب خوانی کرد. معروف ترین فیلم هایی که در آنها صدای ایرج بر چهره ی فردین نقش می بندد، عبارتند از گنج قارون در سال 1348، چرخ وفلک در سال 1347، طوفان نوح در سال 1349، و سکه ی شانس در سال 1350.
آوازخوانی استاد ایرج به جای زنده یاد فردین با وجود انتقادات فراوان، نورم جامعه آن زمان بود و اشعار کوچه و بازار و عامیانه ی مردم پسند ترانه های ایشان در این فیلم ها، محتوای جوانمردی و مردانگی و غیرت داشت. آوازخوانی در قالب شخصیتی چون فردین که جوانمرد بود و جوانمرد زیست و درگذشت، نباید بیش از حد مورد انتقاد قرار گیرد زیرا فردین که به نظر این راقم، از نظر شخصیتی همردیف مرحوم تختی بود، در آن زمان نماد ظلم و نامرادی ستیزی قلمداد می شد.
یکی از دلمشغولی های دائمی تعدادی از موسیقی شناسان یا دست اندرکاران موسیقی ایرانی نگرشی سنت گرایانه است که از آن به عنوان حربه ای برای تضعیف هنرمندی چون ایرج و حتی گلپا استفاده کرده اند. معمولا هر جا در یک محفل هنری نام استاد ایرج به میان می آید، با تمسخر و تحقیر طرفداران موسیقی وزین (!) مواجه می شود و ایشان با نهایت سطحی نگری بلافاصله از ترانه های فیلمی ایرج نام به میان می آورند و با قیافه ای حق به جانب که معمولا در طرفداری از برخی دیگر از خوانندگان سنت گرا و به اصطلاح پای بند دین و ایمان و اخلاق صورت می گیرد، اصرار می ورزند که ایرج به دلیل خواندن در فیلم ها نمی تواند لقب استاد بگیرد! چنین بیماری مزمن و فراگیری که به تندی هم سرایت می یابد و در همه ی ریشه های حیاتی گروهی تنگ نظر سنت گرا و واپس گرا رخنه می کند، سالیان متمادی به مظلومیت بی چون و چرای استاد ایرج منجر شده است.
یکی دیگر از این انتقادات سطحی و عاری از درون بینی، تمایلات به ظاهر ردیف گرایانه و اصرار خدایگانی محض در اجرای آن حین آوازخوانی بوده است. شایان یادآوری است که اجرای کامل ردیف با در جازدن در چهارچوب های مستعمل و تکرار مسیرهای پیشتر پیموده شده ی دیگر خوانندگان یک اختلاف شگرف دارد. مثلا آقای طاهرزاده استاد اجرای ردیف های آوازی می باشند و هنوز هم کسی نمی تواند ادعا کند بهتر از ایشان ردیف اجرا می کند. لیکن برخی خوانندگان توانسته اند به درجه ای از سازگاری و شناخت ردیف ها و قطعات برسند که با تلفیق و آمیزه ای (Combination) از ردیف ها، گوشه ها و اوج و فرودها از آن چهارچوب های رایج خارج شوند و به عبارتی شالوده شکنی نمایند.
به نظر بنده سوای استاد ایرج، استادان گلپا، بنان، بیشترین تلاش را در زمینه ایجاد تحول در موسیقی ایرانی به کار بسته اند و این گروه از خوانندگان با ادغام گوشه ها و ردیف ها به طور پیوسته به جابجایی و پرسه زنی در هزارتوی دستگاه ها و مایه ها و نغمه ها همت گمارده اند بدون اینکه ردیف های پیشین را ساقط نمایند و شامل دسته دوم از مثال مربوط به شاگردان می شوند. لیکن بعضی از ما ایرانیان ظرفیت تحول پذیری بسیار بالایی نداریم و به عنوان شاهد، همین استادان گلپا و ایرج را می توان ذکر کرد که از همان هنگام آماج یورش واژه های ناهمساز کسانی بودند که خود را دایه و مالک موسیقی ایرانی می دانستند و از هر نوع تحولی که اندکی چهارچوب های رایج را جابجا می کرد هراس داشتند و نتیجه آن می شد که دگماتیسم با نقاب یا بدون نقاب بساط می گستراند و نیاز به تحول و تکامل را که در ذات و جوهره انسان و طبیعت است، سرکوب می کرد.استاد ایرج در تمام دوره فعالیت خویش هرگز در تلویزیون ظاهر نشد الا یک بار آن هم به همراه ارکستر ملی موسیقی ایرانی و با حضور استادانی چون فرهنگ شریف و دیگران.ایشان حتی یک بار هم در هیچ کاباره ای حاضر نشدند و در سال های انتهایی رژیم پیشین فقط به آوازخوانی در برنامه های مختلف گل ها ادامه دادند.
نظر هنرمندی چون استاد شجریان درباره ی استاد ایرج در سال 1355 خواندنی است: استاد شجریان می گویند: ایرج پیش کسوت من است. هیچکس ایرج نمی شود و دیگر مثل ایرج نخواهد آمد.
آلبوم های منتظر شده از استاد ایرج، خدای آواز در خلال چند سال گذشته و پس از آزادی حنجره!!
نیاز (اثری با همکاری استاد مهیار فیروزبخت)
غزلخوان (اثری از شادروان استاد اسدالله ملک)
پرنده (همراه با احسان فدایی: شاگردش؛ اثری از استاد فضل الله توکل)
همه چشم ها به ایرانه، گل من (با همکاری استادانی چون ارسلان کامکار)
به یاد فردین (همراه با احسان فدایی: شاگردش؛ اثری از شادروان استاد اسدالله ملک)
خاطرات زندگی (شامل ترانه های قدیمی از ساخته های استادان مختلف)
من و بابا (همراه با فرزندش: احسان خواجه امیری و با همکاری استاد فضل الله توکل)
حرف نگفته (با همکاری بهنام خدارحمی)
گلهای تازه (شماره ی 1)
گلهای تازه (شماره ی 2)
گلهای تازه (شماره ی 3)
گلهای تازه (شماره ی 4)
گلهای تازه (شماره ی 5)
گلهای تازه (شماره ی 6)
گلهای تازه (شماره ی 7)
بزم عاشقان (با همراهی استاد گلپا)، در مدح حضرت محمد
شب بارانی (در ستایش شادروان استاد مجتبی میرزاده)

در آثار مختلف، استاد ایرج از همکاری برترین نوازندگان و آهنگسازان تاریخ موسیقی اصیل ایرانی از جمله: منصور صارمی، امیر ناصر افتتاح، جهانگیر و اسدالله ملک، فضل الله توکل، همایون خرم، علی تجویدی، حسن عبادی، پرویز یاحقی، محمد موسوی، حسن ناهید، فرامرز پایور، جواد معروفی، ارسلان کامکار، مهیار فیروزبخت، فرهنگ شریف، جلیل شهناز، انوشیروان روحانی، استاد ابوالحسن صبا، و دیگر استادان سود جسته و با خوانندگان تراز اولی چون استاد شجریان، استاد گلپا، مهستی، سیما بینا، محمودی خوانساری، جمال وفایی، و دیگران اجراهای مشترک داشته اند. برخی دیگر از آثار جاودانه ی استاد ایرج، خدای آواز در برنامه های متعدد گل های جاویدان، برگ سبز، یک شاخه گل سرخ، و گل های تازه به ثبت رسیده اند

_________________
azdeh39
نویسنده : سعدی : ۳:۱۸ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٩ دی ۱۳۸٦
Comments نظرات () لینک دائم

مختصری در تاریخچه دف و دف نوازی

دف، دوب، در زبان سومری به معنی لوحه و خط است . از این زبان وارد اکدی شده « دوپو» و « توپو» گردیده و از این زبانها وارد آرامی شده « دوپ» گردیده و نیز به معنی لوحه و صفحه گرفته شده، بعدها در زبان عربی دف شده و به معنی لوحه به کار رفته است .

دف سازی است که اساسا ً عبارت است از قابی که بر یک طرف و گاه دو طرفش پوست کشیده شده است و با زدن یا کشیدن انگشتان بر آن نواخته می شود . بر طبق روایات، نخست در شب زفاف سلیمان و بلقیس دف نواخته شد و نیز می گویند بنی اسراییل در مقابل گوسالۀ طلایی دف می نواختند . به هر حال در هنر قدیم، دف با قاب مستطیل، مستدیر، هر دو دیده می شود .

دف رایج در ممالک اسلامی را بر حسب شکل قاب (مستطیل یا مستدیر) و دارا بودن اوتار، صنجها یا صفحات جرنگی، جلاجل یا حلقه ای جرنگی، حرسها یا زنگها، و یا فقدان آنها، به هفت نوع تقسیم کرده اند، که یکی از آنها دارای قاب مستطیل است که بر دوطرفش پوست کشیده شده است و سایرین قاب مستدیر دارند . از اقسام اخیر ، دف دارای حلقه های جرنگی ( بنام دایره ) در ایران رایج بوده است. دفِ دارای زنگ ، درایران و آسیای مرکزی به نام دایره رایج است.

این ساز به وسیله مسلمانان اسپانیا در اروپا رواج یافته است و در قرن پانزدهم میلادی متروک شد و دیگر بار در قرن هفدهم به وسیله ترکان عثمانی رایج گردید. در قرن نوزدهم این ساز، به علت ماهیت حماسی بودن نوای آن، به عنوان از سازهای موزیک نظامی شناخته شد.

از معنای لغوی و پیدایشی دف که درگذریم، باید گفت که « دف نوازی »، پردازش اطلاعات غیر کلامی است، کلام موسیقیایی عرفانی و گاه هیجانی . زبان و کلامی ندارد لیکن هر کوبۀ بی کلامش به هزازان زبان در سخن است . طنین آوای دوست، گوش به گوش، چونان می عشق جملگی را در می رباید :

از می عشق ریختی در دل آدمی اندکی از دل او به هر دلی دست به دست می رود

بر مردمان نخستین، آهنگ موج دریا، زمزمه نسیم باد، ترنم باران، نوای آبشاران، آوای پرندگان و صدای پای اسبان، موسیقی روح نواز بود. در این دوره که هم زمانی پیدایش آدم و موسیقی است، آدمی به فراست دریافت که طبیعت با او سخنها دارد به هزاران زبان، اگر گوش و چشم جان را باز گذاریم :

چشم دل بازکن که جان بینی آنچه نادیدنی است آن بینی

آن زمان،نقش موسیقی، آگاه کردن غیر ارادی آدمی بود از وضع طبیعت و بعدها آگاه کردن ارادی برای خبررسانی و اعلام وقت های گوناگون با مفاهیم مختلف و از آن پس بود که افلاطون ندا در داد که : روان انسان از راه موسیقی،تناسب و هماهنگی می یابد .

موسیقی عرفانی خود یک عشق است و در تاریخ علم می خوانیم که بسیاری از بیماری های درمان ناپذیر با دارو، با نوای نی و خروش دف، درمان پذیرند.

واینک موسیقی اصیل ایرانی با ابزاری بنام « دف » در کف عاشقان می خروشد و در مقالات با حکیمان و هستی شناسان، از پشتوانه علمی بهره جسته، در جایگاهی شایسته نشسته و خاصیت درمانگری، نشانه شناسی و هستی شناسی یافته است .

برگ نوا تبه شد و ساز طرب نماند ای چنگ ناله برکش و ای دف خروش کن

و این خروش تا به جایی است که :

پیرمحله دف به کف ، پنجه به پوست می زند

یا ز تو شکوه می کند یا در دوست می زند

سخن از دف و جایگاه والای آن، تا جایی است که از اعصار دیرین، از این ساز بعنوان سراینده ی حق و ستاینده ی تنها معبود، یاد شده است . همچنان که در تورات آمده است :

خداوند سلطنت خواهد کرد تا ابدالآباد، زیرا که اسبهای فرعون با ارابه ها و سوارانش به دریا درآمدند و خداوند آب دریا را برایشان برگردانید . اما بنی اسراییل از میان دریا به خشکی رفتند و مریم نبی خواهر هارون دف به دست خود گرفته و همۀ زنان از عقب وی دف ها گرفته، رقص کنان بیرون آمدند. پس مریم درجواب ایشان گفت : خداوند را بسرائید زیرا که با جلال مظفر شده است .

ودر پایان نیز شواهد و مثالهای متعددی از بزرگترین شاعران ایرانی ارائه شده که نمایندۀ اهمیت این ساز پرشکوه و پرمعنا از دیر باز می باشد:

سراینده ای این غزل ساز کرد دف و نی و چنگ را هم آواز کرد

« فردوسی »

هله من مطرب عشقم، دگران مطرب زر

دف من دفتر عشق است و دف ایشان دف تر

«مولوی»

بی دف بر ما میا که ما در سوریم برخیز و دهل بزن که ما منصوریم

«مولوی»

ای مطرب جان چو دف بدست آمد این پرده بزن که یار مست آمد

«مولوی»

سرنتوانم که بر آرم چو چنگ گرچه دفم پوست بدرد قفا

«سعدی»

من به خیال زاهدی گوشه نشین و طرفه آنک

مغبچه ای ز هر طرف می زندم به چنگ و دف

«حافظ»

حدیث عشق را که از حرف و صوت مستغنیست

به نالۀ دف و نی در خروش و در ولوله بود

«حافظ»

دست افشان، پای کوبان دف زنید و صف زنید

زان که عیشی خوشتر از عیش شباب آمد پدید

«قاآنی»



« مطالبی در مورد ریتم های دف »

ریتم های دف عبارتند از : قیام (حی الله)، غوثی، دائم، حدادی، سقزی ودائم کند و تند.

در ابتدا، اهل سلوک، هنگام خروج از مرحله دنیوی و وصل الی الله در حالت خلسه، حلقه ای برای سماع و ذکر تشکیل می دهند که به ذکر اسما خداوند و همچنین توسل به اولیا، انبیا، امامان و بزرگان دین، می پردازند و بدین سان برآنند که خود را هر چه بیشتر به یگانه معبود نزدیک سازند .

البته آنان با تشکیل حلقه ذکر دور هم نشسته و با تلاوتی چند ار قرآن مجید، شروع به ذکر می کنند و پیر حلقه نیز با الفاظ «توبه یا ربی»، «استغفرالله» و «استغفرالله و اتوب الیه» نیز مجلس را می آراید و نیز شجره نامه طریقت را برای جمع حلقه، بازخوانی می کند تا به اسما امامان و انبیا الهی منتهی شود. سپس ذکر « لا اله الا الله» با صوت های مختلف، سنگین تند بر زبانها جاری می گردد و هنگام تندخواندن ذکر الله، آن جمع از جای خویش بر خواسته دستهای همدیگر را می فشارند که به آن حالت « قیام یا حی الله » گویند. پس از ذکر قیام، به ذکر غوثی می پردازند و آن ذکر، «حی حی حی الله» می باشد که « الله حی الله» بر زبان آن جماعت دائم و پیوسته جاری می گردد . پس از آن به حدادی می پردازند که در این حالت، جوش و خروش عرفانی آنان منتهی به آرامش نسبی است که در نتیجه قرب الی الله روی داده است و ریتم سقزی و یا همان «حی الله الله»، پس از مرحله حدادی و رسیدن به آرامش نسبی است که در پایان به ریتم دائم کند و تند رسیده و به پرواز در ملکوت اعلی در می آیند.

_________________
azdeh39
نویسنده : سعدی : ۳:۱٧ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٩ دی ۱۳۸٦
Comments نظرات () لینک دائم

سکوت گویا؛ کتابی کامل درباره بسط�

سکوت گویا، عنوان کتابی‌است درباره ایرج بسطامی که مسعود زرگر آن را تدوین و گردآوری کرده و انتشارات آتنا به بازار کتاب عرضه کرده‌است.



زرگر، مؤلف کتاب در گفتگویی با همشهری آنلاین ضمن برشمردن ویژگی‌های این کتاب گفت: در این کتاب ضمن آوردن یادداشت‌ها و مقالات افراد و دوستان و و یاران زنده‌یاد ایرج بسطامی شناسنامه کاملی از کارهای ایشان ارائه شده‌است.



وی همچنین گفت در این کتاب گفتگویی منتشر نشده از زنده یاد بسطامی هم برای نخستین بار آمده‌است.






به گفته زرگر فصل اول کتاب به ایرج بسطامی و زندگی و آ‌ثارش اختصاص دارد، در فصل دوم مصاحبه ها وگفت وگو های این خواننده نامی آمده است که متاسفانه تعدادشان بسیار کم است و نشان می دهد که این به رغم ظرفیت‌ها و شهرت فراوانی که کارهایش داشته است، مطبوعات و رسانه‌ها چندان پی‌گیر گفتگو با وی نبودند، اگرچه فروتنی آقای بسطامی و گریز از شهرتش هم عامل مهمی در بی توجهی به این قضیه بوده‌است.



فصل سوم کتاب به کنسرتهایی که بسطامی درایران ودیگر کشور ها برگزار کرد اختصاص دارد و در فصل چهارم به چگونگی در گذشت و زیر آوار ماندن بسطامی اختصاص یافته است.



فصل پنجم کتاب به نوشته‌های روزنامه‌نگاران و اهالی موسیقی درباره بسطامی اختصاص دارد و در فصل ششم کتاب به مطالبی اختصاص دارد که درباره بسطامی و پس از زلزله بم نوشته شده‌است.



در فصل هفتم نقد و معرفی آثاری که زنده یاد بسطامی خوانده اند آمده است و در فصل هشتم به نوشته‌ها و اخباری که درباره سالگردهایی که برای آن زنده یاد در بم و تهران برپا شده وانعکاس مطبوعاتی هم داشته‌است، کار شده‌است.



زرگر همچنین گفت که بخشی از در آمدهای حاصل از این کتاب به خانه موسیقی اختصاص می‌یابد تا در پروژه بم هزینه کند.



وی گفت که کتاب‌ها را در کنسرتی که آ‌قای مشکاتیان در تالار وزارت کشور دارند نیز عرضه خواهد کرد.



کتاب سکوت گویا در 520 صفحه با قیمت 8500 تومان منتشر شده‌است

نویسنده : سعدی : ۳:۱٦ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٩ دی ۱۳۸٦
Comments نظرات () لینک دائم

جــــلال ذوالفنـــــــون

نام سه تار امروزه همه را به یاد استاد جلال ذوالفنون و نام استاد ذوالفنون نیز، همه را به یاد سه تار می اندازد!، چرا که عمر 67 ساله اش را وقف نواختن سه تار وآموزش آن کرده است.

جلال ذولفنون: در سال 1316 در آباده فارس متولد شد. در کودکی با خانواده به تهران آمد، تار پدر و ویلن برادرش او را با موسیقی آشنا کرد و باعث شد که از سن ده سالگی سه تار در دست بگیرد.

برای ادامه موسیقی به هنرستان موسیقی رفت، در آنجا سه تار چندان مرسوم نبود بنا به گفته خودش، سه تار سازی نبود که همگانی باشد و فقط مخصوص بعضی خواص بود و تار بیشتر جنبه همگانی داشت) پس او نیز اجبارا تار را برگزید و در محضر استاد موسی خان معروفی آنرا فرا گرفت. در هنرستان با سازهای دیگر نیز آشنا شد و ویلن را نزد برادر بزرگترش (محمود ذوالفنون) آموخت اگرچه از نواختن سه تار هم غافل نبود و در مدت هشت سال آموزش وی در هنرستان سه تار، تار و ویلن را بخوبی یاد گرفته بود.

همزمان با تاسیس رشته موسیقی دانشکده هنرهای زیبا به آنجا رفت و با شخصیتهای ارجمند موسیقی ایران از جمله مرحوم نورعلی برومند و دکتر داریوش صفوت آشنا شد و از این رو شناخت تازه ای از موسیقی اصیل ایرانی و امکانات وسیع سه تار کسب کرد و از سال 1346 تمام توجه و تجربه اش را بر روی سه تار متمرکز ساخت.

در ادامه راه از روشهای اساتیدی چون ابواحسن صبا و ارسلان درگاهی و راهنمایی های ارزنده دکتر صفوت بهره فراوان برد.

پس از اتمام دانشکده در همان جا و نیز مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ملی به تدریس سه تار پرداخت.

حضور در این مرکز موهبت کسب فیض از محضر اساتیدی چون سعید هرمزی و یوسف فروتن که از نوازندگان قدیمی سه تار بودند را برایش به همراه داشت.

سبک وی در زمینه سه تار نوازی کاملا مشهود و منحصر به فرد است .او توانست پس از زنده یاد احمد عبادی که شرحش پیش از این رفت، نقش بارزی در شناسایی، آموزش و نوازندگی سه تار ایفا کند. تکنوازی استاد مانند یک ارکستر باشکوه است و نوای فاخته سه تارش انیس دلهای سوخته و جانهای عاشق است.

استاد توانست به درستی سه تار را از انزوا خارج کند، در صحنه بیاورد و با ابتکاراتی بی نظیر گروه سه تار نوازی ایجاد کند. اگرچه نوازندگی استاد در کمال تکنیک و شیوه های تخصصی نوازندگی است، اما آنچنان حسی و تاثیر گذار است که مخاطب عادی را نیز مجذوب می کند تا با نوای سازش غمگساری کند یا به دست افشانی برخیزد.

او آنگونه در ارائه آثار موسیقی با سه تارش ماهرانه عمل کرد که خیل عظیمی از جوانان و نوجوانان نیز به موسیقی اصیل ایرانی مجذوب شده و به آموزش آن اقدام کردند. بیش از دو دهه است که کتابهای آموزش سه تار استاد به خاطر سبک جذاب، انتخاب ملودی ها و نغمه های دلنشین و محلی، به همراه آموزش ردیف و تعلیم گام به گام موسیقی بیشترین سهم را در آموزش این ساز داشته است. در این سالها که موسیقی سنتی متاسفانه مورد بی مهری واقع شده، هنوز کتابهای استاد ذوالفنون بیشترین تیراژ را دارد و علاقه مندان به آموختن سه تار از سازهای دیگر بیشترند.

استاد ذوالفنون به همراه هنرمندان طراز اول در چندین کنسرت و جشنواره داخلی و خارجی شرکت داشته و همواره مورد توجه اهل قرار گرفته است.

استاد علاوه بر تکنوازی که در دو آلبوم پرند و پیوند انجام داده است، با خوانندگان و نوازندگان زیادی اجرای موسیقی داشته است. او در دو آلبوم گل صدبرگ و آتش در نیستان به همراه شهرام ناظری توانست سبک نوینی را در نوازندگی گروهی سه تار و اجرای تصانیف عرفانی ایجاد کند و به همراه حسام الدین سراج آثاری چون شرح فراق را در داخل و خارج از کشور به اجرا گذاشت.

او با یکی از نوازندگان بزرگ دنیا، هابیل علی اف، در آلبوم سرمستان علیرضا افتخاری همنواز بوده است.

نویسنده : سعدی : ۳:۱٥ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٩ دی ۱۳۸٦
Comments نظرات () لینک دائم

موسیقی وپیدایش آن:

درباره چگونگی و زمان پیدایش هنر موسیقی بین محققان اختلاف وجوددارد،اما آدمی قبل از آن که تکلم و صوت را آموخته باشد با هنر موسیقی کم وبیش آشنا بوده زیرا وزن ها وآهنگ ها وحتی آواهایی که از حنجره اش بر می آید نخستین گام ها در راه پیدایش وظهور موسیقی بود.

در این که نخست وزن وجود داشت سپس صوت پدید آمده است تردیدی نیست ، اما آلات موسیقی نیز به نوبه خود ابتدا از استخوان وسپس از وسایل زهی مانند روده و تاره های گیاهی وسیم استفاده شد.

موسیقی آدمیان نخستین به هر شکل وصورتی که بود جنبه روحانی داشت ووقتی که موسیقی به قالب ترکیب در آمد وریتمیک شد که بازهم در ستایش ونیایش خدایان وامور دینی به کارافتاد. موسیقی همواره راه کمال پیمود ومراسم مذهبی هم موسیقی شعر ونقاشی را تحت الشعاع خود قرار داد تا این که در قرن ششم پیش از میلاد به وسیله فیثاغورث موسیقی با ریاضی در آمیخت وقواعد واصول خاص ودقیقی یافت ونوسانات وفرکانس های آن دارای فرمول ومحاسباتی شد.

موسیقی در نزد هندیان، چینیان، ومردم کلده وآشور وسومر وایرانیان قدیم سابقه ای طولانی دارد، تا جایی که اثر اکتشافات باستان شناسی برخی آلات موسیقی یافته اند که پنج تا هفت هزار سال سابقه تاریخی دارد.

بودائیان اساساً مذهبی خود را با نوعی موسیقی می خواندند وآداب مذهبی آنان همراه رقص وآوازه بود در زمانی که حماسه ی همر را برای تشجیع سربازان می خواندند عده ای نوازنده بودند که آن اشعار را همراهی می کردند، در تاریخ یهود نیز به داود وسلیمان بر می خوریم که حدود سه هزارسال پیش می زیستند، داود آوازی خوش داشت وسلیمان و پدرش یه موسیقی علاقمند بودند.

موسیقی کم کم راه کمال را می پیمود در سال930 میلادی تقسیمات تازه ای یافت و با حروف الفبا، اصوات را نشان می دادند، تا این که سرانجام در سال 1450 میلادی نت تکمیل شد و در چهار خط موازی علائم را نهادند(دو- ر- می- فا-سل- لا- سی) این تکامل مرهون ونتیجه موسیقی کلیسایی بود وبعدها آوازها نیز نام گذاری شد(کوند وکتوس – موتت- روندل- روتا).



موسیقی در تمدن اسلام:

عربستان در مرکز کشورهای عربی قبل از پیدایش اسلام کشورعاری از تمدن بود وجز ادبیات که در حدود یک قرن پیش از اسلام در آن کشور اهمیت یافت. از هنرهای زیبا بهره چندانی نداشت.

پس از حمله اعراب به ایران ، اعراب با دنیای متمدن آشنا شدند و در موسیقی دیگر هنرها تحت تاثر هنر ایران و روم وبه ویژه کشورهای اطراف قرار گرفتند. با وجود تحریم موسیقی از بدو پیدایش اسلام موسیقی در کنار مذهب وارد شد و در وهله اول برای اذان وتلاوت کتاب آسمانی به صورت نوای مطبوع وآواز خوش به کار آمد.

غیر از عربستان کشورهای دیگر عربی ازجمله در جنوب عراق در 1927 میلادی آلت موسیقی به نام میثاره یا تصاویری که در مصر باستان بر سنگ های تاریخی نقش بسته به قدمت هنر موسیقی را در 5000 یا 6000 سال قبل از میلاد دانسته اند.

آواز در موسیقی اعراب در راه پیمانی ها ، کوچ ها صحراگردی ها، همراهی با کاروان شتر واسب ، آواز تک ضربتی و تک نوازی سازهای سبک قابل حمل ، نواخته می شد آوازهای ضربی حباب هم آهنگ چهار نعل اسب وغنا ارکیان آواز سواران بود که در حرکت خوانده می شد.

در دوره بنی امیه چون خلفای اموی به رسم پادشاهان ایران در باری تربیت داده بودند به تدریج از موسیقی به درباره آنها راه ورواج یافت وسه شکل جدید در آهنگ های ضربی به نام : الطاق الاول، الطاق الثانی ورمل معمول شد.

از موسیقی دانان این دوره عیسی بن عبدا... ، ابو عثمان سعید بن مسجع از سیاه پوستانی بود که موسیقی را در ایران فرا گرفتند ودو سیم زیر وبم را به سیم های عود عربی افزودند.

اساس موسیقی بعد از اسلام مانند پایه تمدن اسلامی به دست ایرانیان گذاشته شد و اگر آثار هنری ایران نبود،موسیقی شرقی امروزه در کشورهای عربی به شکل کنونی به وجود نمی آمد. به هر حال ایرانیان علی رغم محدودیت های آیینی ومذهبی سهم بزرگی در رشد ورواج موسیقی شرقی داشته اند و به خصوص از قرون دوم وسوم هجری تقریباً کلیه موسیقی دانان وآهنگ سازان وحتی تعدادی از خوانندگان ، ساکن در کشورهای عربی ایرانی بودند.

اخوان الصفا:

حضرت داود به هنگام قرائت زبور، مسیحیان در کنیسه ها ومسلمانان در مساجد از آواز خوش و قرائت زیبا سود می جستند.

شاید شاخص ترین وجه تمایز موسیقی غربی با موسیقی شرقی قائل بودن اصول هارمونیک بر موسیقی مغرب زمین واصول نغمگی بر موسیقی شرق باشد وافزون بر آن تفاوت بر طرز تلقی شرقی ها از پرده ، ریتم وتزیین نغمه می باشد که در اروپا این اصول غریبه است.

دوره ای وجود دارد که هر دو مویسقی خاور وباختر مشترکاً از عناصر موسیقی یونانی و همین طور از گام فیثاغورث استفاده می کرده اند همان گامی بوعلی آن را گام ایران باستان می نامد و در عین حال هارمونی نیز نزد هر هر دو ملت ناشناخته بوده است ومهمترین وجه تمایز دو موسیقی در آن دوران وجود نظامی از موسیقی موزون وهمین طور ادراکی از عیش وعشرت یا تزیین نغمات در نزد ملل شرقی بوده است. تئوری و عمل موسیقی سامیان را می توان منشاء موسیقی غربی قرار دارد.

در دوره های کوتاه قبل از اسلام در مناطقی که قلمرو عرب ها تا حدی تحت نفوذ گام ایران باستان بوده اند. به نظر می رسد که بعداً در اوان اسلام حجاز موسیقی موزون وریتمیک را از ایران اقتباس کرده اند واعراب با وجود ابن مسجع خواننده ایرانی الاصل تئوری جدید موسیقی وترکیب عناصر ایرانی وبیزانسی را اقتباس وپدید آوردند، اما به گفته مورخین اثرات وارداتی از ایران وبیزانس موسیقی بومی اعراب را تحت الشعاع قرار نداد، بلکه شاخ وبرگ درخت آن موسیقی را پیوند بیشتر داد. این نظام موسیقی تا سقوط بغداد همچنان اعتبار داشت و در همان دوره ها بود که اسحاق موصلی (پسر ابراهیم ماهان رازی ) تشویق به از سرگیری گام ایرانی ، با موسیقی ایرانی، رومی ، گردید. البته در ایران تا سالیان طولانی متد وفنون موسیقی آن گونه که از باربد وزمان او باقی مانده بود وتنها رساله مورد استناد موسیقی دانان بود، و در قرون بعدی با پیدا شدن ربع پرده در موسیقی ایران اجرای ساخته های باربد تقریباً منسوخ گردید. هر چند که در ایران حتی تا امروز گام های بدون ربع پرده همچنان دوام یافته است.

به تعبیری تعدادی از صاحب نظران آن چه که منجر بخ حفظ نظام قدیمی تر به عنوان تئوری موسیقی ایران کمک نمود آشنایی موسیقی با موسیقی یونان بود.

در کنز التحف واضعان این صنعت (موسیقی) که از طریق آنها انتشار یافته افلاطون، ارسطو، اقلیدس،فیثاغورث، تالس،بطلیموس عنوان کرده و در قرن ده ویازده میلادی اندیشه های ایرانی به ویژه گام خراسانی (با ظهوراستاد اصفهانی 967 میلادی) بهطرزی موثق در عرصه مقام ها اقتباس و پذیرفته شده بود. و مدت ها بعد بود که موسیقی دان ونظریه پردازی به نام صفی الدین ارموی برای نخستین بار نظریه جدید به نام منتظمیه عنوان یا به نظم در آورد، و در طی قرون 14 وپانزده میلادی گام دیگری مورد قبول موسیقی دانان ایرانی وعربی قرار گرفت وآن هم نظام ربع پرده بود.

به هر طریقی موسیقی عرب، ایران وروم درطی تقابلات متعدد از یکدیگرمتاثر می شده اند در طی دوران اسلامی چه در ایران موسیقی صدایی یا آوازی( البته غالباً در شکل مذهبی آن) پیوسته بر موسیقی خالص و همراه با ساز آن ترجیح داده شده است ودلیل عمده آن در ایران دلبستگی شدید ایرانیان به شعر و ادبیات منظوم می باشد که بهترین قالب اجرای آن آواها و ترانه ها بودند. اما در میان شکل های شعری درموسیقی صدایی علاوه بر قصیده، شکل های کوتاه تر دیگری مانند قطعه ، دو بیتی غزل وآوازه بلند از همه مطلوب تر بوده است. که بعدها به غرب هم راه یافت. نغمه که بر روی گام های معین اجرا می شد، شکل های موزون و ریتمیک داشت که در صورت همراهی ساز ، به دنبال نغمه سرایی با عود ، طنبور، قانون، فلوت(قصبه) ونای ودف وطبل ودهل وسرنا و... صورت گرفته ووزن قطعه شعری و یا نغمه حفظ می شد.

البته قطعات بدون آواز سازی نیز وجود داشته که تنها به عنوان کمکی در ابتدا، میان انتهای نغمات انجام می شده است در موسیقی رزمی ، نظامی که با همراهی نمایش های نظامی (رژه وسان) و به همراهی سازهای پرسر و صدا مثل طبل وسنج وبوق وشیپور . کرنا اجرا می شده است و تعداد موضوعات، نت ها مدت زمان اجراهای نظامی بسته به نظر فرماندهان صاحب دسته ، یا به خواست امیران بوده است.

به هر حال رغم نکوهش شرعی موسیقی عرفا وصوفیان از موسیقی به عنوان وسیله مکاشفه که از طریق حالت وجد وشعف ایجاد می شد یاد کرده اند.دراویش، پیرها، انجمن های اخوت، قواعد ومقررات خاص مراسم آیینی خود را به وسیله ی موسیقی شکل می دادند و تمام موانع ظاهری مربوط اجتماعی وفرهنگی وموسیقی منشاء تاثیر پذیری وجد وسنا وسماع محسوب می شد.ضمن اینکه خاصیت درمان کنندگی روحی وروانی موسیقی تا حدودی مدنظر بوده است. در مجالس صوفیان و دراویش ، تنبور و دوتار، دف، ودایره، جایگاه خاص وخلسه آوری داشت ودر نزد عوام نیز خوانندگان دوره گرد (کوچه بازاری) غنیمتی پر ارج بود.

در زمینه سازهای مورد استفاده و آلات بسیار متنوع موسیقی قدیمی مشکل عمده والبته اختلاط ویا تقریباً تشابه وتعداد سازهای مورد استفاده نزد اعراب وایرانیان بوده است که تفکیک و جدا کردن آنها تقریباً امری مشکل ومحال است.



موسیقی در اسلام:

همان گونه که موسیقی مدرن اروپا به کلی مدیون ومشحون موسیقی اقوام بدوی آفریقایی و ملل سیاه پوست مغرب زمین می باشد، موسیقی موزون وریتمیک و دارای هارمونی نیز مدیون ساخته موسیقی دانان مسلمان بود. در اسلام خواندن قران با صدای خفیف و بدون صوت در نماز تشریع شد و درغیرآن تلاوت آیات قران با آهنگ خوش موسیقی یابی ، همچون الحان عرب، تاکید وتصریح گردید، از این رو تلاوت قرآن با آهنگ دلنشین ، روح بخش حزین، مطابق الحان وکلمات صحیح عربی به عنوان موسیقی اصیل در اسلام مورد تفصیص وتوصیه از طرف رسول اکرم (ص) و امامان معصوم (ع) قرار گرفت.

در صدر اسلام بسیاری از مشرکان واهل کتاب ، تنها با شنیدن موسیقی وآهنگ جانفزای کلام ا...، ایمان آوردند. در روایات فریقین (شیعه و سنی )آمده که پیامبر گرامی فرمودند، همه انبیاء خوش صدا مبعوث شدند.

خوش صدایی حضرت داود یا درباره حضرت سجاد (ع) نقل است که وقتی قرآن می خواندند سقایانی که از آن جا می گذشتند، چنان از صوت دلنشین حضرت لذت می بردند که نه تنها سنگینی بار مشک ها را احساس نمی کردند که گاه از فرط خوشی از هوش وحال می رفتند.

یا پیامبر(ص) سفیرانی که برای دعوت به اسلام می فرستادند همه خوش صدا برای خواندن قران بودند. می توان بعد از قران کریم به خواندن و سردادن اذان،مدایح،قصاید وذکر مصائب که در همان دوران مرسوم گردیده اشاره کرد یا شعر خوانی با فصیح ترین کلام بین اعراب و در بازار عکاظ. در روایتی آمده به نوحه خوشی صدایی فرمودند: همان طور که بلدی بخوان.

اما در این گونه مجالس ، هیچ رسمی خلاف اخلاق و ادب وجود نداشت. اگر تغییر بساط وانقباضی در روح مستمع پدید می آمد. احساسات تحریک می شد، اشک سرازیر می شد وآه وناله بر مصائب شهدای صدر اسلام بلند بود ولی هرگز نهایتاً توام با حرکات بدنی موزون ومضطرب نبود. طبق سفارش نبوی برخی که از فیض محروم ماندند به تباکی واظهار حالت بکاء در می آمدند.وقار،سکون،(آداب سماع) توجه واخلاص را شرط قبولی وکمال عبادت واذکار وادعیه می دانستند، در حالی که در آداب سماع تواجد ریایی در حالات متظاهران به عرفان دیده می شود، لذا بزرگانی چون جنید بغدادی، بسطامی، قشیری و ابن عربی این عمل را ناشایست می خواندند.

از جمله بدعت هایی که در این مراسم سخت مورد طعن و نکوهش بسیاری از عرفای حقیقی واقع شد . استفاده آلات وسازهای موسیقی مانند دف ونی بود که از آن به همراه آوازه سرودهای خود بهره می گرفتند و ناپسندتر این همراه با تلاوت قران به نواختن سازهایی می پرداختند. چنانچه شبیه این کار در رهبانیت مسیحی با خواندن فرامین کتاب مقدس انجام می گرفت و گروهی فریب خورده را به دین تهییج وترغیب می کرد .

قبل از هرچیزی باید بدانیم که سراسر قران کریم ، کوچک ترین اشاره مستقیمی در مورد مخالفت با موسیقی وجود ندارد وحتی دسته ای از علمای اسلامی ، بر این عقیده اند که آن چه در سوره ی 25 قران کریم (الفرقان –آیه اول) آمده است:

«تبارک الذی نزل الفرقان علی عبده لیکون للعامین نذیرا»

«خداوند تمامی آن چیزهایی را که خود دوست دارد به مخلوقات خویش عطا کرده است»

که منظور « خوش صدایی» می باشد.

در آیه ی 18 سوره لقمان آمده ومی فرماید: «واقصد فی مشیک واغصص من صوتک ان انکر الاصوات لصوت الحمیر»

و به خصوص که می فرماید ناپسندترین صدا،صدای الاغ است درحقیقت به شیوه ای غیر مستقیم ، منظور،پسندیده بودن صدای خوش می باشد.

همچنین آیه 31 سوره ای اعراف که فرماید:« قل من حرم زینه الله التی اخرج لعباده والطیب من الرزق قل هی للذین امنوا فی الحیوه الدنیا خالصه یو القیامه کذالک نفصل الایات لقوم یعلمون» به این معنی که:

« ای پیامبر بگو چه کسی آن زیبایی هایی را که خدا برای بندگانش آفریده حرام کرده است. به آنها بگو نعمت های موجود در جهان پاداش ایمان داران است...».

با توجه به این سند و تجزیه وتحلیل آن موسیقی نیز مباح (حلال) شده است. بجز این اسناد، باز در قران کریم در سوره ی نجم آیه 60و61 در مورد (سامدون) بحث شده است که منظور از سامدون کسانی بوده است که در آن روزگاران ترانه و موسیقی را ادا کرده اند.

این نمونه ها تعدادی دیگر از مواردی شبیه اینها در قرآن وجود دارد که کم وبیش به موسیقی و خوش صدایی است و به هیچ نحوی مخالفتی با موسیقی و خوش صدایی را در خود ندارند.

این در حالی است که علمای فقه اسلامی در دوره ی بعد از نزول قرآن و دوران های، بعدی نیز ، در جدال ونزاع آن هستند که آیا شنیدن موسیقی یعنی سماع حلال است یا حرام؟!

به این دلیل است که شرق شناسان نیز درباره معضل موسیقی در اسلام به دو دسته تقسیم می شوند که دسته ای از آنها عقیده دارند حرام شدن شنیدن موسیقی به طور مستقیم در رابطه با شخص حضرت محمد(ص) است دسته ای دیگر این نظر را دارند که علمای اسلام در عهد عباسیان ، خود را در برابر احترام وعلاقه بیش از اندازه مردم به موسیقی یافته اند وجهت محدودکردن چنین مشغولیت بیش از اندازه مردم ، فتوای مخالفت با آن را صادر کرده اند که احتمال دارند این گونه بوده ودر هنگلم نظر وعقیده ی علمای اسلام راجع به موسیقی و ترانه تغییر کرده باشد. زیرا که در کتاب «الاغانی» سده ی دهم میلادی و همچنین به عقیده ی تاریخ نویس سید میر علی ، در صدر اسلام مخالفتی با موسیقی نشده است.

به این دلیل برای بیشتر اطمینان پیدا کردن از نظر اسلام راجع به موسیقی ، نزدیک ترین ودرست ترین راه جهت روشن کردن این موضوع ، پناه بردن به قرآن کریم و احادیث(فرموده های) حضرت محمد(ص) است وهمچنان که قبلاً گفتیم قران کریم هیچ گونه مخالفت ضدیتی با شنیدن موسیقی ندارند به این دلیل بعد از قران کریم به سراغ فرموده های پیامبر (ص) خواهیم رفت که دراین فرمایشات نیز به جزکه روشن ترین منبع برای گفته ها عقاید ونظرگاه های حضرت محمد(ص) راجع به امور اجتماعی همه ی مسلمانان است در همان حال قدرت احکام شرعی رانیز داشته و همپای وحی اند.

به این دلیل است که می توان در لابه لای این فرمایشات،قانونی مدون جهت شنیدن موسیقی وتعیین کرد.

فرمایشاتی از حضرت محمد (ص) را نقل می کنند که به شرح زیراند.

1- خدا هیچ پیامبری را از طرف خویش ، بدون صدای خوش ، برای مردم نفرستاده است.

2- « اوتیت مزما را من مزامیرآل داود» به این معنی که : «به من هم نیمی همچون نی داود بخشیده شده است» (یا به عبارت دیگر این که : من هم صاحب صدای خوش وآهنگی داودی هستم)

_________________
azdeh39
نویسنده : سعدی : ۳:۱۳ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٩ دی ۱۳۸٦
Comments نظرات () لینک دائم

مرجعنامه موسیقی

جنبه های درمانی موسیقی
تمامی صداها، چه صدای یک ساز وچه صدای برخورد دو شیء، هم به صورت امواج ،نوساناتی را منتقل می کنند.تعداد این ارتعاشات متغیرهستند.و کیفیت خاصی را به هر صدا می دهند. از جمله این متغیرها می توان به سرعت بسامد (تعداد امواج در ثانیه) و شدت (بلندی صدا) اشاره کرد.
گیرنده حساس صدا در بدن انسان گوش است. پوست، استخوانها، اعصاب ومایع درون گوش به جمع آوری امواج صوتی و ارسال تکانه ها به مغز کمک می کنند. مغزبه این تکانه ها پاسخ داده ودستوراتی برای کنترل کار قلب، تنفس وکارهای دیگر صادر می کند.
در بدن ما ضربان های بسیاری وجود دارد مشهورترین آن ، ضربان قلب و ضربان تنفسی است. این ضربان ها اهمیت زیادی دارند ما انسانها موجوداتی آهنگین و ریتمیک هستیم واز این رو با آهنگ هایی که می شنویم هماهنگ می شویم.
ضربان قلب وچرخه تنفسی هم با آهنگ هماهنگ می شوند ودر نهایت امواج مغزی ما نیز باریتمی که می شنویم هماهنگ خواهند شد. میزان ضربان معمولی قلب در هر دقیقه، معیار خوبی برای انتخاب موسیقی جهت یافتن آرامش است. اصوات بر تنفس ، فشار خون وکشش ماهیچه ای تاثیر دارند وشاید باعث ترشح ضد دردهای طبیعی بدن(آندروفین ها) شوند.
بنا به نظر آوا درمانگران، با ایجاد ارتعاشات وامواج صوتی خاصی می توان ترشحات غدد درون ریز وچرخه های انرژی مرتبط با آنها را تحریک و کنترل نمود.
قسمت های مختلف بدن با فرکانس های خاص تحریک و مرتعش می شوند که هماهنگ با گام های موسیقی است، مانند موسیقی آرام هنگام صرف غذا کمک به گوارش و دستگاه های گوارشی مرتبط است. یا وقتی تنش، بیماری یا عوامل دیگر، می تواند عاملی مختل کننده در کارکرد وفعالیت غدد باشند که غدد درون ریز مرتبط کم یا زیاد می شود که پیامد آن اختلال در کارکرد سطح فیزیولوژیکی و ایجاد حالات مختلف روانی است.


کارکردهای موسیقی
از نظر اجتماعی و مسائل جامعه شناسی موسیقی دارای کارکردهای فردی واجتماعی حساسی است زیرا هر احساسی در درون خود یک نوع خاص از اثرات موسیقی را دارد(ترس، غم، حسادت، غرور، شادی، خجالت و...) یعنی شدت وحدت هر حسی بوجود آورنده نوعی موسیقی یا ریتم وملودی است که عکس العمل هایی مانند تغییر در ارتعاش صدا وصوت،حرکات وعضلات، تغییر رنگ چهره زمان ترس وخشم، تپش قلب، گریه و ... که هر کدام یا ریشه بیولوژیکی دارند یا ریشه اجتماعی، که ساخت بیولوژیکی در پی تحریک سیستم اعصاب (سمپاتیک وپاراسمپاتیک ) رابطه محرک، پاسخ در کنترل وبروز احساسات وکنش ها و... ومسائل اجتماعی ، خواست ها ونیازهای انسان هاست.( لالایی مادر، ایجاد آرامش در کودک گریان)
افلاطون: روح انسان از راه موسیقی، تناسب و هماهنگی را یاد می گیرد (حتی استعداد پذیرایی عدالت) زیرا نظم به سهولت به اعماق روح راه پیدا می کند ودر حرکت وجنبش خود لطف وظرافت را همراه آورده و نفوس لطیف را ایجاد می کند.
موسیقی خلق را نرم و در نتیجه در سیاست اجتماع موثر است، یعنی از راه موسیقی می توان حتی نظام حکومتی را تغییرداد.
داروین: صداها در حیوانات در درجه اول به منظور خطاب ، جذب وتهییج جنس مخالف بوده ودر انسان ها نیز به هنگام بروز حسادت ، رقابت، پیروزی، وتمایلات و...
داروین نتیجه می گیرد که حالا می توانیم بفهمیم که چرا موسیقی ، رقص، آواز وشعر از هنرهای بسیار قدیمی هستند.
گارنی: موسیقی می تواند انواع احساس ها را در حالات مختلف در انسان بوجود آورد، و مایه آرامش روحی است.
هانسلیک: موسیقی بوجود آورنده وتحریک کننده احساسات است (مانند تریاک،
سیگار، مشروب و...) و یا برای فرار از احساساتی مورد استفاده قرار می گیرد. به طوری که این تهییج احساسات ازطریق موسیقی عموماً دارای اهمیت استیتیک ( زیبا شناسانه نیست.(significant aesthetic)
موسیقی همچون هنرهای دیگر با احساس (حواس وخصلت های بشری) در ارتباط مستقیم است. هر چند مهمترین حس از حواس انسان برای درک موسیقی ، همان شنوایی است و از دیدگاه یک اجرا کننده موسیقی ،حس بینایی نیز در کنار شنوایی نقش تقریباً یکسانی ایفا می کند(نت) در این میان قوای ذهنی نیز دائم به پردازش اطلاعات ( ورودی وخروجی) می پردازد، پس سه عامل بینایی ، شنوایی، ذهنی مهمترین اثر را در حاصل کار یک هنرمند موسیقی نواز دارد.
در این میان دیدن نت های موسیقی با شیوه صحیح به معنای ایجاد امکان وجود تصاویر، الگوهای گوناگون ریتم ووضعیت های متنوع اصوات آن (فواصل) در مغز و در نهایت سپردن آگاهانه آنها به محفوظات (حافظه) است.
تمرین ممارست در راه شناخت ریتم وفواصل موسیقایی وامکان اجرای فی البداهه این عوامل در کنار هم واختلاط آنها می تواند، در ذهن یک مجری خوب، به صورت بسیار مطلوبی جای بگیرد. بنابر این روش بداهه خوانی نت ها از طریق دیدن ، پردازش نت های دیده شده وشناخت آگاهانه ای که در ذهن مجری نسبت به قطعیت و اعتماد به ایده ها و پردازش اطلاعات پدید آمده، راه را برای درک شنوایی بهتر مهیا می کند.با این روال امکان فعالیت ذهنی (بداهه پردازی) مامرهون پشتکار به هنگام تمرینات از راه بینایی، درک بهتر شنوایی وتمرینات لازمه ذهنی است. هنر برای بتهودن رب النواعی بود تا با آن رقت قلب وخشنودی هایش را ابراز دارد. تا آن با حمایت خود انجام دهد. پناهگاهی در هنگام ناامیدهایش بود تنها عامل بازدارنده ی وی از قطع رشته ی حیاتش بوده است. تنها همدم و شریک تنهایی هایش (ناشی از ناشنوایی) و بزرگترین مفهوم هستی وطبیعت برایش بود. هنر، زندگی پر از رنج وتعب بتهوون را شیرین وسرشار از شادی ها می کرد برای او موسیقی تنها جلوه آکنده از زیبایی های یک هنر نیست، بلکه جذبه ای به مانند مذهب است او خود را پیام آورو یک ناجی می دانست.
به راه خود به سوی بهشت هنر ادامه دهید، در آن جا بی هیچ عدالتی مواجه خواهید شد. بهترین شادی ها در آنجا در انتظار است، به پیش برو، هنر را بطور مجزا تجربه نکن بلکه سعی کن تا با قلبت در آن رسوخ کنی . (بتهوون)
شو پهناور: موسیقی همواره ارضای کامل آرزوهای ما را سبب می شود و قلب ما را نوازش وتسخیر می کند (البته هرگز آرامش کامل فکری نخواهیم داشت) یعنی نوعی آرام بخش و مسکن موقتی است.
حتی در شیر دهی پستانداران از جمله گاو وگوسفند فوق العاده موثر است در رشد گیاهان اثر بخشی قابل ملاحظه ای دارد ، و...
زیمل: موسیقی محصول روابط اجتماعی و عامل ارتباطی در حفظ وبرقراری روابط اجتماعی وساختار دادن به آن وهمچنین در تغییر ساختار موثر است.
مولانا:
آن شنیدستی که عهد عمر بود چنگی مطربی با کروفر
بلبل از آواز او بی خود شدی یک طرب ز آواز خویش صد شدی
مجلس و مجمع دمش آراستی وز نوای او قیامت خاستی
همچو اسرافیل که آوازش به فن مردگان را جان در آرد در بدن
مطربی گزوی جهان شد پر طرب رسته ز آوازش خیالات عجب
چون بر آمد روزگار و پیر شد با از جانش از عجز پشه گیر شد
مدرسان موسیقی بر این باورند که فراگیری موسیقی اثر مثبتی در پیشرفت دانش آموزان دارد ، آنها معتقدند که شرکت در کلاس های موسیقی باعث پیشرفت در انضباط ، تیز هوشی ، عزت نفس ، مهارت های فکری ، مهارت های شنیداری و توانایی های سازنده افراد می شود . طبق تحقیقات انجام شده موسیقی اثرات تعلیم و تر بیتی فراوانی دارد و جنبه های آموزشی آن خیلی بیشتر از کلاس های فوق برنامه دیگر است .
در یک پژوهش با چهار گروه مصاحبه انجام شد . این گروه ها شامل :
1- والدینی که فرزندانشان در گروه های موسیقی شرکت نداشتند.
2- والدینی که فرزاندانشان از این گروه ها بیرون آمده بودند.
3- دانش آموزنی که درگروه های موسیقی نبودند.
4- دانش آموزانی که دیگر در گروه های موسیقی دیگر شرکت نداشتند.
در این مصاحبه هر چهار گروه اعلام کرده ند که شرکت در گروه های موسیقی باعث افزایش اعتماد به نفس ، عزت نفس و موفقیت می شود . شواهد دیگر این مطلب بیانگرآن است که موسیقی برای تمام افراد مفید است صدا و موسیقی روح را جلا می دهد و با شیوه ی بر خورد انسان با زندگی و دیگر موجودات زنده تاثیر مستقیم دارد ( رشد گیاهان – تولید عسل زنبوران).
پژوهش انجام شده نشان می دهد که دانش آموزان فعال در زمینه موسیقی بیشتر از سایردانش آموزان امتیازکسب می کنند و قادر به کسب صفات ومهارت های خوب هستند .
مدیر سابق بخش پذیرش دانشگاه استنفورد اعلام کرد : تمام تلاش ما جذب دانش آموزانی است که در سنفونی و ارکسترهای و گروه های کر و دسته جمعی فعالیت دارند . شرکت دانش آموزان در این گونه برنامه ها او فعالیت ها بیانگر توانایی آنهاست و نشان می دهد که قادرند وقت خود را برای یادگیری موارد دیگر تنظیم کنند ( اینترت ژوئیه 2002).
موسیقی تاثیر مثبتی در خواندن دارد به طوری که در تحقیقی در نیویورک، زمانی که موسیقی و هنر در برنامه درسی جای گرفت نمرات دانش آموزان به طور چشم گیری بهبود یافت. موسیقی باعث توانایی های فراگیران در خواندن، گوش دادن، حدس زدن، تربیت حافظه، به خاطر آوردن وتکنیک های تمرکز وسریع خوانی می شود(اینترنت ژوئیه 2002).
کوفلر، اذعان می دارد که با موسیقی می توان قوه درک وشناخت دانش آموزان (حتی ساختار فکری) را در درس خواندن افزایش داد. دانش آموزان آشنا به موسیقی نسبت به دانش آموزان دیگر در درس ریاضی نمرات بالاتری کسب می کنند. تحقیقاتی که در مدارس نیومکزیکو انجام شد، این نتیجه به دست آمد که دانش آموزان فعال درزمینه موسیقی نمرات بسیار بالاتری نسبت به دانش آموزان دیگر می گیرند. یک مدرس موسیقی :که موسیقی باعث می شود دانش آموزان فرمول های ریاضی را بسیار ساده تر بیاموزند.
طبق تحقیقی در بین مدرسان یک مرکز آموزشی درایران مدرسین موفق در تدریس آنهایی بودند که در دوره جوانی و قبل از تدریس وحتی حین تدریس دستی در موسیقی داشتند یا به نوعی با آهنگ وریتم آشنایی داشتند.از جمله ، 2 تن قاری قرآن وحافظ قرآن ، نوازنده نی وپیانو وفلوت بودند (ایران1381).
نتایج مطالعات انجمن تحقیقاتی در نروژ، نشان داده است. دانش آموزانی که در محیط های مو سیقی قرار می گیرند به تمرکز بالایی دست می یابند ودر انجام فعالیت های خود به خصوص در آینده موفق ترند.(عده ای از معلمین و مدیران مراکز، پزشکان) همچنین موسیقی خود باوری ونگرش مثبت در فرد ایجاد می کند که این خود باوری حتی باعث تمرکز در یادگیری دروس دانشگاهی در بین دانشجویان می شود.( گروه تواشیح در ایران81)
از طریق ، اجرای فعالیت های گروهی در سطح دبیرستان ها، دانش آموزان یاد می گیرند که چگونه یکدیگر را حمایت کنند. واین مساله از اهمیت بالایی در ایجاد اعتماد به نفس برخوردار است.
طی پژوهش های مختلف ، می توان تاثیر موسیقی وکارکرد آن را چنین بیان کرد:
1- موسیقی نگرش مثبت در افراد ایجاد می کند.
2- فرد به یک درک مثبت از خود می رسد.
3- باعث تمایل به انجام کارها به طور دقیق ودرست می شود.
4- حس همکاری فرد را بالا می بردو باعث موفقیت در کارها و مشاغل می شود.
5- باعث ایجاد همبستگی در فعالیت های از پیش طرح ریزی شده بالا می شود.
دکتر ویلسون استادیار دانشگاه اعصاب وروان در کالیفرنیا طی مطالعاتی به این نتیجه رسیده است که موسیقی باعث افزایش تمرکز وحافظه شده ودیدن وشنیدن را تقویت می کند.
در سال 1989 در انجمن مربیان موسیقی کالیفرنیا، دکتر ویلسون اظهار داشت که افراد فعال در زمینه موسیقی در فعالیتهای فیزیکی خود پر تحرک تر ظاهر می شوند. تحقیقات وی نشان داده که این گونه افراد قادرند.سریع تر از افراد دیگر جایگاه خود را در اجتماع بیابند. وی هم چنین اظهار می دارد که موسیقی فعال شدن هر چه بیشتر نیم کره های مغز می شود.مطالعات وی از اهمیت بالایی برخوردار است. زیرا این تصور را به دنبال دارد که لازمه پیشرفت مغزی، فعالیت در زمینه های هنری است.
مطالعات دیگر نشان می دهد که فعالیت در زمینه موسیقی، ضریب هوشی را بالا می برد.
یک پژوهشگر در این زمینه می گوید: اگر فردی درباره موسیقی صحبت می کند، در واقع از سمت چپ مغز خود استفاده کرده است، ما زمانی که در زمینه فعالیت می کنیم (نواختن) از نیم کره راست خود،به اعتقاد او، موسیقی مستقل از هوش است. فرمی از شناخت که از طریق آن فرد می تواند به طور مستقیم تا درون خود ارتباط برقرار کند. وی همچنین می گوید، یک انسان کامل باید توانایی دسترسی به هر دو نیم کره مغز را به طور یکسان داشته باشد که این امکان تنها از طریق فعالیت های سازنده مانند موسیقی حاصل می شود. شرکت در موسیقی وگروه های جمعی باعث می شود، دو نیم کره مغز با یکدیگر برقرار سازند.(اینترنت 2002)
ترویج فرهنگ استفاده از هنر موسیقی نقش مهمی در پیشرفت دانش آموزان در سیستم آموزشی دارد.

_________________
azdeh39
نویسنده : سعدی : ۳:۱۳ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٩ دی ۱۳۸٦
Comments نظرات () لینک دائم

در امدی بر سبک های نی نوازی در دور

در آمدی بر سبک های نی نوازی در دوره معاصر:

امروزه و در دوره ای که ما زندگی میکنیم از میان سازها و نوازنده ها میتوان گفت که فقط ساز پر رمز و راز نی است که توانسته علارغم وجود همه مشکلات و نارسایی ها به راه خود در جهت انتقال این امانت به ایندگان این موسیقی اصیل ادامه دهد. هم اینک در کشور و خارج از کشور اساتید بسیار ارزنده ای در رشته نی نوازی وجود دارند که اتفاقا اثرات ماندگاری را نیز خلق کرده اند.و در این میان یک استاد ارشد وجود دارد که جامعه موسیقی باید خواسته یا نا خواسته و پنهان یا پیدا در مقابل زحمات ایشان سر تعظیم فرود اورند کسی که به تنهایی بار انتقال این هنر را از نسلی دور به نسل حاضر را به دوش کشیده است کسی که این امانت را از سینه استاد خویش گرفته و به رسم امانت ان را به نسل بعد از خود انتقال داده است و او کسی نیست جز استاد مسلم نی ایران مولانا حسن کسایی.در این قسمت تلاش وبلاگ ماهوریان بر ان است تا اجمالا به معرفی اساتید معاصر نی بپردازد.
عنقریب است که از ما اثری باقی نیست


شیشه بشکسته و می ریخته و ساقی نیست




استاد ارشد حسن کسایی:



به راستی اگر استاد جلیل شهناز را خداوندگار تار می نامند , استاد سید حسن کسایی نابغه نی نوازی ایران را باید خداوندگار نی نامید. استاد حسن کسایی در 20 مهر 1307 در خاندان تاجر پیشه کسایی زاده شد.
پدرش سید جواد از افراد متمکن اصفهان بود و با موسیقی انس و الفتی داشت و با هنرمندان ان زمان اصفهان رفت و امد و حشر و نشری عمیق داشت از جمله : سید حسین طاهر زاده, استاد تاج اصفهانی,اکبر خان نوروزی,غلام حسین سارنج, و خاندان بزرگ شهناز.از هنرمندانی بودند که با خانواده کسایی رفت و امد داشتند.
حسن کسایی به توصیه پدرش به محضر استاد مهدی نوایی راه یافت.لازم به ذکر است که نامدار ترین نی نواز ایران در ان زمان نایب اسد اله اصفهانی بودکه حسن کسایی نتوانست از محضر او سود ببرد و نزد شاگرد ایشان به نام مهدی نوایی تلمذ نمود مهدی نوایی نیز از تنها شاگردان نایب بود. وقتی حسین یاوری بهمحضر نایب رسید نایب که در دوران پیری بود یاوری را به شاگرد ارشد خود مهدی نوایی سپرد و بدین ترتیب و به قول خود استاد کسایی یاوری شاگرد دوران شباب و جوانی مهدی نوایی بود و حسن کسایی شاگرد دوران کهولت مهدی نوایی .
پس از فوت حسین یاوری تنها حسن کسایی باقی ماند که باید بار سنگین مکتب موسیقی اصفهان را به دوش میکشید. و به ایندگان انتقال می داد. حسن کسایی پس از دوران کوتاهی که شاگرد مهدی نوایی بود توانست با قریحه بی نظیر خود تحولی عمیق در ساز نی و نی نوازی ایجاد کند و مانند تهرانی در تمپک و عبادی در سه تار نام خود را در تاریخ موسیقی ایران به ثبت رساند.استاد کسایی در همان دوران جوانی به رادیو راه یافت سپس در دوره ای در محضر استاد ابولحسن خان صبا حاضر شد و سالها کسب فیض نمود و به توصیه استاد صبابه عنوان تکنواز نی در برنامه گلها به هنر نمایی پرداخت و سالها یکی از بهترین نوازندگان برنامه گلها بود.
همچنین ایشان با همکاری بزرگان مکتب اصفهان مرحوم تاج اصفهانی, استاد جلیل شهناز, که از هر دوی اینها با عنوان استاد خود یاد میکند اثار بی بدیلی را خلق کرد .
استاد کسایی در ان دوران چنان به زیبایی دستگاه ها و ردیف های موسیقی را در ساز نی میگنجاند که همه موسیقیدانان وقت را به تشویق وا میداشت و در دادن جواب اوازها جزء بهترین ها بود.
و بعد ها با عنوان استادی با شمع وجود خویش داشته هایش را به شاگردانش انتقال میداد.


در عالم نی مشعلی افروخته ام با شمع وجود خویشتن سوخته ام
پروانه ام و سوختن پروا , نه این خود سوزی ز شمع اموخته ام



ویژگی های نوازندگی استاد کسایی:


از ویژگی های نی نوازی استاد کسایی میتوان به صدای بی نظیر ساز او و سنوریته عالی اشاره کرد.همچنین می توان به اجرای استاکاتو ها و پاساژ های عالی که از شگرد های استاد است و واریاسیون های عالیو جمله بندی های موزون و گوش نواز و جواب اواز های بی بدیل در نیم پرده ها و ربع پرده ها اشاره کرد.
استاد کسایی اثار ماندگاری را خلق نموده است از جمله : البوم ازکران زنده رود در ۶ کاست, و البوم پس از سکوت در ۳ کاست , و اثر نی و عود از ایشان به نسل های اینده به یادگار مانده است.
استاد کسایی همچنین مهارت خاصی در سه تار نوازی دارد که ان را از خاندان شهناز و همچنین استاد کامل ابولحسن خان صبا به یادگار دارد. و مخصوصا تبحر ایشان در در اواز ها و تحریر های مکاتب مختلف به خصوص مکتب غنی اصفهان که نشان دهنده ارادت استاد کسایی به مرحوم سید عبدالرحیم اصفهانیو سید حسین طاهر زاده است.
استاد کسایی هم اینک دوران بازنشستگی و کهولت خود را در سرزمین محبوبش اصفهان میگذراند. عمرش طولانی
{ هنرمند واقعی یک عاشق است و همه عمر به عشق

خود مشغول است با قناعت و تنگدستی تمام عمر در

زاویه می نشیند و به دور از جنجال زندگی میکند و در

عوالم دیگری سیر مینماید از جان شیرین میکاهد و بر

معرفت دیگران می افزاید}

_________________
azdeh39
نویسنده : سعدی : ۳:۱٢ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٩ دی ۱۳۸٦
Comments نظرات () لینک دائم

پیشینه ی هنر موسیقی در ایران باستان

موسیقی یکی از فرازهای شهریگری(تمدن) ساسانی به شمار آمده و داده های موجود نمایانگر رواج و گستردگی آن در میان مَهان و همچنین توده های مردم است. در پیرامون والایی جایگاه هنر موسیقی در زمان ساسانیان همین بس که, اردشیر یکم همه ی کسانی که کارشان به گونه ای به موسیقی پیوند داشت را در یک طبقه ی ویژه جای داده و این سامانه(سیستم) در زمان شاهان دیگر نیز کمابیش پاسداری شده است.

مانی پیامبر ایرانی, «پایه و جایگاه آواز را بسیار بلند می شمرد و با کوشش فراوان موسیقی دینی را در آیین خود رواج و گسترش داد»(تاریخ ادبیات, ریپکا, ص 94) و مزدک موسیقی را به عنوان یکی از نیروهای مینوی شناخته, رامشگر(سرپرست موسیقی) را یکی از چهار بزرگان و نزدیکان اَرجدار پادشاه –در کنار موبدان موبد, هیربدان و اران سپهبد- جای داده بود.(تمدن ایرانی, ص 211)


رساله ی پهلوی خسرو کواتان وردیک(خسرو پسر کواد و غلام) که به ریختاری داستانی پرداخته شده است, نشان می دهد که موسیقی یکی از دلبستگی های انوشیروان بوده است.



هرودوت و گزنفون از وجود موسیقی دینی و جنگی در میان هخامنشیان گزارش هایی می دهند.(تاریخ اجتماعی ایران, راوند, ج1, ص 761) پس از گزارشهایی که از بن مایه های کلاسیک یونانی درباره ی موسیقی در دست داریم, به سراغ شاهنامه ی فردوسی می توان رفت که در آن به خُنیا(موسیقی) و ابزار خُنیا و رامش اشاراتی شده است. برای نمونه می توان از دو داستان در پیرامون زندگانی بهرام گور یاد نمود که با بررسی آنها می توان پی برد که روستاییان و توده ی مردم نیز با موسیقی و ابزارهای شادی آور و رامش آشنا بوده اند. در داستان نخست -که با زیرعنوان «داستان بهرام گور با چهار خواهران»- پرداخته شده, بهرام به هنگام بازگشت از شکار, شامگاهان آتشی را از دور می بیند و اسب بدان سو می راند و پس از رسیدن، شماری را در جلوی آسیای ِ کنار روستا می بیند که جشنی آراسته و چهار دختر به پایکوبی سرگرم هستند:






همه ماه روی و همه جعد موی**همه چرب گوی و همه مشک بوی


به نزدیک پیش در آسیا***به رامش کشیده نخی بر گیا



به تماشا می ایستد تا پیرمرد آسیابان به پیشگاه او آمده و می گوید: اینها دختران من هستند که به این سن رسیده اند و به شُوند(دلیل) تنگدستی, شویی پیدا نکرده اند و بهرام هر چهار دختر را به همسری می پذیرد.(شاهنامه, ژول مول, ج5, ص 98-265) در داستان پسین –که عنوانش«رفتن بهرام گور به نخچیر و خواستن دختران برزین دهگان» است- می خوانیم که بهرام گور به دنبال بازشکاری خود, در کنار روستایی به باغی می رسد:


زمینش به دیبا بیاراسته***همه باغ پر بنده و خواسته


سه دختر براو برنشسته چو عاج***به سر برنهاده زپیروزه تاج







سپس آشکار می گردد که باغ داراک(اموال) دهگان پُرمایه ای به نام برزین است. برزین به پیشگاه پادشاه آمده و به یاری دخترانش بزمی شاهانه می آراید و دختران خود را چنیین میشناساند:




یکی چامه گوی و دگر چنگ زن *** سوم پای کوبد شکن بر شکن


و بهرام در پایان این سه دختر دهگان توانگر را نیز به همسری برمی گزیند.

(همان, ص 14-309)






از بازگویی های موجود در بن مایه های تازی و پارسی چنین برمی آید که بهرام گور برای آنکه مردم از رامشگر بی بهره نباشند چندین هزار تن – از 400 تا 12 هزار در بن مایه های گوناگون- رامشگر از هند به ایران آورده است. حمزه ی اصفهانی این پُرسمان را چنین بازگو می نماید:



«بهرام گور فرمان داد که مردمان نیمی از روز را کار کنند و نیم دیگر را به آسایش و خوردن و خوش گذرانی بپردازند و بی خُنیاگران و کولیان شراب ننوشند. بدین سان خُنیاگران گران ارجدار شدند و مُزد هر دستی از آنان به سد درهم رسید. بهرام روزی گروهی از مردم را دید که خوش گذرانی نمی کردند. گفت: مگر من شما را از پرهیز ِ خوشدلی و پایکوبی بازنداشتم؟ آن مردم در پیش او به خاک افتاده و گفتند: رامشگران خواستیم به زیاده از سد درهم, ولی نیافتیم. فرمان داد تا دوات و خامه(قلم) و صحیفه آوردند و به پادشاه هند نامه نوشت و از وی رامشگران و خُنیاگران خواست. وی دوازده هزار تن فرستاد. بهرام آنان را به شهرها و پیرامون کشور خود بپراکند, و شمار آنان به تناسل بیشتر شد که گروهی اندک از فرزندان ایشان هم اکنون برجای مانده اند و آنان را زط خوانند»(تاریخ پیامبران و شاهان, ص 3-52)




فردوسی در این باره می گوید که, بهرام هر کدام از ایشان را گندم و گاو و خر داد تا کشاورزی کنند و توده ی مردم را رایگان رامشگری کنند. ولی آنان که اهل کار برزیگری نبودند, گندم و گاو را خوردند و تنها خر برایشان ماند و بهرام چون چنین دید, گفت که باروبنه بر خر نهید و رود و بربط برگیرید و دوره گردی کنید و خوش باشید و توده ی مردم را نیز خوشدل نمایید. این تیره در شاهنامه و چند بن مایه ی دیگر لولی یا لوری نامیده شده اند و نیای مردمی بشمار می آیند که امروزه با نام کولی/لولی/چینگانه/قره چی/ غربال بند/ قرشمال و ... در ایران و سراسر جهان پراکنده اند.(نک: کولی و زندگی او, یحی ذکا; لولیان, زرین کوب, نهشرقی نه غربی, انسانی ص 82-474; زط=جات=کولی, احمد محیط طباطبایی, مجله ی آینده ی فروردین, خرداد 1366; واژه نامه ی دهخدا, ماده های لوری, لولی, کولی)









پادشاهی خسروپرویز دوره ی زرین هنر موسیقی و موسیقی دانان و رامشگران ایرانی بشمار می آید. نگاره هایی که از زمان خسروپرویز برجای مانده همواره رامشگران و خُنیاگران را در کنار و همدم پادشاه نشان می دهند. سنگ نگاره های تاق بستان گروه هایی از زنان نوازنده سرگرم به نوازندگی را در بزم های شکار شاهانه به نمایش می گذارد. چندین ظرف سیمین زمان ساسانی نیز دارای نگاره هایی از رامشگران زن و مرد هستند.



نوازندگان و خوانندگان بخشی از هنرمندان بودند که در پهلوی پارتی: گوسان و در پهلوی ساسانی و فارسی میانه: خُنیاگر می نامیدند. این هنرمندان که بیشتر به هنرهای نوازندگی, خوانندگی, ترانه سرایی, ترانه خوانی, و گاسَم(احتمالا) داستان پرازی و داستان گویی آراسته بودند, بیشتر برای مردم هنرنمایی می کردند و برخی از ایشان که دارای استعداد و چیره دستی بیشتری بودند, به دربار راه می یافتند و نام آور می شدند(گوسان: معرب آن جوسان و جواسنه است, نک: مقاله ی احمد تفضلی مندرج در مجله ی راهنمای کتاب, سال11, شماره ی 7)



نام شماری از موسیقی دانان و خُنیاگران پُرآوازه ی دوره ی ساسانی چون سرکش, باربد, نکیسا, رامتین, سرکب و... از طریق بازگویی های گفتاری و دهان به دهان, به افسانه ها و استوره ها و بن مایه های تاریخی راه یافته و به روزگار ما رسیده است. در این میان باربد براستی نام آورترین همه ی آنهاست. بازگویی های موجود او را استاد همگی موسیقی دانان دوران خود بازمیشناساند و گفته اند که سخن او «برای استادان فند(فن), قانون بی چون و چرا به شمار می رفته است و دیگران همه خوشه چین خرمن او بودند»(ایران در زمان ساسانیان, ص 507)




نوآوری و اختراع دستگاه های موسیقی ایرانی را به وی پیوند داده و آهنگ هایی چون 7 خسروانی, 30 لحن و 360 دستان – با چیدمان(ترتیب) روزهای هفته(7), ماه(30) و سال(360)- را از ساخته های او برمی شمارند. همگی این آهنگ ها گویا به مناسبت های گوناگون و برای اجرا در نشست ها و بزم های خسروپرویز ساخته و پرداخته شده بوده اند و از این روست که آنان را خسروانیات نیز نامیده اند. می توان گمان برد که این آهنگ های شگفت منتسب به باربد, پیش از او نیز وجود داشته اند و او آنها را به ریختی فراگیر و بی کاستی درآورده است. نظامی گنجوی در فصل هفتم«صفت باربد مطرب» داستان خسرو و شیرین نام 29 لحن از سی لحن باربد را –هر یک را در بیتی- آورده است.(خسرو و شیرین, ثروتیان, 42-339) نظامی یکی از بزم های خسروپرویز -که شیرین نیز در آن بوده- را به ریخت چامه درآورده است که در آن باربد و نکیسا غوغا کرده اند. این چامه براستی یکی از فرازها و هنرمندانه ترین بخش های داستان پرداز گنجه و اران است.(خسرو و شیرین, ثروتیان, ص 42-339)



داستان های فراوان پیرامون هنر باربد و دیگر موسیقی دانان و هنرمندان بر سر زبانها بوده است که برای نمونه همچشمی و رقابت میان باربد و سرکش به دست فردوسی و ثعالبی رسیده و برای ما به یادگار مانده است. داستان چنین است:



سرکش رامشگر، سرپرست نوازندگان و خوانندگان دربار خسروپرویز بود. باربد خُنیاگر برای راه یابی به دربار, به پایتخت آمد, ولی سرکش پس از آگاهی یافتن از داستان او, برای نگه داشتن جایگاه خود سالاربار را با رشوه خرسند کرد تا او را به دربار راه ندهند. باربد که از راه یابی به دربار نومید گشته بود, با باغبان باغی که خسرو دو هفته از نوروز را در آن می گذراند, همدستی کرده و روزی که خسرو در باغ بود با جامه و بربط و رود سبز درون درخت سروی در نزدیکی جشنگاه شاه پنهان شد و غروبگاه هنگامی که پرویز سری گرم از باده داشت, در نهانگاه خود دستان نغزی که «دادآفرید» خوانده می شد زد. سرکش با شنیدن آن بیهوش شد و شاه و دیگر همراهان به هوش گشتند, ولی هر چه جُستند از او نشانی نیافتند. پس از آن و در هنگامی که جام دیگر به دست پرویز داده شد, باربد رود را دگرگون بیاراست و سرودی به نام «پیکار» برآورد. این بار نیز هر چه گشتند کسی را نیافتند.بار دیگر و در زمانی درخور آهنگی با نام «سبز بر سبز» ساز کرد و نواخت و سرانجام با خواهش خسرو به بیرون خرامیده و به پیش پادشاه رفت و داستان خود را بازگفت. سپس باربد را شاه رامشگران و نامداری از مهتران شد...

جایگاه باربد در دربار آنچنان والا شد که شیرین -سوگلی خسروپرویز- باربد را به میانجگری با شاه می فرستاد. در داستانها از میانجگری باربد سخنهای فراوان رفته است. برای نمونه زمانی که شبدیز -اسب دوست داشتنی و بی همتای خسروپرویز- می میرد, درباریان که از پیامدهای شوم رساندن این آگاهی ناخوشایند به شاه ِ سخت گیر بیمناک بودند, دست به دامان باربد شدند و او با ساختن سرود زیرکانه ای خسروپرویز را به جایی و حالی رساند که خود ناخواسته بر زبان آورد: گویی که شبدیز مرده است!




به نوشته ی ثعالبی باربد به دست سرکش رقیب خود مسموم می گردد و خسروپرویز پس از آگاهی از این ماجرا به سرکش می گوید: من خُرسند بودم که ساز باربد را پس از آواز تو گوش کنم و پس از آواز او ساز تو را بشنوم. هم اکنون چون تونیمی از شادی مرا از بین برده ای, شایسته ی مرگی. سرکش نیز در پاسخ می گوید: درست است که من نیمی از شادی تو را از میان برده ام ولی تو با این کار نیم برجای مانده را نیز از میان خواهی برد. ولی فردوسی روایت دیگری دارد و گوشزد می کند که پس از براندازی خسروپرویز و در بند شدن او باربد خود را در زندان به خسرو می رساند و آوازی مویه وار بر او می خواند و از سر وفاداری قول می دهد که پس از آن برکسی رود ننوازد و برای دل استواری پادشاه:






ببرید هر چهار انگشت خویش***بریده همی داشت در مشت خویش





چو در خانه شد آتشی برفروخت***همه آلت خویش یکسر بسوخت


(شاهنامه, ژول مول, ج7, 96-194)





افزار و آلات موسیقی فراوانی از رزمی و بزمی در این دوره رایج بوده و برخی از آنها همچنان برجای مانده و از میان نرفته اند. از این دسته می توان از افزاری چون تبیره/کوس/سنگ(سنج)/پرپت(بربط)/تنبور/نای/سورنای/چنگ/چغانه/رود/دف و .. نام برد.



از الحان موسیقی دوره ی ساسانی هم نویسندگان سده های اسلامی نام برده اند. نام نزدیک به 150 لحن و آهنگ امروزه برجای مانده است که از آن دسته می توان, تخت تاقدیس/گنج بادآورد/نوروز بزرگ/سازنوروز/باد نوروز/خون سیاوش/کین ایرج/ شبدیز و... را نام برد.(تاریخ تمدن ایران ساسانی, ص 4-13) باید بیاد داشته باشیم که موسیقی شرقی بی اندازه محافظه کار است و اگر به موسیقی ایرانی که هنوز هناییده ی(تحت تاثیر) موسیقی اروپایی قرار نگرفته گوش فرا دهیم, می توان گمان برد که موسیقی در زمان خسرو دوم –آغاز سده ی هفتم میلادی- چه بوده است.(ایران در زمان ساسانیان, ص205)




+بازشناسی جشن پوریم(کشتار ایرانیان بدست یهودیان) دروغ بزرگ

+در پیرامون سفره ی جشن مهرگان


*کورش محسنی

_________________
azdeh39
نویسنده : سعدی : ۱۱:۳۸ ‎ب.ظ ; جمعه ٢۱ دی ۱۳۸٦
Comments نظرات () لینک دائم

سفالگری در ایران

فلات ایران با تنوع اقلیمی خود باحتمال زیاد یکی از مهمترین خاستگاههای اصلی پیدایش و گسترش صنعت سفالگری در آسیای غربی می باشد. روند رو به رشد سفالگری در طول هزاران سال، در هیچ منطقه ای از آسیای غربی مثل ایران نبوده است. نقاط عطف این روند بدون تردید در پیدایش سفال در حدود هزاره هشتم پ.م در منطقه زاگرس مرکزی و پیدایش چرخ سفالگری و تعامل کوره های سفال پزی در هزاره چهارم پ.م نمود پیدا کرده است.

سفال (سفالینه). این اصطلاح، بنابر تعریف لغتنامه‌ها عموما به معنی اشیا ساخته شده از گل پخته هستند، مانند کاسه، کوزه، و غیره... همچنین سفالینه، سفال ساخته شده را می‌گویند. سفالین نیز شامل انواع اشیایی است که از سفال می‌سازند. اصطلاح اروپایی" سرامیک" نیز داری مفاهیم سفال در زبان فارسی است، که از واژه یونانی (Keramikos) که خود از (Keramon) به معنی خاک رُس گرفته شده است. بنابراین سفالگری نیز به هنر یا صنعت ساخت ظروف و اشیا گلی پخته اطلاق می‌شود. معمولا محصولات را اگر بدون لعاب باشند سفال و اگر لعابدار باشند بر حسب گل و لعابی که در آنها به کار رفته بدل چینی می‌نامند. سفال در واقع نخستین محصول هنری و صنعتی مردمان اولیه و حاصل نیاز و شعور آدمی، در به کار گیری عوامل طبیعت است، و از آنجا که مواد اولیه آن شامل: خاک، آب، و آتش در سرزمین‌های محل سکونت بشر یافت می‌شده است، نشانه‌های تولید آن را در تمامی نقاط مسکونی انسان مشاهده می‌کنیم. کهنترین اشیا سفالی بدست آمده از کاوش‌های باستان‌شناسی ایران مربوط گنج دره در استان کرمانشاه است؛ که تاریخ آن به هزاره هشتم پیش از میلاد می‌رسد.

سفالگری، هنری است که به صورت (شکل) سنتی طی هزاران سال اصول فنی ارزشمند خود را تا به امروز حفظ کرده است. علاوه برارزش‌های هنری با بررسی دقیق این آثار، امکان شناخت حرفه‌ها، صنایع و آثار مادی طوایف و جوامع بشری در قلمروهای فرهنگ‌های گوناگون را فراهم می‌آید. بنابرآنچه گذشت، باید سفال را به عنوان تجلی فعالیت ذهن و خلاقیت و ابداع هنری انسان‌های گذشته ارج نهاد. زیرا سفالگری هنری همگانی بوده که نه تنها سلیقه ابداع کننده، بلکه نشانه‌های معینی از زندگی اجتماعی و دوره زندگی و ویژگی‌های مادی و معنوی آن را به ما نشان می‌دهد، و وسیله مستقیمی برای شناسایی تمدن شهرها، اقوام و ادوار مختلف است. زیرا هر ملتی برای تزئین سفال‌های خویش، نشانه، اشکال و تزئینات ویژه خود را به کار می‌برده است. برای تامین منظور باستان‌شناسان با بهره‌گیری از هنر طراحی و تکنیک‌های دقیق، باستان‌شناسان می‌کوشند به قطعات و اشیا مختلفی که از مناطق باستانی بدست می‌آید، جان داده و با به تصویر کشیدن تمام نقوش به کار رفته در سفالینه‌ها به تعیین دوران مورد نظر پرداخته، به اسرار هنر و بسیاری از ناشناخته‌های زندگی آن دوران پی می‌برند.
سفال : هنر سفال سازی نزد باستانشناسان قدر و منزلت خاصی دارد، چه همین قطعه‌های کوچک سفال که به ظاهر ناچیز به نظر می‌رسد، ما را به زمانه و زندگانی مردم آن روزگاران می‌رساند. فن سفال سازی درایران، از ابتدای تمدن تا به امروز ادامه یافته و در طی این مدت تغییرات گوناگونی به خود دیده است. به نوشته گیرشمن، در حدود ده هزار سال پیش، کسانی که درکوهستانهای بختیاری ضمن پرداختن به شکار و تهیه خوراک، به ساخت ظروف سفالی نیز اشتغال داشته‌اند. این نظریه که بیشتر باستانشناسان، آغاز صنعت سفال سازی را از ایران می‌دانند، در خور توجه است. به نوشته پروفسور پوپ در کتاب بررسی هنر ایران «مدارکی که اخیراً به دست آمده قویاً موجب اثبات فرضیه‌های چند سال اخیر است مبنی بر این که کشاورزی و شاید صنایع پیوسته به آن یعنی : کوزه‌گری و صنعت سفال‌سازی و بافندگی از فلات ایران آغاز شده است».

سیر تکامل سفال‌گری در تپه‌های باستانی، خیلی زود ساکنان اولیه را متوجه کرد که می‌توانند از طریق سفال نیازهای خود را برآورده کنند. سفال بهترین اثری است که از جوامع اولیه بر جای مانده است، به ویژه در تمدنهای فلات ایران، مراحل مختلف تمدنی را به نام این سفالها مشخص کرده‌اند:



تمدنهای شمال «سفال خاکستری» و تمدنهای غربی «سفال نخودی» و دوره تمدن ایلام «سفال منقوش». نخست به درون ظرف اهمیت داده می‌شد، ولی بعدها، در سفالینه‌های نقشدار تزیینات به جدار بیرونی ظرف نقش بست. بیشتر این ظروف به شکل کاسه، کوزه‌های پایه‌دار، لیوان و ظروف شبیه به مجسمه حیوانات است. اختراع چرخ کوزه‌گری در هزاره چهارم در ایران، دگرگونی بزرگی در صنعت سفال سازی پدید آورد. اشیای سفالینه مکشوفه از سیلک و محوطه‌های باستانی جنوب شوش، چغامیش و تل‌باکون در تخت جمشید حاکی ازساخت سفال با چرخ است. در همین دوره تحولی نیز در ترسیم نقوش پیدا شد: نخست با نقوش هندسی و تزیینی بدنه ظروف را آرایش کردند و پس از مدتی نقش حیوانات معمول شد و زمانی بعد هنرمندان برای بیان اعتقادات و گاه وضعیت محیط و زندگی، موضوع خاصی را به کار می‌بردند، بیشتر خصایص زندگی اعم از مذهبی، اخلاقی و هنری را با نقش بر سفال می‌نشاندند. از اکتشافات تپه سیلک، تپه حصار، تپه گیان در نهاوند و دیگر تپه‌های باستانی، چنین برمی‌آید که از هزاره پنجم قبل از میلاد، ساکنان این نواحی به ساختن ظروف سفالین منقوش می‌پرداختند.
هنرمند سفالگر پیش از تاریخ ایران با نقاشی روی سفالینه‌ها گویی شعر می‌سرود. سفالگر نقاش با استفاده از عناصر بصری ساده، اشیاء و حیوانات و انسان را می‌نمایاند، مثلاً خطوط موّاج موازی در درون یک دایره و مستطیل، نشاندهنده آب است و مثلثی که سطح آن چهارخانه بندی شد، نشانگر کوه یا مربعی که با خطوط افقی و عمودی تقسیم و خطوط موّاج در آن ترسیم شده، احتمالاً نشانه زمین زراعتی است. جانوران منقوش روی ظروف عمدتاً عبارتند از: بز، قوچ، گوزن، گاو، پرندگان و غیره. امّا برخلاف نقاشی غارها در اینجا شکل واقعی حیوان مورد توجه نبوده، بلکه طرح خلاصه و اغراق شده آن مطرح است. زیرا که آرایش سفالینه در کار سفالگر اهمیت بیشتری دارد: او به دلخواه، شکل طبیعی را به شکل تجریدی تبدیل می‌کند تا بدین ترتیب مقاصد تزیینی خود را برآورده سازد.

در این دوره بدنه سفال لطیف و درخشان شد و در تمام تپه‌ها و دهکده‌های باستانی کم و بیش این مراحل طی شده است. می‌توان گفت که این مراحل به دوره تمدنی بستگی داشته است. مثلاً زمانی که سفالها خشن و ناصاف بود، خانه‌های مردم نیز از گل و چینه ساخته شده بود، امّا در مرحله‌ای که سفالها نازک و صیقل‌دار شد، خانه‌ها نیز با خشت و آجر ساخته شده‌اند.

در میان ظروف دوره هخامنشیان تعدادی مجسمه سفالی هست؛ این مجسمه‌ها، از مجسمه‌های طلایی که بیشتر به شکل شیرند، تقلید شده‌اند. به این نوع ظروف سفالی، ظروف «ریتون» می‌گویند.

در دوره اشکانیان به سبب توجه خاص به ظروف زرین و سیمین، ساخت ظروف سفالینی رو به کاهش نهاد. از ویژگیهای سفال‌گری این زمان، باید به لعاب ظروف اشاره کرد. رنگ این لعابها سبز روشن تا آبی فیروزه‌ای رنگ بود. اشیاء باقی مانده از این دوره، شامل خمره‌های بزرگ برای انبار آذوقه، تابوتهای سفالی با نقش انسان و ظروف گلدان شکل و قمقمه‌هایی که با لعاب تزیین شده‌اند.

در دوره ساسانیان با اینکه هنر ـ صنعت و معماری رو به کمال گذاشت، ولی صنعت سفال‌سازی پیشرفت چندانی نداشت. شاید این گونه تزیینات ساده ظروف بدون لعاب، پایه‌ای شد برای به وجود آمدن ظروف با نقش افزوده (باربوتین) اوایل دوره اسلامی.

شیشه : شاید بتوان نخستین مرحله شیشه‌سازی را در ایران به دوره ایلامیها نسبت داد. در کاوشهای معبد چغازنبیل تعداد بسیاری لوله‌های مجوّف شیشه‌ای به دست آمده که به صورت مورّب درون چهار چوبهای پنجره‌های معبد،‌ کنار یکدیگر قرار داده می‌شدند. گذشته از این آثار، در اینجا قطعه‌هایی ازلعاب شیشه مخصوص ترصیع در کاشیهای لعاب دار، مهره‌های بدل چینی که برخی از آنها با لعاب شیشه ساخته شده بودند به دست آمد. وجود مهره‌های بدلی چینی و کاشیهای لعاب‌دار و مهره‌های شیشه‌ای از محوطه باستانی مختلف ایران چون شوش، زیویه، حسنلو و… نشان می‌دهد که ساخت چنین اشیائی در دوره هخامنشی نیز تداوم و توسعه داشته است.

با آغاز حکومت هخامنشی در نیمه‌های هزاره اول (550 پیش ازمیلاد) هنر ساخت اشیای شیشه‌ای از نظر طرح و نقش وارد مرحله نوینی شد. ظاهراً با آغاز پادشاهی اشکانیان در ایران و نزاعهای این سلسله با حکومت سلوکی، هنر شیشه‌گری با رکود روبه‌رو شد. وجود تعدادی ظرف شیشه‌ای از محوطه‌های باستانی پارت به ویژه در «نسا» نخستین پایتخت اشکانیان، حکایت از تداوم این صنعت در دوره اشکانی دارد.

دوره ساسانی را می‌توان اوج هنر آبگینه‌سازی ایران پیش ازاسلام دانست، کشف اشیای فراوان شیشه‌ای در اشکال مختلف و کاربردهای گوناگون از محوطه‌های باستانی گواهی بر این مدعاست. مهمترین نوع تزیین ظروف در این دوره، تراش به اشکال گوناگون، به ویژه تراش لانه زنبوری است که به صورت گسترده بر روی پیاله‌های نیم کروی و ظروف دیگر انجام می‌شده است.

مُهر : با پیشرفت مدنیت در مواردی همچون خانه سازی، اهلی کردن حیوانات، فعالیتهای کشاورزی، صنعت سفال سازی،‌ کوزه‌گری، تهیه دوکهای سنگی و گلی برای نخ ریسی و پارچه بافی و ساختن ابزار مختلف حتی لوازم زینتی و آرایش از انواع سنگها، ساخت مُهر نیز برای گسترش بازرگانی ارتباط میان اقوام و ملتها رواج یافت. ضروری بود که محتویات یک خمره یا یک عدل بار را تضمین و مراقبت کنند تا مال التجاره دست نخورده در مقصد تسلیم شود. برای تشخیص مالکیت، از مهر استفاده می‌کردند. روی کلوخه‌ای ازگل رس علامت‌گذاری می‌شد و آن را در دهانه خمره جای می‌دادند و یا به طنابی می‌بستند.

پیش از اختراع خط، از نیمه‌های هزاره چهارم پیش از میلاد، انسان با حکاکی تصاویر بر روی مهر مقصود خود را تفهیم می‌کرده است. پس از اختراع خط، این پیامها، شامل تصاویر و خط، بر مُهرها حکاکی می‌شد. جنس ابتدایی‌ترین مهرها از گل پخته، سنگ گچ، آسنگ آهن، مرمر، عاج و استخوان، شیشه،‌ فلز و احتمالاً گوش ماهی بوده است. مهرهای اولیه معمولاً دارای یک سوراخ بودند که به عنوان آویز در گردن‌بند یا دستبند و به احتمال قوی برای طلسم نیز به کار می‌رفتند.

یکی از زیباترین مهرها، مهرهای استوانه‌ای یا سیلندری بوده است. کاربرد مُهرهای استوانه‌ای، همان کاربرد مهرهای مسطح و عادی است که برای ثبت معاملات تجارتی و فرمانها و اسناد مالی، امضاء و جنبه‌های دینی و اساطیر به صورت طلسم برای مهر و موم و غیره به کار می‌رفت. به مرور نقوش مانند دیگر هنرها و دانشها راه تکامل پیمود و به درجه‌ای از کمال رسید.


در علم باستان‌شناسی که کشف مدارک عینی تاریخی و تعبیر و تفسیر این مدارک را بر عهده دارد، اهمیت طراحی فنی از یک قرن پیش مورد توجه دانشمندان و محققان قرار گرفته است. باستان‌شناسان قطعات و اشیا مکشوفه را به گروه طراحی سفال می‌سپارند واین گروه با بهره‌گیری از هنر و فن طراحی و تکنیک‌های دقیق می‌کوشند که تمام جزئییات و تزئینات و نقوش به کار رفته در سفالینه‌ها را به تصویر بکشند.
سفال یکی از قدیمیترین ساخته های دست بشر است که در تمام طول عمر وی از قدیمیترین ایام تاکنون مورد استفاده قرار گرفته است . به این جهت درگاهنگاری دورانهای پیش از تاریخ نقش مهمی دارد. ساخت سفال با گذشت زمان به نسبت تغییر فرهنگهای پیش از تاریخی و تجربه اندوزی اقوام بشری از نظر جنس، فرم، رنگ و نقش دچار تغییراتی چشم گیر شده است. این تغییرات عاملی تعیین کننده در تقسیم بندی انواع سفالهای پیش از تاریخی و بعد از آن در مورد چگونگی ساخت اولین سفال بدست انسان نظرات مختلفی ارائه شده است. عده ای ریشه سفال را در صنعت سبد بافی می دانند و معتقدند برای اولین بار گلهای اندود کننده کف سبدهای گیاهی پس از خشک شدن و یا قرار گرفتن در آتش و سوختن چوبهای سبد، الهام بخش سفال سازی بوده است. عامل پیدایش صنعت سفال سازی هر چه باشد در این مورد شکی نیست که سفالهای اولیه دست ساز و خشن و ماده چسبندگی آنها شن و گیاهان خرد شده بود است در حدود 10000سال پیش که انسانهای ساکن بین النهرین زندگی غار نشینی و دوران جمع آوری غذا را پشت سر گذارده و به دوران تولید غذا شروع نموده بودند. در پهنه دشت بصورت اجتماعات اولیه کشاورزی مستقر شده بودند، تمدنی را بوجود آوردند که از مشخصات آن ساخت سفال های ظریف و زیبای نخودی و قرمز رنگ است. این تمدن همراه با خصوصیات دیگر آن در این منطقه شکوفا گردید و به تدریج در دنیای پیش از تاریخ در منطقه وسیعی گسترش یافت. آثار و بقایای این نوع سفال از شرق دریای مدیترانه تا دره رود سند در حفاری های باستان شناسی در مناطق باستانی آشکار گردیده است. یکی از سنتهای مشخص سفالگری فلات ایران سفال قرمز رنگ منقوش می باشد که در طول هزاره های ششم و پنجم ق.م. در حاشیه ک ویر در فلات مرکزی ایران شکل گرفت و متداول شد. این سفال ها دست ساز و برنگ قرمز و دارای خمیری مخوط با پودر شن یا گیاهان خرد شده می باشد. این نوع سفال طی حفریات باستان شناسی از محوطه های باستانی چشمه علی ،قره تپه شهریار ، اسماعیل آباد ، تپه زاغه ، سیلک و حصار شناسائی شده اند.

مهمترین تحمل در صنعت سفالگری که این صنعت را بکلی دگرگون ساخت اختراع چرخ سفالگری است که در هزاره چهارم ق.م. اتفاق افتاده سفالگران ابتدا از چرخهای کند گردش یا بطئی استفاده کرده و سپس به چرخهای پرسرعت و تند گردش که امروز نیز مورد استفاده کارگاههای سفالگری سنتی است دست یافتند.

از اوائل هزاره سوم ق.م. نوع دیگری سفال از مناطق شمال فلات ایران به سمت داخل فلات نفوذ می کند که به سفال خاکستری معروف است. این نوع سفال چرخساز می باشد و از نظر سبک ساخت و تزیینات تحت تاثیر ظروف فلزی هم عصر خود قرار گرفته است . سفال خاکستری با تکنولوژی بالا و در کوره ای مخصوصی که سفالگر بخوبی در آن کنترل حرارت و میزان اکسیداسیون فعال را اعمال می کرده است پخته شده اند. فرهنگ سفال خاکستری از اوائل هزاره سوم ق.م. در مناطق باستانی یانیک تپه اردبیل ، تورنگ تپه گرگان ، تپه حصار دامغان شناسائی شده است. سفال خاکستری براق در طول عصر آهن یعنی از اواسط هزاره دوم ق.م. به بعد در اکثر نقاط فلات ایران گسترش یافت و در همین دوره به اوج زیبائی ، ظرافت و پیشرفت تکنیکی در ساخت و پخت و و تزیین رسید. از نیمه های هزاره اول ق.م. با رونق فلزکاری صنعت سفالگری رو به افول می رود بطوریکه در دوران تاریخی سفالهای ساخته شده عمدتاً بسیار خشن و بدون نقش هستند و از ظرافت سفالهای پیش از تاریخی خبری نیست

اوج تمدن و هنر سفال در ایران به دوره سلجوقی باز می گردد و لعاب های زرین فام این دوره ، از آثار هنری بی نظیر در دنیا شناخته شده است.

تا کنون نمونه سفالهای پیش از 800 محوطه باستانی ایران ، در دوره های فرهنگی پیش از تاریخ، تاریخی و اسلامی فلات ایران در بانک سفال ایران ذخیره شده است. بیشترین تعداد مربوط به مناطق شمال مرکزی و شمال غرب ایران می باشد. در حال حاضر ذخایر اطلاعاتی بانک سفال ایران برای آموزش دانشجویان رشته باستان شناسی دانشگاه تهران مورد استفاده قرار می گیرد. لازم به ذکر است، پژوهشگران علاقمند ان دیگر نهادهای آموزشی و پژوهشی کشور نیز میتوانند از اطلاعات این بانک استفاده نمایند.





منابع:

کتاب سفال ایران، فن و هنر سفالگری، پیشینه سفال و سفال‌گری در ایران

موسسه باستان شناسی ایران

شورای گسترش زبان فارسی

موزه ملی ایران











استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است

_________________
azdeh39

نویسنده : سعدی : ۱۱:۳٧ ‎ب.ظ ; جمعه ٢۱ دی ۱۳۸٦
Comments نظرات () لینک دائم

تاریخچه معماری در ایران

نظری اجمالی به معماری ایران در عهد باستان این ویژگی را آشکار می سازد که معماری ایرانی بر سه اصل استحکام ، آسایش و انبساط پایه گذاری گردیده است .
(( معماری ایران در طی تاریخ طولانی خود دارای اصالت طرح و سادگی تؤام با آرایش و تزئین بوده است )) .بـا ایـن برداشت آرتـورپوپ ـ مستشرق و ایران شناس نامی آمریکا به فرهنگ معماری ایران روی می آورد . او می گوید : (( اصالت اشکال زندگی ایران بدین گونه نمایان می شود که در ابنیه مسکونی از خودنمائی و برون آرائی به دور بوده است ))‌ و با این یقین معماری را به عنوان یکی از پربارترین شاخه های درخت تنومند فرهنگ و هنر ایران معرفی می کند .
تحسین (( پوپ )) صدائی ست که تاریخ آنرا تکرار و تأیید می کند ، تالارها و شبستانها و ستونهای تخت جمشید ـ این ارکستر سنگی عظیمی ـ آیا یک ضیافت رنگین برای چشمها نیست ؟ هزاران مسجد و بقعه و مقبره و بنای تاریخی در هرگونه فلات گستره ما ، آیا شاه غزلهای پر از سحر و افسون معماری نیستند ؟
(( پوپ )) این سحر و افسون را می شناسد که می گوید ((‌ گوناگونی بناهای ایرانی )) از کلبه دهقانی و چاپخانه و آلاچیق هاست ، تا زیباترین بناهائی که تاکنون جهان به خود دیده است .
هنر در ایران به قدمت تاریخ است و معماری از کهن ترین هنرهاست . رونق واعتلای معماری در ایران باستان گواه آنست که این سرزمین از کانونهای نخستین شهرسازی و نیز سدسازی ومهندسی بوده است . و این گواهی را بناهائی که از میان ازمنه و اعصار با سیمای غبار آلود سر بیرون کشیده اند و سدهای باستانی و شهرها و دهکده های شاهی تأیید می کنند .
آثاری که جسته و گریخته از خلال نوشته های باستان شناسان به دست می آید ، روشنگر آنستکه هنر و صنعت ۵۰۰۰ سال قبل از میلاد در این مرز و بوم ریشه و نشان دارد .
تمامی گستره ایران ـ به ویژه روستاهای آن اینک چون کتاب زنده ای از تاریخ معماری و هنر است . هر برگ از برگ های این کتاب قطور گنجینه جاودانه ای از معماری ما را در بر گرفته و در لحظاتی کوتاه دروازه چندین هزار سال تاریخ را بروی تماشاگر می گشاید .
کمتر روستائی در ایران وجود دارد که در آن معابد باستانی ناهید یا قلعه گبری و قلعه سلال یا ( صلصال ) با طاق های ضربی و یا هلالی به چشم نیاید و در آن از بقعه ها و امامزاده ها و یا قلعه های معروف به دخترکه مضمونی افسانه ای تاریخی را در خویش نهفته اند اثری نباشد . قلعهٔ مرو و قلعهٔ اصفهان که سرگذشت آنها تا اعماق افسانه ها ریشه دوانده است ، قصر کیاکسار پادشاه ماد در همدان ، کاخ پازارگاد ، تخت جمشید یا پارسه ، آثار شوش ، ایوان مداین یا طاق کسری در تیسفون ( نزدیک بغداد کنونی در محلی به نام سلطان پاک ) ، آثار آتشکده های باستانی چون آتشکده کرکوی سیستان ، نشانه های طبقات و استعمال نـخستین آجـرها در تـپه سـیلک کاشان ، مناره ها ، سدهای باستانی ، آثار تمدن باستانی (( موهن جودارو )) در بـلوچستان و سـند ، بازمـانده سـاختمانهای کهن در مرو ، تـجلیات قریحه ایرانی در آثار بابل ، خرابه قصر هاتره ( المحضر ) در ساحل دجله ، ویرانه های معبد کنگاور ( ناهید ) ، یادگار خسرو پرویز در قصر شیرین ، طاق بستان کرمانشاهان ، ساختمان الجایتو ( سلطان محمد خدابنده ) ، مقبره بایزید بسطامی و خیام و عطار ، کاخ چهل ستون و عالی قاپو ، مساجد اعجاب انگیزی که قلل هنر و استعدادند ، چون مساجد شاه و مسجد شیخ لطف الله و مسجد جامع اصفهان و نیز آثار معماری زندیه و قاجاریه تا عصر حاضر و صدها و هزاران نشانه و یادگار و اثر دیگر ، همه و همه جلوه هائی از بهار هنر ایران و معماری دیرینه سال و پر غنای آنست ... معماران و هنرپروران شهرساز ایرانی در ازمنه گذشته از برجسته ترین کارشناسان عصر خود بودند . تاریخ نام بسیاری از معماران برگزیده را به یاد ندارد ، اگر چه آثار گرانقدر آنها بهترین شناسنامه در شناسائی خصایل هنری و اندیشگی آنهاست .
در میان این گروه بسیار معماران شهره ایران باستان ، باید از (( سئنا )) نام برد ، که تا مرزهای نبوغ پیش تاخت و نیز از (( برازه حکیم ))‌ که در زمان اردشیر ساسانی می زیست و سدساز و معمار و شهرساز بی همتائی بود . هم اوست که سدی را که اسکندر بر شهر فیروزآباد فارس بسته بود و بر آثر آن سالیان متمادی شهر را آب فرا گرفته بود شکست و فیروزآباد تازه ای بنا کرد که دستاوردها و خطوط اصلی معماری ایران را ترسیم می کرد .
نمونه هائی از آفرینشگریها و نیز خدمات چنین معماران و مهندسان در کتاب (( فارس نامه )) ابن بلخی و آثار عجم ( فرصت شیرازی ) و ((‌ مرآت البلدان ))‌ و فارس نامه ناصری ( حاج میرزا حسن فسائی ) و سایر کتب قدیمی ما آمده است . در زمان هخامنشیان و ساسانیان عده زیادی از معماران و حجاران و سدسازان به آبادی این مرز و بوم همت گماشتند و ثمره این همکاری به خلاقیتی انجامید که در پرتو آن تخت جمشید در فارس و سدهای بسیاری به وجود آمد . پاره ای از این سدها هنوز برجاست .
پس از اسلام فرهنگ و هنر ایران با عوامل تازه ای ترکیب یافت . برخورد و آمیزش عنصر ایرانی با جریانهای فرهنگ و هنر و اندیشه اسلامی سیمای تازه ای به هنر ایران داد ، بی آنکه هویت و روح آنرا تغییر دهد . معماری در ایران پس از اسلام از رنگارنگی پربار و طراحی و ظرافت و دقت نظر کم نظیری برخوردار شد و اوج این بازآفرینی در عصر هنروران صفوی شکفت .
از معماران و هنر پروران عهد صفویه باید شیخ بهائی را نام برد که آثار جاویدان معماری او در اصفهان شهرت جهانی دارد . به طور کلی صدها معمار و مهندس گمنام و یا معروف ایرانی وجود دارند که در ساخت ابنیه باستانی و سدها و آثار گرانمایه ، قریحه و استعدادی شگرف از خویش بروز داده اند . نام بسیاری از اینان در کتیبه ساختمان های باستانی محفوظ است و باید تحقیق کاملی در این زمینه صورت پذیرد . معماری ایران ، شناسنامه معتبر مردم در این سرزمین از دورترین ازمنه قدیم است . طبیعت اقلیمی ایران در این زمینه تأثیرگذار فرهنگهائی که با فاتحین و مغلوبین به این خطه راه گشودند ، در این معماری به بارزترین اشکال خود جلوه کرده است .
آداب و رسوم ، مراسم مذهبی ، روحیه ، اخلاقیات ، اندیشه و عقیده نسلها در معماری ایران انعکاس واضحی دارد . نه تنها در بناهای عظیم ، در ابنیه آثار کوچک هم این انعکاس را می توانیم دریابیم .
آتشکده و دهکده های شاهی که در گذشته در سراسر این خطه جابجا روئیده بود و اینک به جا مانده است ، باری از فرهنگ معماری ایران باستان را در خویش نهفته اند .
آتشکده ها و دهکده های شاهی را در ایران باستان بر روی تپه ها بنا می کردند . در دهکده های شاهی معابد ویژه پرستش مهر و ناهید ( فرشته آب ) وجود داشت .
نقاطی را که هم اکنون به پل دختر یا قلعه دختر نسبت می دهند ، همان پرستشگاههای باستانی ناهید یا فرشته آب است . از معابد مهر ( میترا ) که قبل از زرتشت در ایران رواج داشته است ، نمونه های چندی باقی است . معبد (( مصیصر )) در شمال غربی ایران که در کوه تراشیده شده است و همچنین صخره (( بی فخریکار )) در جنوب دریاچه رضائیه از جمله این نمونه ها هستند .
مهرپرستان باستانی قبل از ورود به معبد در جائی دست خود را به آب می زدند و آن را ( مهر آب ) می نامیدند ـ که شاید لغت محراب دوره اسلامی از آن سرچشمه گرفته باشد ـ معماری ایران حاصل قرنها تطور و ثمرهٔ اندیشه و قریحه هنری نیاکان ما و الهاماتشان از سنت ها و دستاوردهای دیگر ملل است . با آنکه در هر دوره سیمای معماری ایرانی تغییر و تبدیل هائی را پذیرفته است ، روح یگانه و ذات نیرومند آن همواره زنده و بالنده باقی مانده و همپای زمان ظرفیت های خویش را عوض کرده است .
مروری در خطوط اصلی معماری ایران از آغاز تاریخ مدون ما ، در واقع گشاینده شاهراهی به قلب تمدن دیرینه سال این سرزمین است . نخستین سلسله حکومت ایران سلسله ماد بود که بخشی از هستی خود را در بنا و آثاری که آفریده ، به وام نهاد .
سنگ شیر همدان ، دکان داود در سرپل ذهاب ، دخمهٔ صحنه در کرمانشاه ، دخمهٔ موسوم به طاق فـرهاد در لرستان ، دخمهٔ ده نو اسحق وند نزدیک کرمانشاه از برگزیده ترین آثار این دوره است . ((‌ پولی یبوس )) در توصیفی که از کاخ باستانی همدان کرده ، یادآور شده است که ستون های این کاخ از چوب سدر و سرو ساخته شده و روی این ستونها از لوحه های سیمین و زرین پوشانده شده بود (( دمرگان پرود )) و (( شی پیه ))‌ معتقدند که این نشانه ها به آثار تخت جمشید کم و بیش شباهت دارند . قرنها پیش از آنکه بابل و یونان و روم وارد صحنه تاریخ شوند ، تمدنهای عظیمی در سرزمین پهناور ایران وجود داشته است .
شاهنشاهان هخامنشی در عرصه وسیع سرزمین خود از مهارت واستادی هنر مندان ممالک زیر فرمان خویش به نحو احسن بهره می گرفتند و از این جهت در آثار معماری و صنعت ایران در دوره هخامنشی تأثیر سایر ملل نیز دیده می شود چنانکه داریوش می گوید در بنای قصر او صنعتگران بابلی ، مادی ، لیدی و مصری خدمت می کرده اند و مصالح ساختمان ها از فواصل دوردست می آمده است . استفاده از تجربیات و سنن ملل تابعه ، نه به صورت تقلیدی و پیروی ، بلکه به گونه بازآفرینی و الهام پذیری خلاقه ، مختص دوره هخامنشی نیست . مادها نیز پیش از آن از تجربه و مهارت ((‌ اوراتوئی ))‌ ها استفاده بسیار بردند .

_________________
azdeh39
نویسنده : سعدی : ۱۱:۳٥ ‎ب.ظ ; جمعه ٢۱ دی ۱۳۸٦
Comments نظرات () لینک دائم